تبلیغات

ایران سرزمین من

iran%20iran.gif

کل استانهای ایران در ایران شف

آذربایجان شرقی تبریز
شهرستانها


1-اهر
2-بناب
3-بستان آباد
4-هریس
5-هشترود
6-جلفا
7-کالیبر
8-ملکان
9-مرند
10-مراغه
11-میانه
12-سراب
13-شبستر
14-تبریز


بناهای یادبود تاریخی

1-برج آتش نشانی ، تبریز
2-قلعه بابک ، کالیبر
3-عمارت ایل قلی ، تبریز
4-کاروانسرای جمال آباد (صفوی )، میانه
5-گنبد کبود (مادر هولاکو ) ، مراغه
6-حمام کردشت ،کالیبر
7-قلعه کردشت ، کالیبر
8-خانه مشروطیت (قانون اساسی ) ، تبریز
9-آرامگاه اوهادی مراغه ای ، مراغه
10-قلعه قهقهه
11-آرامگاه شبستری ، شبستر
12-کاخ شهرداری ، تبریز
13-آرامگاهای شعرا ، تبریز
14-گنبد سرخ ، مراغه
15-بازار تبریز ، تبریز

بناهای یادبود مذهبی

1-مسجد ارک ، تبریز
2-مسجد کبود ، تبریز
3-مسجد جامع مرند ، مرند
4-کلیسای سنت استپانوس ، جلفا
5-مسجد جامع تبریز ، تبریز
6-مسجد جامع تسوج ، شبستر

جاذبه های طبیعی

1-استخر ایل قلی ، تبریز
2-دریاچه ارومیه
3-کوه سهند

فرهنگ و هنر

1- موزه آذربایجان ، تبریز
2-صنایع دستی
3-روستای کندوان ، تبریز
4-لزگی ، رقص سنتی آذربایجانی

تغییر مسیر از: آذربایجان غربی


•آذربایجان غربی
•قالی بافی:
•گلیم بافی:
•رنگرزی و چاپ های سنتی:
•رودوزی:
•شهرستانها
•بناهای یادبود تاریخی
•بناهای یادبود مذهبی
•جاذبه های طبیعی
•فرهنگ و هنر


آذربایجان غربی



موقعیت جغرافیایی استان آذربایجان غربی

استان آذربایجان غربی با احتساب دریاچه ارومیه حدود 43660 کیلومتر مربع مساحت دارد. این استان که در شمال غرب ایران واقع شده 65/2 درصد از مساحت کل کشور را تشکیل میدهد.

استان آذربایجان غربی از طرف شمال و شمال شرق با جمهوری آذربایجان و ارمنستان، از غرب با کشورهای ترکیه و عراق ، از جنوب با استان کردستان و از شرق با استان آذربایجان شرقی و زنجان همسایه است .بر اساس آخرین آمار تقسیمات کشوری این استان دارای 12 شهرستان ، 28 بخش ، 14 شهر ، 103 دهستان و 3227 آبادی دارای سکنه میباشد و مرکز آن شهر تاریخی ارومیه است .

استان آذربایجان غربی یکی از مناطق کوهستانی کشور است و توپوگرافی متنوع و گسترده ای دارد. بر اساس ساختار طبیعی استان ، اکوسیستمهای ویژه ای از ترکیب گیاهان در سطوح مختلف پوشش گیاهی در اشکورهای مختلف توپوگرافی به وجود آمده است که اهم آنها به شکل جنگلها و مراتع خودنمایی میکنند. این استان عمدتاً تحت تاثیر جریان هوای مرطوب اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه است، ولی در برخی از ماههای زمستان، توده هوای سردی از اطراف شمال، هوای مدیترانه ای آن را متاثر کرده و موجب کاهش قابل توجه دما می شود .

از نظر تاریخی ، تاریخ باستانی آذربایجان با تاریخ قوم ماد در آمیخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ایران آرام آرام قسمتهای غربی ایران از جمله آذربایجان را تصرف کردند . مقارن این ایام دولتهایی در اطراف ‎آذربایجان وجود داشت که از آن جمله میتوان به دولت آشور در شمال بین النهرین ، دولت هیق در آسیای صغیر ، دولت اورارتو در نواحی شمال و شمال غرب ، اقوام کادوسی در شرق و کاسیها در حوالی کوههای زاگرس اشاره کرد . بعد از تاسیس دولت ماد ، آذربایجان به ماد کوچک معروف شد و مشتمل بر شهرهای قدیمی همدان ، ری ، اصفهان و کرمانشاه بود . بعد از غلبه اسکندر مقدونی به ایران ، سرداری به نام آتورپات در آذربایجان ظهور کرد و از اشغال آن توسط یونانیان ممانعت به عمل آورد . از آن به بعد این سرزمین به نام آتورپاتگان معروف شد . آتورپات به پادشاهی رسید و آن ناحیه را مستقل اعلام نمود . حکومت جانشینان آتورپات در آذربایجان در زمان اشکانیان نیز ادامه یافت و این منطقه توانست کماکان استقلال خود را حفظ کند . سر انجام اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی بر حکمرانان آذربایجان استیلا یافت.

صنایع دستی استان آذربایجان غربی به شرح زیر است:

انواع قالی و گلیم, نساجی سنتی, رنگرزی و چاپهای سنتی, رودوزی و بافتنی, سفالگری و سرامیک سازی, فرآورده های پوست و چرم, هنرهای مرتبط با فلز, چوب, حصیربافی , طراحی سنتی و نگارگری, صحافی و جلدسازی سنتی, گیوه دوزی و نمد مالی.


قالی بافی:


در مورد قالی های استان آذربایجان غربی تاریخ دقیقی در دسترس نیست و نقشه خاصی که مربوط به استان باشد نیز وجود ندارد. ولی هم اکنون تقریباً نقشة سایر مناطق را می بافند. در آذربایجان غربی, به دلیل نزدیکی و همجواریش با استان آذربایجان شرقی -که یکی از مراکز عمده قالیبافی در دنیا است - قالیبافی متداول می باشد. مهمترین مراکز قالیبافی استان شهرهای تکاب و میاندوآب و مناطق روستایی و عشایری آن است.


گلیم بافی:


در بخشهایی از استان, گلیم سوماک نیز بافته می شود.


رنگرزی و چاپ های سنتی:


کلیه فرآورده هایی که بوسیله قلم مو, قالب و شابلون, رنگ آمیزی می شود و پذیرای نقش می شود جزو چاپ های سنتی به حساب می آیند. البته در آذربایجان غربی عمدتاً در زمینه رنگرزی فعالیت می شود.


رودوزی:


رودوزی های استان عمدتاً در زمینه «ممقان دوزی» انجام می شود. این هنر- صنعت که تولیدش در انحصار زنان و دختران خانه دار است. مواد اولیة مورد نیار نخ ابریشم رنگین پارچه است. بیشتر محصولات این رشته در تهیه کلاه است. البته در حال حاضر زیرلیوانی, کمربند , کفش , جلیقه, رومیزی نیز تهیه می شود.

این رشته از سوزندوزی از بخش هایی است که طی آن زمینه اساسی پارچه را از بخیه می پوشانند و زمینه تازه ای از نقش و نگار ایجاد می شود. طرحهای سوزندوزی عمدتاً ذهنی و ملهم از برداشت های شخصی هنرمند است.

شهرستانها


1-بوکان
2-چالدران
3-خوی
4-مهاباد
5-ماکو
6-میاندوآب
7-نقده
8-ارومیه
9-اشنویه
10-پیرانشهر
11-سلماس
12-سردشت
13-شاهین دژ
14-تکاب

بناهای یادبود تاریخی


1-کاخ باغچه جوق ، ماکو
2-تپه باستانی حسنلو
3-پل خاتون ، خوی
4-بازار خوی ، خوی
5-بازار ارومیه ، ارومیه
6-پل پنج چشمه ، ماکو
7-آرامگاه سه گنبد ، ارومیه
8-قلعه تخت سلیمان ، تکاب

بناهای یادبود مذهبی

1-امامزاده برکشلو ، ارومیه
2-مسجد مطلب خان، خوی
3-مسجد جامع ارومیه ، ارومیه
4-کلیسای قره (طاطاووس ) ،خوی
5-مسجد سردار ، ارومیه
6-کلیسای سورپ سرکیس ،خوی

جاذبه های طبیعی


1-رودخانه ارس
2-دریاچه ارومیه

فرهنگ و هنر


1-موزه ارومیه،ارومیه
2-عشایر قزلباش

•اردبیل
•قالی بافی:
•قالی اردبیل:
•گلیم بافی :
•ورنی :
•جاجیم بافی:
•شهرستانها
•بناهای یادبود تاریخی
•بناهای یادبود مذهبی
•فرهنگ و هنر

اردبیل



موقعیت جغرافیایی استان اردبیل


استان اردبیل در شمال غربی فلات ایران، با بیش از 18 هزار و 50 کیلومتر مربع، یک درصد مساحت کل کشور را تشکیل می دهد. این استان از شمال به رود ارس ، دشت مغان و بالها رود در جمهوری آذربایجان، از شرق به رشته کوههای طالش و بغرو در استان گیلان ، از جنوب به رشته کوه ها، دره ها و جلگه های به هم پیوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربایجان شرقی محدود است .
چهار شهرستان این استان در طول 5/282 کیلومتر با جمهوری آذربایجان هم مرز هستند. در 159 کیلومتر از این مرز، رودهای ارس و بالهارود جریان دارند. در طول این مرز، استان اردبیل با جمهوری آذربایجان از دو نقطه اصلاندوز و بیله سوار ارتباط دارد. آذربایجان شرقی مرزهای مشترک با شهرستانهای پارس آباد ، مشکین شهر ، اردبیل و خلخال دارد. استان اردبیل همچنین در جنوب با استان زنجان همجوار است. این استان از مشرق با استان گیلان از طریق شهرهای اردبیل و خلخال و رشته کوه طالش همسایه می باشد. راه ارتباطی استان اردبیل با مرکز کشور از طریق محور اردبیل ـ آستارا ( گردنه حیران ) واز راه رشت و قزوین به تهران میسر می شود. استان اردبیل به پیشنهاد دولت و تصویب مجلس شورای اسلامی در سال 1372 از محدوده سیاسی ـ اداری استان آذربایجان شرقی جدا شده و به عنوان استانی مستقل در تقسیمات کشوری جای گرفت .
این استان دارای شش شهرستان، 16 بخش، شش دهستان و 2193 آبادی است. شهرستان اردبیل دارای چهار نوع آب وهوای مدیترانه ای گرم، مدیترانه ای معتدل، کوهستانی سرد و معتدل است . شهرستان اردبیل یکی از مناطق سردسیر ایران است و بین پنج تا هشت ماه از سال سرد است.
استان اردبیل، مانند بسیاری از مناطق مستعد کشور در زمینه بافت انواع زیراندازها دارای قدمت و اصالت بوده و صنعتگران و هنرمندان روستایی و شهری با عرضه هنر و استعدادهای درخشان خود، توانسته اند نمونه های بارزی از آثار نفیس و ارزنده صنایع دستی را با نام منطقه خود به ثبت برسانند. قالی بافی, ورنی بافی و جاجیم بافی که تقریباً منحصر بفرد بوده و در مناطقی همچون مغان و خلخال توسط هنرمندان بافته می شود. و یا بافت گلیم و مسند که کار خاص هنرمندان بخش های نمین و عنبران و گرمی و خلخال است، از صنایع دستی شاخص استان اردبیل است.


قالی بافی:


قالی بافی در استان اردبیل دارای سابقه طولانی است. قالی هایی با گره ترکی و طرح هائی چون هراتی، مشایخی، گلدانی، ظل السلطان و ترنجدار شیخ صفی در این منطقه بافته می شود.
بی مناسبت نیست که به قالی معروف اردبیل که شهره خاص و عام است نیز اشاره ای داشته باشیم.

قالی اردبیل:


این قالی مشهور از آن جهت قالی اردبیل نامیده می شود که از مسجدی واقع در مصلّی اردبیل که شاه اسماعیل و جد او شیخ صفی الدین (که سلسله صفویه نام خود را از او گرفته) مدفون شده اند، به دست آمده است. این قالی بنابه توصیه "ویلیام موریس" از شرکت "ونیست رابینسون" خریداری شد که شرکت مزبور آن را از شرکت "زیگلر" واقع در تبریز خریده بود. قالی اردبیل از نظر طرح و بافت یکی از نفیس ترین و مشهورترین قالی های جهان است. از لحاظ تاریخی نیز سند و مدرک مهمی محسوب می شود زیرا دارای تاریخ و امضاء است، و از این رو هسته مرکزی گروه قالی های ترنجدان یاسبک مشابه است که با اطمینان کامل می توان آن را متعلق به اواسط قرن شانزدهم دانست. چه قالی در سال 1539 میلادی(946ه. ق.) یعنی در سیزدهمین سال سلطنت پنجاه و دوساله شاه طهماسب بافته شده است. تار و پود این قالی ابریشم و گره آن فارسی است و در هراینج مربع تقریباً 19 × 17 گره دارد، که مساوی بهترین نوع قالی کاشان است. قالی اردبیل برخلاف بسیاری دیگر از قالی های مشهور آن زمان طرحی آرام دارد و فاقد تصاویر حیوان و انسان است، چه هدف از بافت قالی استفاده از آن در مکانی مقدس بوده است. قالی در تبریز و در دربار شاه طهماسب که تبریز را به پایتختی برگزیده بود و در کارگاه های سلطنتی بافته شده است.


گلیم بافی :


با توجه به مواد اولیه فراوان و آشنایی اغلب صنعتگران هنرمند روستائی استان اردبیل به بافت گلیم، این رشته از صنایع دستی در بسیاری از شهرها و روستاهای این استان رواج داشته و از معروفیت خاصی برخوردار است. به طور مثال می توان از گلیم نمین یا عنبران گرمی و خلخال نام برد. نوعی از گلیم مناطق مزبور که به "مسند" شهرت دارد و معمولاً در اندازه 5/1 × 1 متر بافته می شود، دارای کیفیت بالائی است و بافندگان سلیقه و هنر زیادی را در بافت و ترکیب رنگ و طرح آن به کار می برند. گلیم های مسند، گلیم های دورو است. نوع دیگر زیرانداز "ورنی" یا گلیم سوماک است که مهمترین مراکز تولید آن مناطق عشایری و روستایی مغان، بیله سوار، پارس آباد و مشکین شهر است. طرحها و نقش های زیادی رامی توان در گلیم های تولیدی مناطق اردبیل مشاهده نمود، از جمله نقش های لچک و ترنج و لچک تکرار شوند.
تفاوت گلیم های ساده یا دوروی تولید شده در استان اردبیل درطرحها و نقش ها و گاه ابعاد و اندازه های آن است. مثلاً گلیم های ساده تولید شده در مغان به اصطلاح دراز و باریک با طولی در حدود 3 تا 5 متر و عرضی حدود یک متر است و معمولاً در دو قسمت بافته و از جهت طولی به نحو مخصوصی به هم دوخته می شود. ضمن آن که در مناطق عشایری استان بیشتر به استفاده از چله پشمی در تولید کار تمایل دارند و کمتر از نخ پنبه ای به عنوان چله یا تار استفاده می کنند.
گلیم های تولیدی خلخال در اندازه 5/1 × 3 متر مربع است و طرح گلیم نیز معمولاً با یک یا چند ترنج و یک حاشیه همراه است و متن زمینه از یک رنگ است و خرده نقشی ندارد.


ورنی :


ورنی که گاه به آن گلیم سوزنی نیز گفته می شود، نه تنها یکی از گلیم های معروف اردبیل بلکه یکی از شاخصترین "سوماک" های ایران است. این نوع زیرانداز در آثار پژوهشگران خارجی به نام "سوماک" معروف است و منسوب به شهر "شوماخی" در قفقاز است، ضمناً در میان عشایر جمهوری های آذربایجان و ترکیه نیز ورنی با نقش هایی کم و بیش شبیه ورنی اردبیل و به همین نام شهرت دارد. بافت "ورنی" در ایران تنها در بین ایلات و عشایر استانهای آذربایجان شرقی و اردبیل رواج دارد و روستائیان استانهای مذکور نیز به دلیل آمیختگی با این عشایر به بافت این نوع گلیم زیبا و منحصر به فرد می پردازند. "ال سون" ها و نیز عشایر "ارسباران" عمده ترین تولید کنندگان ورنی هستند. تفاوتی که در بافت گلیم و "ورنی" وجود دارد این است که در گلیم، بافت به صورت گره های منقطع انجام می شود و نقوش آن توسط پود شکل می گیرد و تار بوسیله پود کاملاً پوشیده می شود، در حالیکه در بافت ورنی ایجاد طرح و نقوش بر سطح آن توسط پودگذاری اضافی حاصل می شود و تار و پود هر دو پوشیده است. پود اضافی، که پود اصلی خوانده می شود، مانند پود گلیم به صورت ساده از بین تارها عبور نمی کند، بلکه به دور تار حرکت پیچشی و غیره منقطع دارد. متداول ترین مصارف ورنی شامل خورجین، مفرش(رختخواب پیچ یا فرمش) و زیراندازهایی است که غالباً در اندازه های 3/1×1 متر و 5/1×1 متر روی دارهای عمودی بافته می شود. بافندگان ورنی از نقش هایی چون گوزن, آهو , گرگ, سگ گله, بوقلمون, مرغ و خروس, شغال, روباره, پرندگان محلی و ... به گونه ای بسیار زیبا و به صورت هندسی استفاده می کنند.


جاجیم بافی:


بافت جاجیم در اکثر روستاها و مناطق عشایری اردبیل دارای سابقه دیرینه است و به علت وجود مواد اولیه در بین دامداران و عشایر تقریباً اغلب خانواده ها به این فن آشنائی دارند. در استان اردبیل, منطقه خلخال, از نظر نوع بافت و میزان تولید آن, از مراکز مهم جاجیم بافی اردبیل به شمار می رود. موارد استفاده از جاجیم شامل پشتی و رویه تکمیلی کیف و ساک و مبلمان است. نقش های جاجیم به دو صورت ساده و گلدار طراحی می شود. نوع ساده آن با تعییر رنگ تارها به صورت راه راه بافته می شود و نوع گلدار آن که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد به عنوان رویه کرسی, پشتی, انواع ساک و کیف به کار می رود. اندازه جاجیم معمولاً دارای عرض 20 تا 30 سانتیمتر و به طول دلخواه تا 70 متر است. پس از اتمام بافت و دوختن کناره های عرض جاجیم بر اساس نوع مصرف, قابل استفاده است.


شهرستانها

1-اردبیل
2-بیله سوار
3-گرمی
4-خلخال
5-مشکین شهر
6-پارس آباد

بناهای یادبود تاریخی

1-بازار اردبیل ، اردبیل
2-قلعه قدیمی مشکین شهر
3-آرامگاه شیخ حیدر ، مشکین شهر
4-مقبره شیخ جبرئیل ، اردبیل
5-آرامگاه شیخ صفی ، اردبیل

بناهای یادبود مذهبی

1-مسجد جامع اردبیل ، اردبیل
2-کلیسای مریم مقدس ، اردبیل


جاذبه های طبیعی

1-کوه سبلان
2-دریاچه نئور ، اردبیل
3-دره شیروان ، اردبیل


فرهنگ و هنر


1-عشایر اردبیل در کوهستانهای اردبیل
2-صنایع دستی
3-موزه شیخ صفی ، اردبیل


--------------------------------------------------------------------------------
•اصفهان
•جغرافیای تاریخی استان
•صنایع دستی استان اصفهان
•شهرستانها
•یناهای یادبود تاریخی
•بناهای یادبود مذهبی
•فرهنگ و هنر

اصفهان



موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان

استان اصفهان با مساحتی حدود 105937 کیلومتر مربع بین 30 درجه و 43 دقیقه تا 34 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی خط استوا و 49 درجه و 36 دقیقه تا 55 درجه و31 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد . این استان که در مرکز ایران واقع شده است از شمال به استانهای مرکزی , قم و سمنان ؛ ازجنوب به استانهای فارس و کهگیلویه و بویراحمد ؛ از شرق به استانهای لرستان و چهارمحال بختیاری محدود است . بر اساس آخرین تقسیمات کشوری ، این استان دارای 17 شهرستان , 60 شهر ، 37 بخش و 116 دهستان و مرکز آن اصفهان است .


جغرافیای تاریخی استان


در ادوار پیش , اصفهان نقش پلی را داشت که قسمتهای کم ارتفاع شرق فلات ایران را با سرزمین های کوهستانی غرب مرتبط می ساخت و برای اطراق سرمازدگان کوهستان غرب و گرمازدگان و خستگان هوای خشک شرق , محل مناسب و مطلوبی بود . از اصفهان قبل از اسلام ، یعنی دوره حکومت مادها و دوره شاهنشاهی هخامنشیان ، اشکانیان و ساسانیان اطلاعات زیادی در دست نیست و از آن دوره ها , آثار قابل توجهی بر جای نمانده است . آنچه مسلم است , استقرار جلگه اصفهان درمیان بیابان ها و کوه های خشک مرکزی ایران از یک طرف و اهمیت و موقعیت ارتباطی خاص آن در مرکز فلات پهناور ایران از طرف دیگر , تاریخ و سابقه آن را به سابقه و قدمت کشور ایران مرتبط کرده است . پیش از برپایی پادشاهی مادها , اصفهان حد شرقی ممالکی بوده است که بابلی ها از آن اطلاع داشته اند و به احتمال قوی جزو ناحیه ( انزان) یا (انشان) بوده است .
استان اصفهان یکی از بزرگترین مراکز تولید انواع مختلف صنایع دستی ایران محسوب می شود. این استان از قدیم الایام مهد هنرهای زیبا و صنایع ظریفه بوده است. تزئینات آجری، کاشی کاری، گچ بری و انواع خط در آثار تاریخی اصفهان، از حدود قرنها پیش تا دوره معاصر، بر اطراف و جوانب مناره ها و داخل و خارج مساجد، قصرها و هنرهای زری دوزی و قلم کاری، ترمه و نقره کاری و تذهیب و تحریر انواع کتاب، قرآن و قطعات نگارگری و نقاشی جملگی به مرکزیت هنری اصفهان گواهی می دهند.
سیم کشی، زرکشی، زربافی, گلابتون دوزی، پولک دوزی، زنجیره بافی، قالی بافی و نساجی از صنایع دستی رایج اصفهان است. این صنایع در عهد شاهان صفوی رونق فراوان داشت. در دوران قاجاریه ، بازار صنایع دستی در اصفهان از رونق افتاد. ولی بعد از انقلاب مشروطه باز توسعه یافت. به طور کلی طرح و نقش عموم مصنوعات دستی اصفهان اعم از فرش و قلمکار و ظروف قلم زنی و کاشی، دوختنی های روی پارچه تحت تاثیر طرحهای تزئینی دوران صفویه قراردارد و طراحان اصفهان، به نسبت قدرت درک و مهارت خود از آثار قدیمی اقتباس می کنند و با خلاقیت خود، آنها را زیباتر می سازند. در حال حاضر اهم صنایع دستی استان عبارتنداز:


صنایع دستی استان اصفهان


شهرستانها

1-اردستان
2-اصفهان
3-فلاورجان
4-فریدان ( داران)
5-فریدون شهر
6-گلپایگان
7-کاشان
8-خوانسار
9-خمینی شهر
10-نائین
11-نجف آباد
12-نطنز
13-شاهرضا ( قمشه )
14- سمیرم

یناهای یادبود تاریخی


1-مدرسه آقابزرگ ، کاشان
2-عمارت عالی قاپو
3-تالار اشرف ،اصفهان
4-خانه بروجردیها ،کاشان
5-مدرسه چهار باغ،اصفهان
6-کاخ چهل ستون ، اصفهان
7-کبوترخانه ، اصفهان
8-بازار اصفهان ، اصفهان
9-باغ و عمارت فین ، کاشان
10-پل خواجو ، اصفهان
11-کاخ هشت بهشت ، اصفهان
12-پل مارنان ، اصفهان
13-قلعه نارنج یا نارین ،اصفهان
14-پل شهرستان ، اصفهان
15-تپه های سیلک ، کاشان
16-پل سی و سی پل (33 طاق قوسی ) ، اصفهان

بناهای یادبود مذهبی


1-مسجد جامع عباسی (امام) ، اصفهان
2-مسجد جامع اردستان ، اصفهان
3-مسجد جامع اصفهان ، اصفهان
4-امامزاده هلال بن علی ، کاشان
5-امامزاده شاهزاده ابراهیم ، کاشان
6-مسجد شیخ لطف الله ، اصفهان
7-کلیسای وانک ، اصفهان
8-مسجد جامع زواره ، زواره

فرهنگ و هنر


1-روستای ابیانه ، کاشان
2-موزه چهل ستون ، اصفهان
3-صنایع دستی
4-موزه ملی کاشان ، کاشان

•ایلام
•جغرافیای طبیعی و اقلیم استان
•تاریخچه استان ایلام
•گلیم بافی:
•موج بافی:
•نمدمالی:
•چپغ بافی:
•خراطی:
•ساخت زیورآلات:
•قالی بافی:
•شهرستانها
•بناهای یادبود تاریخی
•بناهای یادبود مذهبی
•جاذبه های طبیعی

ایلام



موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان ایلام

این استان با 19086 کیلومتر مربع ، حدود 1.4 درصد مساحت کل کشور را تشکیل میدهد.استان ایلام در غرب دامنه سلسله جبال زاگرس قرار گرفته است. استان ایلام از جنوب با خوزستان ، از شرق با لرستان ، از شمال با کرمانشاه و از سمت غرب با کشور عراق همجوار است. مهمترین شهرستانهای این استان ایلام ، ایوان ، دهلران ، مهران و شیروان است. مرکز این استان شهر ایلام است که به علت زیبایی های طبیعی فراوانی که دارد، عروس زاگرس نام گرفته است.


جغرافیای طبیعی و اقلیم استان


ناهمواریهای استان ایلام از رسوبات دوران اول تا چهارم زمین شناسی به یادگار مانده اند؛ ولی شکل گیری آنها عموماً به دوران دوم و سوم زمین شناسی مربوط است. این کوهها چنان گسترده و فشرده اند که امکان شکل گیری دشتی آنها فراهم نشده است. شمال و شمال شرقی استان ایلام کوهستانی و نواحی مغرب و جنوب غربی آن را اراضی پست و کم ارتفاع تشکیل داده اند. مهمترین ارتفاعات استان کبیر کوه و دینار کوه و مهمترین دشتهای آن دشت عباس و دشت مهران ، دهلران است.

از نظر اقلیمی استان به سه منطقه تقسیم میشود که عبارتند از:

- مناطق میانی که دارای آب و هوای معتدل است .

- مناطق کوهستانی شمال و شمال شرقی که دارای آب و هوای سردسیر با زمستانی طولانی است.

- مناطق جلگه ای غرب و جنوب غربی که دارای آب و هوای گرمسیری است .


تاریخچه استان ایلام


این سرزمین، بنا به اسناد تاریخی فراوان، بخشی از کشور عیلام باستان بوده که در
حدود 3000 سال پیش از میلاد به فرمان آشور بانی پال منقرض شد. در کتیبه های بابی، عیلام را " آلامتو" یا "آلام"خوانده اند. که به قولی به معنای کوهستان یا "کشور طلوع خورشید" است. مدتی پس از سقوط عیلام، حوزه فرمانروایی آنان به دو منطقه تحت نفوذ پارسها و مادها در غرب تقسیم شد. در دوره هخامنشی جزئی از امپراطوری هخامنشی بوده است. بعد از تسخیر ایران به وسیله اعراب مسلمان، احتمال دارد که این ناحیه جزئی از ایالت کوفه باشد. از اوایل قرن چهارم تا اوایل قرن ششم خاندان حسنویه کرد بر لرستان و ایلام حکومت می کردند و از سال570 تا 1006 اتابکان لر بر لرستان و پشتکوه حکومت کرده اند. از سال 1309 شمسی در تقسیمات کشوری، ایلام جزو استان پنجم یعنی کرمانشاه گردید.

صنایع دستی فعال امروز ایلام عبارتند از: گلیم بافت و گلیم گل برجسته در ایلام، سرآبله، ایوان، دره شهر، قالی بافی و قالیچه گل ابریشم در سرآبله، ایوان، دره شهر. گفتنی است دیگر صنایع دستی رایج در استان ایلام را دوج بافی، جیغ بافی، نمد مالی، خراطی، و ساخت زیورآلات تشکیل می دهد.


گلیم بافی:


گلیم بافی یکی از اصیل ترین صنایع دستی ایران است که به مراتب بیش از قالی بافی قدمت دارد. از خصوصیات گلیم آن است که از حیث وزن بسیار سبکتر از قالی بوده و به آسانی قابل حمل و نقل است ضمن آن که دارای ظرافت و زیبایی خاصی است.

گلیم بافی در تمام ایران به عهده زنان بوده و زنان عشایری ایلام نیز آن را به گونه ای زیبا انجام می دهند، گلیم گل برجسته را می توان از گلیم های خاص یا گلیم های یک رو ولی غیر "سوماک" دانست، چرا که در بافت آنها از روش و تکنیک های مختلف گلیم ساده(پودگذاری)، بافت گلیم سوماک(پودپیچی) و شیوه بافت قالی(گره کامل) استفاده می شود و گلیم گل برجسته ایلام دارای معروفیت خاص است. این نوع گلیم با استفاده از نقشه بافته شود.


موج بافی:


موج بافی از رشته های صنایع دستی رایج در ایلام است. موج بافی بیشتر در خانواده ها انجام می شود. انواع موج، احرامی، رانکه و چوغه (نوعی شال کردی که از حدود22 متر آن یک دست لباس تهیه می شود) است. دستگاه موج بافی چوبی بوده که گاه در روی زمین و گاه در داخل گودالی قرار می گیرد. هر دستگاه نیازمند دونفر است. یک نفر بافنده و یک نفر ماسوره پیچ. موج(رختخواب پیچ)، احرامی، در اطراف پاوه(نوسود) بافته می شود. شال کردی نیز در ایلام بافته می شود که کردها از آن لباس تهیه می کنند. اندازه موج به علت متغیر بودن عرض دستگاهها متفاوت است ولی بیشتر آن را یک پارچه به طول 10 متر و عرض 50 تا 60 سانتیمتر می بافند. پس از بافت آن را به چهار تخته تقسیم کرده و از پهنا به هم می دوزند. در بعضی از کارگاهها که عرض دستگاه بیشتر و بین 65 تا 70 سانتیمتر است, موج از سه قطعه تشکیل شده است.


نمدمالی:


نمد کف پوشی است که از پشم حلاجی شده پهنه می شود و اگر در تولید آن دقّت و مهارت به کار رود دارای مزایای گوناگونی است. چون افزون برزیبایی رطوبت کمی را جذب می کند, حمل و نقل آن آسان است و بالاخره نسبت به هزینه اش بادوام است. نمد مورد مصرف ایلات و روستائیان است.

چادرنشینان معمولاً برای نمد پشم, چین اول گوسفند را مورد مصرف قرار می دهند که مرغوبتر است. محصولات تولیدی از نمد عبارتند از: جلیقه چوپانی و فرش نمدی.


چپغ بافی:


چادرنشینان برای استراحت خود و داشتن سرپناه از چادری استفاده می کنندکه سقف آن معمولاً از موی بز است و توسط خود عشایر بافته می شود. دیواره آن را "چپغ" می نامند و آن عبارت است از بافت حصیری به صورت دیواره که قریب 5/1 متر پهنا دارد و در روی آن نقش های متفاوتی به وسیله نخ های رنگارنگ پشمی ایجاد شده است.


خراطی:


در ایلام از چوب درخت "کیکم" برای خراطی استفاده می کنند. تولیدات آنها بیشتر چوب سیگار و قوطی سیگار است. چوب سیگارها به شکل ماهی و یا اشکال دیگر بوده و بسیار ظریف و هنرمندانه ساخته می شود. چوب "کیکم" مصرفی را از جنگل مجاور شهر تهیه کرده و آن راتبدیل به قطعات کوچکتر نموده واز آن, بدنه چوب سیگار را می سازند, سپس آن را با سوهان به شکل موردنظر درمی آورند. پس از تراش و پرداخت کامل آن را با روغن چرب می کنند و بعد از این عمل چوب سیگار به رنگ نارنجی متمایل به سرخ درمی آید که همراه با نقوش طبیعی چوب بسیار جالب می شود. در شهرهای مهران و ایوان نیز کار خراطی انجام می شود.


ساخت زیورآلات:


کردها با توجه به اهمیت نقره در گذشته و سنن قوی خویش دارای جواهراتی هستند که هر چند بی شباهت به جواهرات ترکمن نیست, اما دارای ریزه کاری های خاص خود است که با توجه ساکن شدن عشایر رونق دیرین خود را از دست داده است. جواهرات کردی در خانه ها ساخته شده و گاه نیز آنها را در مغازه های زرگری عرضه می کنند.


قالی بافی:


بافت قالی و بویژه بافت قالیچه های ابریشمی و کرکی در مناطق شهری, روستایی و عشایری از استان ایلام رواج دارد و زیباترین قالیچه های ابریشمی و کرکی را در دره شهر و روستاهای اطراف آن و قالی های با رجشمارهای تا حدود 40 را در شهرهای ایوان, ایلام و روستاهای اطراف آبدانان و ... می بافند. تولید قالیچه های ابریشمی بویژه ظرف سالهای اخیر در دره شهر از رونق قابل ملاحظه ای برخوردار شده است.

از استادکاران نمونه استان ایلام می توان خانم ثروت منصوری, فریده ملکی, نسرین گوهری, صنعت بیگ محمدی در رشته گلیم برجسته, آقای خدارحم اولاد در قالی بافی, خانم بانو خورانی و جیران عبدل خانی در احرامی بافی, خانم معصومه شفیعی و آقای ارسلان امیر پناهی در رشته معرق کاری را نام برد.


شهرستانها


1-آبدانان
2-ایوان
3-دره شهر
4-دهلران
5-ایلام
6-مهران
7-شیروان و چرداول

بناهای یادبود تاریخی
1- گردنه بهرام چوبین - دره شهر
2-آتشکده دره شهر
3-پل گاومیشان ، دره شهر
4-دژ شیخ مکان ، دره شهر
5-کتیبه تخته خان ، ایلام
6-قلعه والی ، ایلام

بناهای یادبود مذهبی
1-امامزاده صالح ، دره شهر
2-آرامگاه جابر ، دره شهر


جاذبه های طبیعی
1- دریاچه سیاه گاو

•بوشهر
•جغرافیای تاریخی استان
•بناهای یادبود تاریخی
•بناهای یادبود مذهبی
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر :


بوشهر


موقعیت جغرافیایی استان بوشهر

استان با مساحتی حدود بیست و هفت هزار و ششصد و پنجاه و سه کیلومتر مربع بین بیست و هفت درجه و چهارده دقیقه عرض شمالی و پنجاه درجه و شش دقیقه تا پنجاه و دو درجه و پنجاه و هشت دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد. این استان از شمال به استان خوزستان و قسمتی از کهگیلویه و بویراحمد ، از جنوب به خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان ، از شرق به استان فارس و از غرب به خلیج فارس محدود است. استان بوشهر با خلیج فارس بیش از ششصد کیلومتر مرز دریایی دارد و از اهمیت سوق‌الجیشی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار است. بر اساس آخرین تقسیمات سیاسی کشور استان بوشهر مشتمل بر هشت شهرستان، هفده بخش، سیزده شهر، سی و شش دهستان و شش صدم آبادی دارای سکنه است. شهرستانهای استان بوشهر عبارتند از: بوشهر، تنگستان ، دشتستان ، دشتی ، دیر ، دیلم ، کنگان و گناوه.


جغرافیای تاریخی استان


به طوری که از اسناد و اطلاعات برمی‌آید، این منطقه به علت موقعیت استراتژیکی مناسب برای احداث پایگاه دریایی و بندرگاه، مورد استفاده پادشاهان عیلام قرار میگرفت. در زمان هخامنشیان که کشور ایران به بیست ساتراپنشین (استان) تقسیم می‌شد، سرزمین بوشهر جزء ساتراپ نشین پارس بود. داریوش فرمان داد که حفر ترعه نیل به دریای سرخ را دنبال کنند. این کانال محققاً راهی بود که به جای کانال سوئز امروز میتوانست خلیج فارس و دریای عمان را از طریق دریای سرخ مستقیماً به مصر و مدیترانه اتصال دهد. مقابر کنده شده بر سطح سنگی جزیره خارک دلیل بر حضور سربازان هخامنشی در استان بوشهر است که برای نگهبانی از چنین راه طولانی تدارک شده بود. خلیج فارس به دلیل موقعیت سوقالجیشی و به لحاظ اهمیت اقتصادی و بازرگانی، در طول تاریخ همواره از سوی کشورها و دولتها برای تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت مورد توجه قرار گرفته است. اولین یورش دولتهای اروپایی به سواحل خلیج فارس در سال هزار و پانصد و شش میلادی با حمله پرتغالیها تحت عنوان محافظت و حراست از منافع پرتغال در برابر تجار مصری و ونیزی صورت گرفت. در سال هزار و سیزده هجری قمری شاه عباس با انگلیسیها متحد شد و دست پرتغالیها را از خلیج فارس کوتاه کرد.

از سال هزار و صد و چهل و هشت هجری قمری نادرشاه بوشهر را که دهکدهای بیش نبود مورد توجه قرار داد و مشغول آماده کردن بوشهر به عنوان یک بندر و اسکله کشتیسازی با استفاده از چوب جنگلهای مازندران شد. همچنین برای تأمین ارتباط جزایر و سواحل خلیج فارس درصدد تأسیس نیروی دریایی برآمد. در سال هزار و صد و چهل و هشت هجری قمری لطیفخان را به ایالت دشتستان و کاپیتانی کل سواحل خلیج فارس انتخاب و اعزام کرد. این شخص برای تهیه ناوگانی در خلیج فارس، بوشهر را مرکز دریایی خود قرار داد. در اواخر سلطنت نادر ایران بیست و سه تا بیست و پنج فروند کشتی جنگی در خلیج فارس داشت. بدین ترتیب از زمان نادرشاه بوشهر روی به پیشرفت نهاد و حتی مدتی بندرعباس را نیز تحتالشعاع خود قرارداد. پس از قتل نادر در اثر هرج و مرجی که در ایران پدید آمد، کشتیهای جنگی توسط حکمرانان و شیوخ اطراف خلیج فارس ضبط گردید. همچنین بندر بوشهر و بندرعباس نیز اهمیت سابق خود را از دست دادند. تجار هلندی که در سال هزار و ششصد و بیست و سه میلادی روابط تجاری خود را با ایران شروع کرده بودند پس از قتل نادر ایران را ترک کردند و بصره را مرکز تجارت خود قرار دادند، اما پس از مدتی در اثر دسیسه رقبای انگلیسی و به منظور نزدیکی بیشتر با دهانه خلیج فارس، تأسیسات تجاری خود را به خارک منتقل کردند و در عین حال از پرداخت اجاره بهای خارک به میرمهنا حاکم بندر ریگ و جزیره خارک خودداری نمودند. میرمهنا در سال هزار و هفتصد و پنجاه و شش به تأسیسات هلندی‌ها حمله برد، دژ آنها را تسخیر کرد و آنها را از جزیره بیرون راند، ولی به سبب اینکه در دفعات متعدد بنای سرکشی و تمرد از دستورات کریمخان زند را گذاشت و مدتی آرامش خلیج فارس را بر هم زد، کریمخان او را شکست داد و جزیره خارک و بندر ریگ را تصرف کرد. در همین زمان نفوذ انگلیسیها در سواحل و جزایر خلیج فارس و به خصوص سرزمین بوشهر روبه گسترش نهاد و آنها موفق شدند اجازه تأسیس تجارتخانهای را در بوشهر با امتیازات فوقالعاده به دست آورند. سلسله قاجاریه که پس از زندیه روی کار آمد چندان نفوذی در خلیج فارس نداشت، به همین دلیل، رفته رفته نفوذ انگلیسیها در خلیج فارس بیشتر شد و زمام امور خلیج فارس و دریای عمان به دست آنها افتاد و جنرال کنسول در بوشهر مدت بیست سال بر همه خلیج فارس حکمرانی کرد.

در زمان ناصرالدین شاه ارتش ایران هرات را اشغال کرد و به دنبال آن حالت جنگی بین ایران و فرانسه و انگلیس به وجود آمد. به دنبال این مسئله ناوگان انگلیس در خلیج فارسی مرکب از هشت کشتی جنگی و تعدادی ناوگان بخاری و بادی به ایران حمله کردند و جزیره خارک را متصرف شدند. پنج روز پس از آن قوای انگلیسی در حوالی بوشهر در خاک ایران پیاده شدند و شروع به پیشروی به سوی برازجان کردند. قوای ایران برازجان را تخلیه و عقب‌نشینی کرده بود. بنابراین قوای انگلیس انبار اسلحه و مهمات برازجان را منفجر کرد و سپس به بوشهر بازگشت. سرانجام در نبردی که در نهم ژانویه هزار و هشتصدو پنجاه و هفت میلادی در خوشاب بین ایران و انگلیس رخ داد، انگلیسیها موفق شدند سپاه ایران را شکست دهند. بیش از جنگ اول جهانی بار دیگر دولت انگلیس منطقه بوشهر را مورد تجاوز قرار داد و در سال 1913 میلادی جنگ سختی بین نیروی انگلیس و دلیران دلواری در گرفت. در جریان این جنگ رئیس علی دلواری و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجستهای ایفا کردند. رئیس علی دلواری از مشروطه خواهان بنام جنوب ایران بود که در سال 1299 هجری قمری در روستای دلوار تنگستان دیده به جهان گشود. در بیست و پنج سالگی به صفوف مبارزین مشروطه‌خواه جنوب ایران پیوست و همکاری نزدیکی را با محافل انقلابی و عناصر مشروطه طلب ایران شروع کرد. با کودتای ضد انقلابی لیاخوف روسی علیه مشروطه‌خواهان در هزار و سیصدو بیست و شش هجری قمری و بمباران مجلس شورای ملی و استقرار دیکتاتوری محمدعلی شاه قاجار، رئیس علی به همراه سیدمرتضی علم‌الهدی اهرمی به مبارزه علیه استبداد صغیر پرداخت. در سال هزار وسیصد و بیست و هفت هجری قمری با کمک تفنگچی تنگستانی، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمدعلی شاه پاک کرد و اداره گمرک و انتظامات و دیگر ادارات را تسخیر کرد. این کار دلیران تنگستان بر انگلیسیها که اداره گمرک را در اجاره داشتند گران آمد وآنان برای تضعیف مشروطه‌خواهان و استمرار سلطه بر حیات اقتصادی و سیاسی جنوب ایران به جنگ با دلیران تنگستانی پرداختند و در این راه از دیگر خوانین جنوب ایران یاری جستند.

جنگ بین رئیس علی و دلیران تنگستان از یک طرف و انگلیسیها و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور متوالی و پراکنده تا شوال هزار و سیصد و سی و سه ه.ق ادامه یافت و انگلیسیها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش تفوق یابند. تا این که درگیر و دار حمله انگلیسیها به بوشهر در شب بیست و سه شوال هزار و سیصد وسیوسه ه.ق (سوم سپتامبر هزار و نهصد و پانزده میلادی) هنگامی که رئیس‌علی در محلی به نام «تنگک صفر» قصد شبیخون به قوای انگلیسیها را داشت، از پشت مورد هدف گلوله یکی از همراهان خائن قرار گرفت و در دم به شهادت رسید. وی هنگام شهادت حدود سی و چهار سال داشت. مبارزات رئیس علی دلواری برگ زرین دیگری در تاریخ مقاومت دلیر مردان ایران در مبارزه با استعمار است.


بناهای یادبود تاریخی

1-قصر اردشیر ، دشتستان
2-غار چهل خانه ، دشتستان
3-گور دختر ، دشتستان
4- آب انبار قوام ، بوشهر
5- شهر باستانی صیرف
6-قلعه زرخضر خان ، اهرم


بناهای یادبود مذهبی

1-آرامگاه حاج محمد ابراهیم اصفهانی ، جزیره خارک
2-مسجد شیخ سادون ، بوشهر


جاذبه های طبیعی :

1-جزیره خارک ، بوشهر
2-ساحل خلیج فارس ، بوشهر


فرهنگ و هنر :

1-موزه بوشهر ، بوشهر
2-مراسم زار ( لیوا ) ، بوشهر

استان تهران

•موقعیت و وسعت
•ناهمواریها
•آب و هوا
•منابع آب
•پیشینه تاریخی
•استان تهران در گذر زمان
•بناهای یادبود تاریخی :
•بناهای یادبود مذهبی
•جاذبه های طبیعی
•فرهنگ و هنر


موقعیت و وسعت

استان تهران با وسعتی حدود 18814 کیلومتر مربع بین 34 تا 5/36 درجه عرض شمالی و 50 تا 53 درجه طول شرقی واقع شده است. این استان از شمال به استان مازندران ، از جنوب به استان قم ، از جنوب غرب به استان مرکزی، از غرب به قزوین و از شرق به استان سمنان محدود است.


ناهمواریها

استان تهران در جنوب شرقی مرکز رشته کوههای البرز که در شمال ایران از آذربایجان تا خراسان با جهت غربی- شرقی کشیده شده، قرار دارد. رشته کوههای البرز به سه دیواره تقسیم میشود:

1. دیواره شمالی: ارتفاعات محدودی از این دیواره در استان تهران و بقیه آن در استان مازندران قرار دارد.

2. دیواره میانی: حد شمالی استان را تشکیل میدهد و مرتفع ترین قسمت رشته کوههای البرز مرکزی است. کوه دماوند و قله آن به ارتفاع 5671 متر در این قسمت قرار دارد. قله دماوند نهمین قله مرتفع دنیا به شمار میرود. این دیواره عظیم کوهستانی به صورت کوههای «کندوان» و پس از آن کوههای «طالقان» در شمال غربی استان، تا محل اتصال رود «الموت» به «طالقان رود»، ادامه مییابد. در شمال شرقی نیز این دیواره با نام رشته ارتفاعات فیروزکوه و سوادکوه تا دره رود فیروزکوه(شعبه اصلی حبلهرود) که از جنوب دامنههای شرقی آن میگذرد، امتداد مییابد. در شرق دره فیروزکوه که پس از دریافت شعباتی حبله رود نامیده میشود، ارتفاعات «شهمیرزاد» شروع میشود.

3 -دیواره جنوبی: سومین بخش از ارتفاعات مرکزی است که رودخانه های جاجرود و کرج آن را بریده و به سه قسمت جدا از هم تقسیم نموده است. این سه قسمت عبارتند از:

- کوههای لواسانات که بین دره های رود دماوند و جاجرود قرار دارند و در شمال به دره «رود لار» محدودند. دنباله این کوهها در شرق جاده آب علی به نام قره داغ و دماوند تا دره حبله رود امتداد یافتهاند.

- کوههای شمیرانات که بین سرچشمه های جاجرود و کرج قرار دارند و بلندترین نقطه آنها قله توچال با ارتفاع 3943 متر است.

- کوههای کهار که از غرب دره رودخانه کرج شروع شده و در جنوب طالقان رود به موازات آن ادامه دارند.

علاوه بر این سه دیوار کوهستانی، در جنوب و شرق دشت تهران کوه هایی با ارتفاع کمتر وجود دارند که مهمترین آنها کوه های حسن آباد و نمک در جنوب و بی بی شهربانو و القادر در جنوب شرقی و ارتفاعات قصرفیروزه در شرق است.


آب و هوا

در نواحی مختلف استان تهران به علت موقعیت ویژه جغرافیایی، آب و هوای متفاوتی شکل گرفته است. سه عامل جغرافیایی در ساخت کلی اقلیم استان تهران نقش مؤثری دارند:

کویر یا دشت کویر: مناطق خشک مانند دشت قزوین، کویر قم و مناطق خشک استان سمنان که مجاور استان تهران قرار دارند، از عوامل منفی تأثیرگذار بر هوای استان تهران هستند و موجب گرما و خشکی هوا، همراه با گرد و غبار میشوند.

رشته کوههای البرز: این رشته کوهها موجب تعدیل آب و هوا میشود.

بادهای مرطوب و باران زای غربی: این بادها نقش مؤثری در تعدیل گرمای سوزان بخش کویری دارند، ولی تأثیر آن را خنثی نمیکنند.

استان تهران را می توان به سه بخش اقلیمی زیر تقسیم کرد:

اقلیم ارتفاعات شمالی: بر دامنه های جنوبی، بلندیهای البرز مرکزی، در ارتفاعی بالای 3000 متر قرار گرفته و آب و هوایی مرطوب و نیمه مرطوب و سردسیر با زمستانهای بسیار سرد و طولانی دارد. بارزترین نقاط این اقلیم، دماوند و توچال است.

اقلیم کوهپایه: این اقلیم در ارتفاع دو تا سه هزار متری از سطح دریا قرار گرفته و دارای آب و هوایی نیمه مرطوب و سردسیر و زمستانهایی به نسبت طولانی است. آبعلی ، فیروزکوه ، دماوند ، گلندوک ، سد امیرکبیر و دره طالقان در این اقلیم قرار دارند.

اقلیم نیمه خشک و خشک: با زمستانهای کوتاه و تابستانهای گرم، در ارتفاعات کمتر از 2000 متر واقع شده است. هر چه ارتفاع کاهش مییابد، خشکی محیط بیشتر میشود. ورامین، شهریار و جنوب شهرستان کرج در این اقلیم قرار گرفته اند.

هوای تهران در مناطق کوهستانی دارای آب و هوای معتدل و در دشت، نیمه بیابانی است. تهران در مرز شرایط جوی بری و اقیانوسی قرار گرفته و تمایل آن به موقعیت بری بیشتر از وضعیت اقیانوسی است.


منابع آب

وجود رودخانه های دایمی مانند رودخانه کرج، رودخانه جاجرود ، رود لار ، حبله رود ، رود شور یا ابهر رود و طالقان رود موجب شده تا استان تهران از لحاظ منابع آب کمبودی نداشته باشد. بیشترین رودخانه های استان از کوههای البرز سرچشمه میگیرند. در استان تهران قناتهای متعددی وجود داشته که در گذشته نه چندان دور در تأمین آب مورد نیاز مناطق شهری و روستایی سهم بسزایی داشته اند. لیکن امروزه با استفاده از امکانات آب لوله کشی که از سدهایی چون سد امیرکبیر ، لتیان و لار تأمین میشود، آب قنات ها و چشمه ها فقط برای کشاورزی و آبیاری مصرف میشود و فقط بعضی چشمه ها، به ویژه چشمه های آب معدنی که بیشتر در شمال شرقی استان متمرکزند، اهمیت سابق خود را حفظ کردهاند. مهمترین این چشمه ها عبارتند از: چشمه اعلا دماوند، چشمه قلعه دختر، چشمه آب علی هراز، چشمه وله در گچسر، چشمه شاه دشت کرج، چشمه علی در شهرری، چشمه تیزآب، چشمه گله گیله و....


پیشینه تاریخی


استان تهران در گذر زمان

منطقه تهران که در شمال غرب فلات مرکزی ایران قرار گرفته از زمانهای دور و ادوار پیش از تاریخ منطقهای مسکونی بوده و ردپای فرهنگ های پیش از تاریخی را در گوشه و کنار آن میتوان سراغ گرفت. بررسیها و کاوشهای باستانشناسی از یک سده قبل تا به امروز بسیاری از مراکز فرهنگی در دشت تهران را مشخص و معلوم ساخته و نشان میدهد که این دشت حداقل از نیمه دوم هزاره دوم (عصر آهن) تا به امروز مسکونی بوده است. از زمانی که شهر تهران در سال 1200 هـ.ق توسط آقامحمدخان قاجار به پایتختی ایران برگزیده شد تا به امروز حوادث بی شماری را به خود دیده است. نگاهی می اندازیم به تهران تاریخی از گذشته های دور تاکنون:

ری: ری یکی از نقاط باستانی ایران با آثاری از هزاره های چهارم و پنجم قبل از میلاد است. درباره پیدایش شهر باستانی ری، مانند دیگر شهرهای باستانی، افسانه های متفاوتی وجود دارد. بنای آن گاه به شیث بینآدم(ابوالبشر) نسبت داده میشود که منوچهر آن را از نو ساخته است و گاه به هوشنگ پسرکیومرث.

واژه ری به صورت (RAGHA) در وندیداد، فرگود اول، یسنا 19، پاره 18 و (RAGA) در سنگ نبشته بیستون و به صورت (RHAGOE)، (RAGAU)، (RHAGA)، (RHAGEIA)، (RAGES) راگس و راجس و (RAI) سریانی، (RE) ارمنی، و بصورت (RAI)، (RAGH) پهلوی آمده است. در کتاب عهده عتیق کتاب دوم پادشاهان، باب 17، بند 6 و باب 18، بند 11 از ری یاد شده است و نیز نام ری در آثار یونانی و لاتین و سنگ نبشته های باستانی (کتیبه داریوش بزرگ) بر جای مانده است.

نام ری از دوره ساسانیان به بعد بر این شهر گذاشته شد و مردم با آمدن سپاهیان اسلام به دین اسلام گرویدند. در دوره اسلامی ری پناهنگاه فرمانداران بنیامیه بود. بر پایه اسناد و مدارک تاریخی، با آن که شهر ری بر اثر زلزلههایی چند (چون زلزله 236 ق/ 850 یا 851 م) ویران شد و یورش ترکان نیز بر آن آسیب های فراوان وارد آورد، همچنان پایدار ماند. ری در سال 617 هـ.ق مورد حمله وحشیانه مغولان قرار گرفت و علاوه بر قتلعام مردم بناهای آن نیز با خاک یکسان شد. ری اندکی بعد از آن دوباره رو به آبادانی گذاشت و بار دیگر در سال 786 هـ.ق به وسیله سپاهیان تیمور به ویرانهای بدل شد و از آن به بعد روی آبادانی به خود ندید.

ورامین: علاوه بر تپه ها و محوطه های تاریخی مربوط به قرون پیش از میلاد، آثار فراوانی از قرون هفتم و هشتم هـ.ق در این شهرستان دیده میشود. آبادانی ورامین پس از ویرانی ری توسط مغولان و تیموریان شروع شد. مردم ری پس از خرابی این شهر به ورامین نقل مکان کردند. این شهر همواره یکی از مراکز تجمع شیعیان بوده است. ورامین امروزه یکی از شهرهای بزرگ استان تهران به شمار میرود و به عنوان یکی از شهرکهای اقماری مطرح بوده است.

کرج: این شهرستان در غرب شهر تهران قرار گرفته و دارای آثار تاریخی بسیار است. آبادانی و توسعه کرج در دوره قاجار و پس از آن صورت گرفت. کاخ سلیمانیه نیز به دستور فتحعلی شاه در آنجا ساخته شد.

دماوند: در کتیبه شاپور و کتیبه پایکولی از زمان نرسی(293-302 م) از ساتراپ های دماوند نام برده شده است. چند دهه قبل نزدیک شهر دماوند دو ظرف سفالین قرمز رنگ بدون پایه به طور اتفاقی به دست آمد، قسمتی از ظرف به شکل سر گوزن بود و نیز در همین مکان دو سکه از فرهاد دوم(138 پ.م) و مهرداد دوم(88-123 پ.م) اشکانی کشف شد. همچنین روی یک مهر ساسانی که در دماوند کشف شد، نام دمباوند حک شده است. این مهر اکنون در موزه کلکته نگهداری میشود. در متون اسلامی نیز نام این محل به صورت دنباوند آمده است. شاهنامه فردوسی را میتوان در شمار اسناد قدیمی که از دماوند نام برده است، به شمار آورد. فردوسی بارها از این شهر در شاهنامه نام برده و کوه دماوند را آشیانه سیمرغ، آموزنده زال پدر رستم دانسته است. دماوند در سال 30هـ.ق در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان فتح شد.

تهران: تاریخ افسانهای تهران به «شیث بنآدم» و «هوشنگ پیشدادی» میرسد. در عهد ساسانیان کیش زرتشت در ری رواج یافت و چندین آتشگاه بزرگ در شمال و جنوب تهران ایجاد شد. آتشگاه نخستین قصران در فاصله 30 کیلومتری مرکز تهران رو به روی یکی از ارتفاعات کوه توچال قرار داشت.

در فرهنگ آنندراج آمده است: «شهر تهران در قسمت جنوبی شهر حالیه تهران بنا شده و خانههای پستی داشتند که شبیه به غار ولی به تدریج از طرف شمال توسعه یافت و منازل را بیشتر به سرچشمه قنوات نزدیک کردهاند.»

در کتاب «تهران عصر ناصری» آمده است: تهران قبل از قرن شش هـ.ق یکی از روستاهای ناچیز و کماهمیت بود و شهر ری که تقریباً در شش کیلومتری تهران قرار داشت، کانون عظیم تمدن و فرهنگ قدیم این خطه به شمار میرفت. تا این که با هجوم ویرانگر مغول، جنگهای داخلی، کشمکشهای مذهبی و تفرقه اندازی های فرقه های مذهبی و... ری رو به ویرانی نهاد.

در کتاب «عجایبالبلدان» آمده است: تهران قریهای است معظم و ولایت ری دارای باغات زیاد به اشجار و ثمرات خوب و فراوان و سکنه در خانه های سرداب مانند به سر میبرند که هر قدر محصور بودنشان امتداد یابد به سبب کثرت آذوقه که از فرط احتیاط ذخیره کردهاند آسودهاند... و دائماً به سلطان عصر یاغی و با عساکر او در کارزار و زد و خوردند، مالیات خود را به مسکوک نمی پردازند، بلکه در عوض نقود رایج خروس و مرغ میپردازند.

تا حمله مغول، هنوز هم تهران به صورت قریهای نه چندان معتبر باقی مانده بود و مانند دیگر قراء ری، زیر نظر خوارزمشاهیان اداره میشد. «یاقوت حموی» سیاح بزرگ عرب هنگام فرار از دست مغولان در سال 617 هـ.ق از این قریه یاد کرده است.

با سکونت اهالی ری پس از زلزلههای متناوب و نیز حمله مغولان، تهران به تدریج از شکل روستا بیرون آمد و به شهرکی تبدیل شد که دارای چهار امامزاده و چند بقعه متبرکه بود. به عنوان اولین امامزاده های تهران باید از امامزاده زید، یحیی، اسماعیل و سیدنصرالدین نام برد. در این دوره کشاورزی و باغداری توسعه پیدا کرد و این امر نظر مهاجمان و ساکنان روستاهای اطراف تهران را به خود جلب کرد. این وضع تا پایان دورههای ترکمانان و اوایل صفویه دوام یافت.


•تهران در دوره های مختلف
•نقشه شهر تهران
•صنایع دستی استان تهران

بناهای یادبود تاریخی :

1-برج علاالدین ، ورامین
2-میدان آزادی ، تهران
3-کاخ گلستان، تهران
4-کاخ سلطنت آباد ، تهران
5-مدرسه سپهسالار ، تهران
6-بازار تهران ، تهران
7-برج طغرل ، ری
8-خانه وثوق الدوله ، تهران


بناهای یادبود مذهبی

1-آرامگاه آقا ، تهران
2-قبرستان ابن بابویه ، ری
3-حرم حضرت عبدالعظیم ، ری
4-حرم امام خمینی ، تهران
5-مسجد امام خمینی ( سلطانی ) ، تهران
6-امامزاده داود ، تهران
7-آرامگاه سید اسماعیل ، تهران
8-مسجد و مدرسه سپهسالار ، تهران
9-آرامگاه شیخ شبلی ، دماوند
10-مسجد جامع ورامین ، ورامین


جاذبه های طبیعی
1-چشمه علی ، ری
2-سد و دریاچه امیرکبیر ، تهران
3-کوه دماوند ، تهران
4-دریاچه لار و منطقه حفاظت شده ، تهران
5-سربالایی توچال،تهران

__
فرهنگ و هنر __
1-موزه هنر معاصر ، تهران
2-موزه فرش ایران ، تهران
3-موزه هنرهای تزئینی ایران، تهران
4-موزه ملی (باستان) ایران ، تهران
5-موزه رضا عباسی ، تهران

استان چهارمحال بختیاری

•تاریخ و جغرافیای این استان:
•شهرستانها
•بناهای یادبود تاریخی
•بناهای یادبود مذهبی
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر

تاریخ و جغرافیای این استان:

1-موقعیت2-آب و هوا3-تاریخ و فرهنگ


شهرستانها

1-اردل
2-بروجن
3-فارسان4-لردگان5-شهرکرد


بناهای یادبود تاریخی

1-قلعه چالشتر،شهرکرد
2-قلعه دزاک ، شهرکرد
3-قلعه جوناقان ، شهرکرد
4-تونل کوهرنگ ، چلگرد
5-پل زمان خان ، شهرکرد


بناهای یادبود مذهبی

1-امامزاده حلیمه و حکیمه ، شهرکرد
2-مسجد جامع کیان ، شهرکرد


جاذبه های طبیعی :

1-مرداب چوقاخور ، لردگان
2-کوه دنا ، شهرکرد
3-تونل کوهرنگ ، چلگرد
4-سواحل رودخانه زاینده رود

فرهنگ و هنر

1-صنایع دستی
2-عشایر


استان خراسان

خراسان


•موقعیت جغرافیایی استان خراسان
•صنایع دستی
◦قالی بافی
◦شعر بافی
◦نمد بافی
◦گلیم بافی
◦پوستین دوزی
◦سنگ تراشی و قلم زنی روی سنگ
◦فیروزه تراشی
◦سفالگری
◦سبد و حصیر بافی
•شهرستانها :
•بناهای یادبود تاریخی:
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی
•فرهنگ و هنر


این نام بسیار کهن است و در اصل به معنی خاور (شرق) زمین است.

در اوائل قرون وسطی نام خراسان به طور کلی به تمام ایالات اسلامی که در سمت شرق کویرلوت تا کوههای هند واقع بودند، اطلاق می‌گردید. به این ترتیب تمام بلاد ماوراءالنهر را در شمال شرقی شامل می‌شد. حدود خارجی خراسان آن دوره در آسیای مرکزی بیابان چین و یا می رود در سمت هند، جبال هندوکش بود، ولی بعدها این حدود هم دقیقتر و هم کوچکتر گردید.

حدود خراسان اصلی در دوران اسلامی و بعد از آن از شمال به رود جیحون محدود گشت ولی همچنان تمام ارتفاعات اطراف هرات را دارا بود.
ایالت خراسان که در دوره خلفای دوم و سوم به تصرف مسلمانان در آمد، از سوی اعراب به چهار قسمت تقسیم گردید که در قرون وسطی شناخته شده بودند: نیشابور، مرو، هرات و بلخ.

بعدها قسمتهایی از ماوراء نهر نیز جزو خراسان محسوب گردید مانند سمرقند. این شهرها هر یک کانونی هم در رشد و پیشرفت علوم و در قرون اولیة اسلامی مهد دانشمندان بزرگی بودند.
در جنگ هرات که در دوره قاجاریه در سال 1249 هجری قمری صورت گرفت، قسمت شرقی خراسان به افغانستان ملحق شد. بعدها قسمت‌های دیگری هم از شمال و جنوب شرقی آن از دست رفت.

امروزه از شهرهای مهم خراسان می توان مشهد، نیشابور، سبزوار، بیرجند و قوچان را نام برد.

سرزمین خراسان سرزمینی متنوع است که در آن می توان کویر، جنگل، کوهستان و دشت های حاصلخیز را مشاهده کرد.

موقعیت جغرافیایی استان خراسان
استان خراسان با مساحتی معادل 313335 کیلومتر مربع، وسیع‌ترین استان کشوراست و در حدود یک پنجم مساحت ایران را تشکیل می‌دهد. این استان از شمال و شمال شرق به جمهوری ترکمنستان، از شرق به کشور افغانستان، از جنوب به استان سیستان و بلوچستان و از غرب و شمال غربی به استان یزد، اصفهان، سمنان و گلستان محدود می‌باشد. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان خراسان دارای 23 شهرستان، 54 شهر، 24 بخش و 224 دهستان و 7996 آبادی دارای سکنه است.

صنایع دستی
یکی از ابزارهای مهم برای شناخت ویژگی فرهنگی و قومی هرمنطقه شناخت صنایع دستی آن منطقه می باشد. آثار ارزشمند به یادگار مانده حکایت از ذوق و استعداد وصف ناپذیری می کنند که در جای جای آن می توان به هنر و ظرافت دست های پرتوان هنرمندان ایرانی پی برد.
در استان خراسان تولیدات هنری نقش پر اهمیتی در اقتصاد منطقه دارند. انواع مهم صنایع دستی در این استان شامل: قالی بافی ابریشم کشی، شعر بافی، نمد بافی، پوستین دوزی، سنگ تراشی و قلم زنی روی سنگ، فیروزه تراشی، سفالگری، سبد و حصیر بافی است. انواع دیگر تولیدات دستی شامل چارق، گیوه، فراورده های چوبی و فلزی، نقاشی روی چرم و غیره می باشد.

قالی بافی
یکی از صنایع دستی مهم استان خراسان قالی بافی است. پیشینه قالی بافی در این استان را می توان به دو دوره متمایز تقسیم کرد:
- دوره صفویه که قالی‌های این دوره اغلب دارای نقش های هراتی با زمینه لاجوردی و یا لاکی سیر و با حاشیه باریک به رنگ زرد روشن می‌باشد.
- دوره دیگر راه اندازی کارگاه‌های قالی بافی توسط بازرگانان تبریزی در نیمه دوم قرن سیزدهم است. به این دلیل، امروزه در صنعت فرش مشهد دو نوع گره وجود دارد که عبارت‌اند از: گره فارسی (محلی) و گره ترکی (تبریزی).
مهم‌ترین مرکز قالی بافی در استان خراسان مشهد است. زمینه قالی‌های مشهدی دارای رنگ لاکی با نقش ترنج و لچک و حاشیه لاجوردی است. بیرجند، طبس، کاشمر، سبزوار و نیشابور از نظر قالی بافی به ترتیب در مراحل بعدی قرار می‌گیرند.
در میان عشایر خراسان، قالی بافی از رونق فراوانی برخوردار است. قالیچه‌های بلوچی در میان چادر نشینان اطراف تربت حیدریه، کاشمر، سرخس و تربت جام رایج است. هم چنین در میان عشایر کرد که در شمال خراسان سکونت دارند، بافت قالیچه‌های ترکمنی رواج دارد.
شعر بافی
شعربافی یا دست بافی در استان خراسان، از گذشته های دور، یکی از مشاغل صنعتگران بوده است. این صنعت در بیش تر شهرهای استان خراسان ، به ویژه در شهرستان‌های مشهد، سبزوار و تربت حیدریه، به صورت خانگی و کارگاهی دیده می‌شود. فعالیت‌های برک بافی، فرت بافی و ابریشم بافی را نیز می‌توان در این رده قلمداد کرد که عمده تولیدات آنها حوله، چادر شب، بقچه و ... است.
نمد بافی
در میان عشایر خراسان، صنعت نمد مالی از رونق فراوانی برخوردار است و دو مرکز اصلی تولید آن، شهرهای مشهد و قوچان می باشند.
گلیم بافی
در میان عشایر و روستاییان خراسان، گلیم بافی به عنوان یک فعالیت خانگی معمول است. مناطق عمده گلیم بافی در استان خراسان، شهرستان های مشهد، قوچان و شیروان است.
پوستین دوزی
یکی از صنایع مهم استان خراسان پوستین دوزی است. در شمال استان، سردی هوا موجبات پیدایش و گسترش این صنعت را فراهم آورده است. پوستین دوزی در میان عشایر کوچ نشین استان از اهمیت به سزایی برخوردار است.
سنگ تراشی و قلم زنی روی سنگ
از جمله فعالیت‌های هنری در شهر مشهد، یکی هم سنگ تراشی است که سابقه‌ای دیرینه دارد. عمده تولیدات مصنوعات سنگی عبارت اند از:
قندان، هاون، ظرف دیزی و انواع مجسمه های سنگی.
فیروزه تراشی
شهر نیشابور که به شهر فیروزه شهرت دارد، دارای معادن ارزشمندی از فیروزه می باشد که از قرن ها پیش مورد بهره برداری قرار گرفته اند. فیروزه تراشی یکی از حرفه های قدیمی در استان خراسان است. تراش فیروزه به اشکال پیکانی و مسطح از جمله تراش هایی است که طرفداران فراوان دارد. فیروزه یکی از سوغاتی های مهم استان خراسان است و بازار مطلوبی نه تنها در استان، بلکه در سطح کشور دارد.
سفالگری
یکی از صنایع دستی مهم در ایران سفالگری است که در شهرهای حاشیه کویر ایران از موقعیت مناسبی برخوردار است. مرکز اصلی این صنعت در استان خراسان، در شهرستان گناباد به ویژه روستای مند است. مهم ترین تولیدات این صنعت انواع گلدان و ظروف سفالین می باشد.
سبد و حصیر بافی
یکی از صنایع دستی مهم و پردازشی که با هزینه بسیار ناچیز، ساخته هایی را می آفرینند، سبد و حصیر بافی است. مواد اولیه این تولیدات، کاه و شاخه های نازک درختان است و مرکز اصلی آن روستاهای اطراف طرقبه در استان خراسان می باشد. به دلیل توریستی بودن منطقه طرقبه، بازار این تولیدات از موقعیت مطلوبی برخوردار است. برای بافت سبد، از چوب درختچه بید مشک استفاده می شود که هم ظریف و هم باریک است و هم چنین خاصیت انعطاف پذیری آن زیاد می باشد. صنایع ظریف حصیر بافی، در میان مسافرینی که به این استان سفر می کنند و هم چنین اهالی منطقه، جایگاه ویژه ای دارد.


شهرستانها :

بیرجند-بجنورد-چناران -درگز-اسفراین-فریمان-فردوس-گناباد-کاشمر-خواف-مشهد-نیشابور-قائنات-قوچان-سبزه وار-سرخس- شیروان-طبس- تایباد-تربت حیدریه -تربت جام-


بناهای یادبود تاریخی:

1-برج علی آباد ، کاشمر- 2-برج اخنجان ، مشهد
3-آرامگاه عطار نیشابوری ، نیشابور
4-آتشکده بازه هور ، مشهد
5-آرامگاه فردوسی ، مشهد
6-هارونیه ( آرامگاه غزالی ) ، طوس
7-مجموعه کلات نادری ، کلات
8-آرامگاه خواجه ربیع ، نیشابور
9-آرامگاه خیام نیشابوری ، نیشابور
10- کاخ خورشید ، طوس
11-مناره خسرو گرد ، سبزه وار
12-خانه آینه مفخم ، بجنورد
13-آرامگاه مولانا زین الدین ابوبکر ،تایباد
14-آرامگاه قطب الدین حیدر ، تربت حیدریه


بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد گوهرشاد ، مشهد
2-حرم مطهر امام رضا ، مشهد
3-حرم امامزاده محروق ، نیشابور
4-حرم امامزاده سید مرتضی ، کاشمر
5-آرامگاه خواجه ربیع ، مشهد
6-آرامگاه لقمان بابا ، سرخس
7-مسجد جامع نیشابور ، نیشابور


جاذبه های طبیعی
1-کوههای بینالود ، نیشابور
2-مرکز تفریحی کوه سنگی ، مشهد
3-زعفران
4-مرکز تفریحی طرقابه


فرهنگ و هنر

1-موزه آستان قدس رضوی ، مشهد
2-موزه فردوسی ، مشهد
3-صنایع دستی

استان خوزستان

(cached)

--------------------------------------------------------------------------------

تغییر مسیر از: خوزستان


•خوزستان
•جغرافیای تاریخی استان
•صنایع دستی روستایی استان خوزستان
•صنایع دستی شهری استان خوزستان
•بناهای یادبود تاریخی:
•بناهای یادبود مذهبی
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر:

خوزستان


موقعیت جغرافیایی استان خوزستان


استان خوزستان با مساحتی حدود 64236 کیلومتر مربع ، بین چهل و هفت درجه و چهل یک دقیقه تا پنجاه درجه و سی و نه دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و بیست و نه درجه و پنجاه و هشت دقیقه تا سیوسه درجه و چهار دقیقه عرض شمالی از خط استوا ، در جنوب غربی ایران واقع شده است. این استان از شمال غربی با استان ایلام، از شمال با استان لرستان، از شمال شرقی و شرق با استانهای چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد؛ از جنوب با خلیج فارس و از غرب با کشور عراق هم مرز است. بر اساس تقسیمات کشوری سال 1357، این استان دارای پانزده شهرستان، سیو پنج بخش، سیزده دهستان و 4496 آبادی دارای سکنه میباشد. مرکز استان خوزستان شهر اهواز و سایر شهرستانهای آن عبارتند از: آبادان، اندیمشک، اهواز، ایذه، باغملک ، بندرماهشهر، بهبهان، خرمشهر، دزفول، دشت آزادگان، رامهرمز، شادگان، شوش،شوشتر ومسجد سلیمان.

شمال و شرق خوزستان را سلسله جبال زاگرس فراگرفته است که ارتفاعات آن در جهت جنوب غربی کاهش مییابد، به طوری که در نواحی جنوبتر به صورت تپه ماهورهایی نمایان میشود. استان خوزستان را از نظر پستی و بلندی میتوان به دو منطقه کوهستانی و جلگهای تقسیم کرد. منطقه کوهستانی در شمال و شرق استان قرار گرفته و منطقه جلگهای آن از جنوب دزفول، مسجدسلیمان، رامهرمز و بهبهان آغاز شده و تا کرانه های خلیج فارس و اروند رود ادامه میباد. استان خوزستان دارای آب و هوای مختلف است: آب و هوایی نیمه بیابانی که شهرهای آبادان ، خرمشهر ، ماهشهر ، هندیجان ، دشتآزادگان و نواحی دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و نواحی شمال اهواز را در بر میگیرد.آب وهوای استپ گرم که نواحی شمال دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و شمال اهواز را دربرمیگیرد. استان خوزستان تحت تأثیر سهنوع باد قرار دارد: اولین باد، جریان سرد نواحی کوهستانی و دومین باد (شرجی)، جریان گرم و رطوبی از خلیج فارس است که به سوی جلگه میوزد. سومینباد یا باد سوم از عربستان میوزد و همیشه مقداری شن و خاک و رطوبت همراه دارد. بر اساس دادههای ایستگاههای سینوپتیک استان خوزستان در سال 1375، حداقل مطلق درجه حرارت منفی دو دهم درجه سانتیگراد و حداکثر مطلق درجه حرارت با چهل پنجاه درجه سانتیگراد در اهواز گزارش شده است.


جغرافیای تاریخی استان


استان خوزستان یکی از کهنترین سرزمینهای تمدن بشری است. این تمدن در شش هزار سال پیش در شوش پدید آمد، هزار سال بعد دولت مقتدر عیلام در شوش پایه گذاری شد و سه هزار سال پیش از میلاد، دولت عیلام توسط آشوریان منقرض گردید. در سال ششصد و چل قبل از میلاد شوش به دست آشوریها تسخیر و به دو بخش تقسیم شد. قسمت شمالی عینی انزان به دست پارسها افتاد و قسمت جنوبی آن به تصرف آشور درآمد. در تابستان سال پانصد و سی و هشت قبل از میلاد کورورش هخامنشی به بابل لشکر کشید و با شکست بابل کلیه خاک علیلام جزء متصرفات هخامنشی گردید و شهر شوش به عنوان یکی ازپایتختهای هخامنشی برگزیده شد.داریوش هخامنشی درحدودسال پانصدوبیست ویک قبل از میلاد شوش را به مرکز شاهنشاهی خودتبدیل کردودرآن کاخ باشکوهی ازسنگ بنام هدیش احداث کرد. در زمان خشایار شاه پایتختهای ایران از جمله شوش به اوج عظمت و رونق رسیدند. با حمله اسکندر دوران اوج و شکوه سلطنت خیرهکننده هخامنشیان به پایان رسید. در سال سیصد و سی و سه قبل از میلاد اسکند بر هخامنشیان پیروز شد و شهر بابل و شوش را با ذخایر بسیار ارزشمند طلا و نقره تصرف کرد. پس از فوت اسکندر در بابل جانشیان او در ایران دولت سلوکیان را تشکیل دادند. در سال صد و هشتاد و هفت قبل از میلاد در اثر ضعف دولت سلوکی پارس و خوزستان متحد شدند و از دولت سلوکی جدا شدند.مهرداد اول اشکانی (صد و چهل تا صد و شصت و چهار) نیز «دقریوس» شاه سلوکی را در جنگی شکست داد و شخصی به نام کامثاسکیر را که از خاندان اشکانی بود به حکومت خوزستان منصوب کرد. با قدرت گرفتن ساسانیان این ناحیه رو به عمران و آبادی گذاشت. شهر جندی شاهپور با دانشکده بسیار معروف نیز از شهرهایی است که در این دوران از رونق و شکوفایی چشمگیری برخوردار بوده است. پس از شکست یزدگرد سوم در جنگ معروف نهاوند ، ایرانیان به مرور به دین اسلام گرویدند. از سال هفده هجری قمری در عهد خلافت عمر که کشورگشایی مسلمانان به پیروزی تازهای دست یافته بود، بصره به عنوان یکی از حاکمنشینها و نایبالحکومه انتخاب شد. مهمترین و خونین ترین واقعه نخستین قرن اسلام در خوزستان قیام تودههای بدوی و روستائیان عرب و ایرانی بود که زیر لوای خوارج یا ارزقیان سر به شورش برداشتند. حجاج بن یوسف در سال هفتاد و هشت هجری قمری این قیام را با بیرحمی و سنگدلی سرکوب کرد. قیام دیگری نیز در سالهای دویست و چهل و نه هجری قمری به رهبری صاحبآلزنج خوزستان را فراگرفت. در اواسط سده سوم هجری قمری دولت عباسیان رو به انحطاط گذاشت و زمینه رشد قیام ایرانیان فراهم شد. یعقوب لیث از سیستان علم استقلال برافراشت و در شوال سال 261 هجری قمری فارس را تسخیر و به سرعت حمله به بغداد را (مقر خلافت عباسیان) آغاز کرد، ولی بلافاصله به شوش و شوشتر عقبنشینی کرد. در سال 288 هجری قمری عمر و لیث جانشین یعقوب در خوزستان به قتل رسید. در سال 326 هجری قمری معزالدوله دیلمی، کرمان و خوزستان را تصرف کرد. با روی کار آمدن سلجوقیان ابوکالیجاد دیلمی به حکومت خوزستان منصوب شد و در سال 434 هجری و قمری با همین سمت درگذشت. از این سال تا سال 845 هجری قمری به ترتیب خوارزمشاهیان ، خاندان شلمه افشار، اتابکان فارس ، آل مظفری ، آل جلایر، تیموریان بر تمام یا قسمتی از خوزستان حکم راندند. در سال 845 جنبش مذهبی دیگری به عنوان مشعشعیان در این نواحی شکل گرفت. رهبر این جنبش سیدمحمد مشعشع ادعای مهدویت داشت و از این زمان خوزستان به دو ناحیه عربنشین و غیرعربنشین تقسیم شد. در سال 872 هجری قمری سلسله ایلخانان به دستآققویونلوها منقرض شد و سیدمحسن فرزند سیدمحمد مشعشع از اوضاع آشفته ناشی از آن استفاده کرد و بر سراسر خوزستان مسلط شد. پادشاهان صفوی چندین بار برای سرکوب مشعشعیان و افشار به خوزستان لشگر کشیدند هر بار پس از سرکوب آنها مشعشعیان را بر حکومت نواحی تحت تسلط آنها ابقا کردند. با انقراض صفویان به دست محمود افغان خوزستان همچنان به تهماسب میرزا جانشین پادشاه شکست خورده صفوی وابسته باقی ماند و محمود افغان برای دست یافتن به این ناحیه در سال 1136 هجری قمری لشگری به این ناحیه گسیل داشت ولی نتیجهای نگرفت. نادر شاه، افغانها را از اصفهان بیرون راند و در بهار سال هزار و صد و چهل و دو هجری قمری از راه فارس و کهگیلویه روانه خوزستان شد.

پس از قتل نادر ، خاندان مشعشعی بار دیگر به ریاست موسی مطلب هویزه را به تصرف درآوردند. مشعشعها پس از استقرار در هویزه به سوی شوشتر ، دزفول و شوش روی آوردند و با طایفه آلکثیر جنگیدند و نواحی مزبور را تصرف کردند. در همین دوران کریمخان زند پس از ده سال کشمکش و جدال قدرت را به دست گرفت. پس از درگذشت کریمخان زند بار دیگر خوزستان دچار هرج ومرج شد. درزمان فتحعلی شاه قاجارخوزستان به دوبخش تقسیم شد. بخش شمالی، شامل شوشتر، دزفول، هویزه جزء کرمانشاهان، به محمدعلی میرزای دولت شاه سپرده شد و بخش جنوبی آن شامل رامهرمز، فلاحیه و هندیجان جزء فارس به حسینعلی میرزا پسر دیگر فتحعلی شاه واگذار شد.دولت شاه شاهزاده مقتدر قاجاری دوباره برای سرکوب مخالفین به خوزستان لشگر کشید. در زمان همین شاهزاده بند معروف میزان در شوشتر بازسازی شد و آب به شاخه شطیط و نهرداران جریان یافت. در سال هزار و دویست و شصت و هفت هجری قمری قوای انگلیس از طریق خرمشهر وارد خوزستان شد و تا اهواز پیش آمد و به آنش هر دست یافت. پس از سال هزار و دویست و هفتاد سه هجری قمری که جنگ انگلیس با ایران روی داد تا پایان حکومت ناصرالدینشاه که چهل سال طول کشید در خوزستان جنگی روی نداد. در این زمان عشایر عرب به چند بخش تقسیم شده و هر بخش شیخی جداگانه داشت که حاج جبار خان نامآورتر از دیگران بود و پس از جنگ انگلیس فداکاریهایی از خود نشان داده بود، توسط ناصرالدین شاه به رتبه سرتیپ اولی ارتقاء یافت. پس از او پسرش شیخ خزعل جانشین پدر شد و با کشتن برادر زمام امور را به دست گرفت. این مرد که با حمایت انگلیس سراسر استان خوزستان را به چنگ آورده بود. انگلیسها عثمانیها را از خوزستان بیرون کردند و رشته اختیار سراسر خوزستان را به دست گرفتند. در خرمشهر ، اهواز و شوش سپاه مستقر ساختند و در هر یک از شهرهای شوشتر و دزفول اداره سیاسی یا کنسولگری و عدلیه دایر کردند و در همه جا ادارههای پست و تلگراف را به دست گرفته و سرپرستی آنها را به مأموران خود واگذار کردند. از سال 1332 تا 1339 هجری قمری این وضع پایدار بود و شیخ خزعل نیز خود را امیر خوزستان (عربستان) میخواند. در دوران رئیس الوزرایی رضاشاه سپاهی از شیراز به بهبهان، سپاهی از اصفهان و سپاه سومی از بروجرد عازم سرکوب شیخ خزعل در خوزستان شد. پس از جنگی کوتاه شیخ خزعل شکست خورد و با فرستادن پیامی به رئیس الوزرا امان خواست و بدین وسیله عمر یکی دیگر از حکام محلی به سود قدرت یافتن دولت مرکزی به پایان رسید.

صنایع دستی روستایی استان خوزستان


صنایع دستی شهری استان خوزستان

بناهای یادبود تاریخی:

1-قلعه آکروپل ( شوش ) ، شوش
2-معبد چغازنبیل (زیگورات ) ، شوش
3-آرامگاه شاه عبدالقاسم ، دزفول
4-کاخ شاوور یاشائور( اردشیر ) ، شوش
5-آسیابهای سیکا ، شوشتر


بناهای یادبود مذهبی

1-آرامگاه دانیال نبی ، شوش
2-مسجد جامع دزفول ، دزفول
مسجد جامع شوشتر ، شوشتر


جاذبه های طبیعی :

1-سواحل رودخانه کارون ، خوزستان
2-دریاچه سد دز ، دزفول


فرهنگ و هنر:
1-صنایع دستی
2-موزه شوش ، شوش


استان زنجان

•زنجان
•شهرستانها:
•بناهای یادبود تاریخی:
•بناهای یادبود مذهبی
•جاذبه های طبیعی :

زنجان



موقعیت جغرافیایی استان زنجان


استان زنجان که آن را فلات زنجان نیز می نامند، در ناحیه مرکزی شمال غربی ایران واقع شده است. استان زنجان با هفت استان هم مرز است. این استان از شمال به استان های اردبیل و گیلان, از شرق به استان قزوین, از جنوب به استان همدان, از جنوب غربی و غرب به استان های کردستان و آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی محدود است. استان زنجان بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، دارای 3 شهرستان، 13 بخش, 8 شهر, 44 دهستان و 981 آبادی دارای سکنه است. استان مذکور از دو منطقه کوهستانی و جلگه ای تشکیل یافته است. مناطق کوهستانی این استان اغلب دارای قله های مرتفع هستند و در نواحی شمالی شهرستان زنجان, بخش های مرکزی، طارم علیا، طارم سفلی، ماه نشان، ایلات قاقازان و در غرب و جنوب غربی آن، شهرستان خدابنده (قشلاقات افشار) قرار گرفته اند. سایر نقاط استان را مناطق جلگه ای یا دشت های آن در برمی گیرند. میزان بارندگی در این استان، سالانه 323 میلی لیتر و میانگین تعداد روزهای یخبندان آن در طول سال، 115 روز است. حداکثر مطلق دما در شهر زنجان 40 و حداقل آن 6/29- درجه سانتی گراد ثبت شده است. فصل سرمای منطقه از اوایل آذر ماه با بارش برف های پیاپی که سراسر استان و به ویژه ارتفاعات را می پوشاند شروع می شود و معمولاُ تا اواخر فروردین ماه ادامه دارد. مهم ترین بادهای استان مشتمل بر باد سرمه ( مه ) و باد گرم است .

دراستان زنجان رشته های مختلف صنایع دستی رواج دارد. از آن جمله گلیم بافی در ابهر, قیدار و زنجان روستاهای آن گیوه دوزی ابریشمی و نخی در انگوران و زنجان, چاروق دوزی در شهر زنجان, رنگرزی در ابهر, زنجان, قیدار, سفالگری در روستای قلثوق, ملیله کاری شامل سینی, سرویس بشقاب کاسه و وسایل مصرفی در شهر زنجان, ساخت انواع چاقو و کارد و قندشکن در زنجان, جاجیم بافی نواری در طارم علیا و ماه نشان, انگوران, کیسه بافی حمامی, نواری در انگوران, ماه نشان, قیدار و حکاکی روی مس در شهر زنجان را می توان نام برد. ضمن آنکه باید گفت قالی بافی از جمله هنرها و حرفی است که در اکثر شهرها و روستاهای استان زنجان رونق و رواج دارد. اما شهر زنجان با آثار فلزی و بویژه چاقوهای زیبا و تنوع آن مشخص می شود و نام زنجان, اینگونه آثار هنری را به ذهن متبادرمی سازد.

چاقوسازی:

از جمله صنایع دستی رایج و بسیار مهم در شهر زنجان است. این صنعت از دوره صفویه به بعد رونق چشمگیری داشته و تا امروزه نیز با دگرگونی های فراوان در زنجان ادامه دارد.

مشخصات مشترک چاقوهای زنجان عبارت است از: ظرافت, تناسب, هنرنمایی در فن آبکاری و قدرت برش آن. هر چاقو شامل قطعات تیغه, فنر (در چاقوی ضامن دار دو فنر وجود دارد به نام فنر بزرگ و فنر کوچک), آستری (دو تکه است و همه قطعات چاقو روی آن سوار می شود), روکش دسته, باربند (قسمتی برنجی که روی آستری است و لولای تیغه در آن قرار دارد).

انواع چاقوها عبارتند از: چاقوی ساده, ضامن دار, چاقوی میوه خوری, چاقوهای مرکب, کاردهای شکاری, کاردهای قمه ای, کاردهای کمری, کاردهای آشپزی و قلم تراش. از نکات جالب توجه آن که در هنر چاقوسازی به علت احتیاج به نیروی بدنی, اکثر استادکاران جوان بوده و استادکاران قدیمی فقط به کار آموزش مشغول هستند.

ملیله سازی:

ملیله سازی از جمله ظریف ترین رشته های فلزکاری و یکی از برجسته ترین صنایع فلزی ایران است. قدیمی ترین ملیله ایران به روایت اکثر محققان مربوط به سالهای 550 تا 330 ق.م. (دوره هخامنشی) است. متأسفانه به دلیل آن که اکثر اشیاء ملیله به منظور استفاده مجدد ذوب شده اند, نمونه های زیادی در دسترس نیست و تنها از دوره قاجاریه مقداری سرقلیان, گیره استکان و سینی در اندازه های مختلف باقی مانده است.

ملیله سازی در زنجان بیش از 100 سال سابقه دارد و از اواخر دوره فتحعلی شاه قاجار شخصی به نام حاج اسداله طرح برگ فرنگ را در ملیله ابداع و سبک خاصی را شروع کرد.

نقوش رایج در ملیله کاری زنجان عبارتند از: دندانه, تابیده, جقه, یا بته ترمه, ریزه جقه, برگ فرنگ, برگ, غنچه, پیچ, پیچک, سه چشمه و یک چشم ملیله. تولیدات ملیله زنجان شامل گیره شربت خوری, گلاب پاش, قاب عکس, جاسیگاری, بشقاب, شکلات خوری, شیرینی خوری, زنجیر (که به آن کلافه ای می گویند) گل سینه, گوشواره و قاب عکس است. ملیله سازی زنجان در سطح کشور نیز شناخته شده بوده و دارای اعتبار خاصی است.

حکاکی روی مس:

در حال حاضر حکاکی روی مس در شهر زنجان انجام می شود. طرح های رایج در حکاکی مس زنجان بیشتر از طرح های قدیمی و سنتی ایران الهام گرفته شده است و در بین نقوش مختلف اسلیمی, ختائی, بته جقه, گل و بوته, مکان های تاریخی و مناظر شکار حیوانات است که از نگاره های عامیانه یا سنتی مایه گرفته است. صنعتگران این رشته که تعدادشان بسیار کم و معدود است در شهر زنجان سکنی دارند.

چاروق دوزی:

چاروقی که هم اکنون در زنجان عرضه می شود, به صورت یک صنعت دستی ظریف و تزئینی کاربرد دارد و به کلی با چاروق های قدیمی متفاوت است. چاروق قدیمی زنجان, نوعی پای پوش بوده است که از چرم خام ساخته شده و در روستاها بیشتر مورد استفاده چوپانان قرار می گرفت و اغلب بدون پاشنه بوده و با تسمه هایی به ساق پا پیچیده می شد. در سالهای اخیر در زنجان نوعی چاروق ساخته می شد که رویه آن چرم قرمز رنگی (که دباغان زنجان تهیه می کردند) است و معمولاً هم بدون بند و تسمه بوده و نوکی عقابی و برگشته دارد. این نوع چاروق که تولید آن از حدود 30 سال پیش نیز رواج داشت, اینک کمتر تولید می شود. چاروق کنونی زنجان فرم و شکل خاص و ظریفی دارد و دارای حالتی زینتی بوده و بیشتر برای راه رفتن روی قالی مورد استفاده قرار می گیرد.
این نوع چاروق بیشتر به شکل نعلین و به صورت پاشنه دار ساخته می شود و فقط کف آن از چرم بوده و رویه اش از نخ های ابریشم و گلابتون به رنگ های مختلف بافته و تزئین می شود. از استادان معروف چاروق ساز زنجان, استاد "اصغر خطیبی" است که برای اولین بار اقدام به پاشنه گذاری جهت چاروق کرده است.

از استادکاران معروف استان زنجان می توان از خانم روح انگیز محمدی استادکار گلیم, آقای حسین فرجیان استاد چاقوسازی, آقای غلامعلی رضایی استاد چاقوسازی, آقای مظفر محمدی استادکار فرش, آقای منصور کاظمیان مقدم استاد کار ملیله, آقای نجف علی حاجیلو استادکار گیوه دوزی, آقای کریم ابطحی استادکار ملیله, آقای رحیم بهشتی استاد چاقوسازی, آقای محمد رسولی استادکار معرق و آقای علی چراغی استاد پیکره تراشی نام برد.


شهرستانها:

1-ابهر
2-خدابنده
3-خرمدره
4-ماه نشان
5-طارم
6-زنجان


بناهای یادبود تاریخی:

1-عمارت چلاپی اقلی ، خدابنده
2-غارهای داش کسن ، ابهر
3-آرامگاه ملا حسن کاشی
4-آرامگاه قیدرنبی ، ابهر
5-گنبد سطانیه ، ابهر
6-بازار زنجان ، زنجان


بناهای یادبود مذهبی

1-امامزاده اسماعیل ، ابهر
2-امامزاده سید ابراهیم ، زنجان
3-امامزاده زید الکبیر ، ابهر
4-مسجد جامع زنجان ، زنجان


جاذبه های طبیعی :

1-رودخانه قزل اوزن ، زنجان
2-موزه مردم شناختی زنجان ، زنجان
3-صنایع دستی

استان سمنان

•سمنان
•بناهای یادبود تاریخی :
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :


سمنان


موقعیت جغرافیایی استان سمنان


استان سمنان با وسعتی برابر 98515 کیلومتر مربع 8/5 درصد مساحت کل کشور است. این استان از نظر مساحت ششمین استان کشور است. و وسعت آن حدود چهار برابر تهران می باشد.

این استان در حال حاضر دارای 4 شهرستان 14 شهر 10 بخش و 28 دهستان است. شهر های آن عبارتند از سمنان، شاهرود، دامغان و گرمسار. شهرهای تابعه استان نیز عبارتند از سمنان، مهدی شهر، شهمیرزاد، سرخه، شاهرود، بسطام، تجن، کلاته، خیج، میامی، بیارجند، دامغان، گرمسار، ایوانکی و آرادان.

استان سمنان در دوران باستان بخشی از چهاردهمین ایالت تاریخی ورن (ورنه) از تقسیمات شانزده گانه اوستایی بود. برخی از دانشمندان این ایالت را گیلان فعلی می دانند ولی قدر مسلم این که ورن یا ورنه متشکل از صفحات جنوبی البرز و خوار شمال سمنان, دامغان, خوار, دماوند, فیروزکوه, شهمیرزاد, لاسگرد, ده نمک و آهوان, قوشه, ویمه و نقاط کوهستانی مازندران بوده است.

صنایع دستی

استان سمنان از مراکز قابل توجه صنایع دستی کشور است. در این استان انواع صنایع دستی نظیر قالیبافی، گلیم بافی، نمد مالی، سرامیک و سفالسازی و... وجود دارد که هر یک از آن ها سوغاتی گرانقدری برای بازدیدکنندگان از استان محسوب می شوند. مهم ترین صنایع دستی استان عبارت اند از :

قالیبافی:

قالیبافی و تولید قالی و قالیچه از دیرباز یکی از تولیدات مهم استان سمنان به شمار می رفته است. این منطقه که در دوران قبل، دارای استادان زبردست قالیباف و طراح نقش قالی بود و قالی ها و قالیچه های نفیسی از دارهای آنان به عمل می آمد. به دلیل ورود فرشهای ماشینی به بازار و نداشتن صرفه اقتصادی و همچنین نبود پشتوانه نیروی کاری و طراح قالی و نیز به دلیل کهولت تدریجی استادان و کارگران قالیباف، این رشته دچار رکود فاحش شده است. امروز قالیبافان استان از نقش و طرح سایر مناطق مانند تبریز ، مشهد ، اصفهان ، نائین ، کاشان ، یزد و کرمان استفاده می کنند. در زمینه بعضی از قالی ها گل های اسلیمی، شکوفه ها، غنچه ها و برگ های گوناگون با شاخه های ظریف دیده می شود و در بعضی از طرح های شاه عباسی، افشان، ترنجی، خوشه، برگ فرنگی، درختی، شکارگاه و... مورد استفاده قرار می گیرد یا ترکیبی از این طرح ها هستند.

بخش مهدی شهر و شهرستان شاهرود از مراکز مهم تولید قالی و قالیچه در استان سمنان به شمار می روند.

گلیم بافی :

گلیم به عنوان نخستین زیرانداز بشر، دارای سابقه تولیدی بسیار طولانی است. بافت گلیم اگر چه به گونه بسیار ساده آغاز شده ، اما در طول سالیانی که از عمر آن می گذرد، هنرمندان ایرانی در تکمیل ان نقش فوق الاده چشمگیر ایفا کرده اند و توانسته اند آن را به عنوان محصولی برخوردار از ارزشهای هنری و مصرفی توامان حتی روانه بازارهای خارجی کنند. گلیم که در مقایسه با قالی دارای شیوه بافتی آسانتر است و به همان نسبت قیمت ارزانتری دارد، هنری در انحصار روستا نشینان و عشایر به حساب می آید. روستاهای شهرستان گرمسار ، سمنان و روستاهای کندو، خیج و رضاآباد شاهرود از مراکز تولید اصلی گلیم در استان سمنان هستند.

نمد مالی:

یکی دیگر از صنایع دستی که قدمتی دیرینه در استان سمنان دارد، نمد مالی است. وضعیت فعلی تولید نمد در استان سمنان از نظر کمی و کیفی بسیار مطلوب است و مراکز تولید نمد در استان، شهرستان سمنان، دامغان و روستای ابرسیج شاهرود است.

مواد اولیه مصرف شده در نمد مالی پشم است که در اندازه های مختلف تهیه می شود. آنچه در نمد مالی می توان مشاهده کرد، ذوق و هنر، به همراه تحرک تولید کننده است. تولیدات این زحمات کشان علاوه بر استفاده شخصی به روستاهای شمالی استان و شهرستان مازندران ارسال می شود.

چاپ قلمکار:

چاپ قلمکار، گونه ای از چاپ سنتی روی پارچه بافته شده است. برای نخستین بار، قلم کار سازان ایرانی برای دسترسی به تولید بیشتر و ایجاد هماهنگی و یکنواختی نقش ها، استفاده از مهره های چوبی را جایگزین استفاده از قلمو ساخته اند. برای فراهم آوردن امکاناتی به منظور استفاده مردم، قلم کار را که در گذشته فقط برای روی پارچه های پشمی و ابریشمی انجام پذیر بود بر انواع پارچه از قبیل متقال، کتان، چلوار و کرباس و... انجام دادند. در حال حاضر چاپ قلم کار به وسیله قالب های چوبینی که دارای نقوش برجسته است انجام می شود. در حقیقت رکن اصلی قلمکار سازی را قالب سازی تشکیل می دهد که معمولاً توسط افرادی که حرفه و تخصصشان قالب تراشی است به تفکیک رنگ و حداکثر در چهاررنگ روی چوب های گلابی و زالزالک تراشیده می شود گروهی از هنرمندان در رشته هایی چون ریشه تابی که پارچه زیر ساخت قلمکار را آماده می سازد یا صحرا کاری که کارهای رنگ رزی، سفید گری، بخار و شستشوی پارچه های قلمکار را به عهده دارد به فعالیت مشغولند مهمترین مرکز این صنعت در استان در شهرستان دامغان قرار دارد که ماهانه مقادیر هنگفتی انواع رومیزی پرده و سفره و سایر محصولات قلمکار تولید و برای صدور به خارج از کشور آماده می کند.

سفالگری و سرامیک :

سفالگری از مهمترین و قدیمی ترین دست ساخته های بشر است. آثار سفالی برخلاف آثار یافته شده فلزی، چوبین و... در زیر خاک فاسد نمی شود و به خاطر این حالت استثنائی، به اطلاعات گویا درباره آن می توان پی برد. صنعت سفالگری در استان سمنان از پیشینه معتبر برخوردار است. به طوری که دکتر اریک اشمید هنگام حفاری در اطراف دامغان امیدوار به کشف شهر افسانه ای هکاتوم پلیس یا شهر صد دروازه بود، اگرچه موفق به کشف بقایای شهر مورد نظرش نشد، ولی به مجموعه ای از بهترین فراورده های صنعتگران دو تا سه هزار سال قبل از میلاد مسیح دست یافت این فراورده ها شامل کوزه های بزرگ به اشکال هندسی و دارای لعاب قهوه ای روشن و کرم بودند. از آنجا که زمینه های لازم برای صنعت سفالگری در اکثر نقاط استان فراهم بوده، این صنعت با وجود فراز و نشیبهای تاریخی، به حیات خویش ادامه داده است. در سالهای اخیر، راه اندازی واحدهای آموزش سفالگری و سرامیک در شهر های سمنان و شاهرود موجب احیا و رشد بیشتر این صنعت در استان شد و هم اکنون ضمن تولید و ارسال مقادیر بسیاری از تولیدات این رشته به استانهای دیگر، زمینه های تولید کالاهایی برای بخش صادرات خارجی نیز فراهم شده است. در حال حاضر سفالگران استان سمنان در کارگاههای سفالگری و سفال سازی در سطح استان به ساختن گونه هایی ارزشمند سفال مشغولند. در این میان، کارگاه سفال گری و سفال سازی قان بیگی در شاهرود از اهمیتی ویژه برخوردار است.

دستباف ها:

در زمانی نه چندان دور، مردمان همین سرزمین پارچه های مورد نیاز خویش را با دست های هنر آفرین خود تهیه می کردند که از نظر تنوع رنگ، نقش، طرح و شیوه های بافت شگفت انگیز بود. هر چند زندگی ماشینی و گرایش به سوی تجدد باعث شد لطمه هایی جبران ناپذیر بر این صنعت وارد آید، هم اکنون نیز در گوشه و کنار استان سمنان، صنایع دستباف رایجند.

دستبافی شامل تولید پرده های سنتی و هنری و حوله و شال گردن و پارچه های متقال زیر ساخت قلمکار است که در استان رایج است. علاوه برآن جاجیم، چادر شب، پلاس و چوفا (چوخا) که عمدتاً توسط روستائیان و عشایر تولید می شود، از دیگر صنایع دست باف مردم استان است. ماهانه مقادیر قابل توجه ای از این تولیدات به استان های دیگر و مراکز ارسال می شود. شهرستان سمنان به ویژه سرخه، مهدی شهر، فولاد محله و روستاهای شهرستان دامغان و روستاهای بسطام از مراکز تولید ات جاجیمچه و دستباف استان به شمار می روند.


بناهای یادبود تاریخی :

1-کاروانسرای آهوان شاه سلینمانی ، سمنان
2-عمارت و چشمه علی ، دامغان
3-دروازه ارگ ،‌سمنان
4-آرامگاه بایزید بسطامی ، شاهرود
5-برج چهل دختر ، سمنان
6-آرامگاه ابن یمین فرومدی ، شاهرود
7-حمام حضرت ، سمنان
8-تپه ناصار(نوحصار)، سمنان
9-برج پیرعلمدار ، دامغان
10-کاروانسرای شاه عباسی ، سمنان
11-آرامگاه شیخ الوالحسن خرقانی ، شاهرود


بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد جامع دامغان ، دامغان
2-آرامگاه حضرت علی ابن جعفر ، سمنان
3-مسجد جامع سمنان ، سمنان
4-مسجد تاریخانه ، دامغان


جاذبه های طبیعی :

1-جنگلها و بیابانها

استان سیستان و بلوچستان

•سیستان و بلوچستان
•جغرافیای طبیعی و اقلیم استان
•شهرستانها:
•بناهای یادبود تاریخی :
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر :


سیستان و بلوچستان



موقعیت جغرافیایی استان سیستان و بلوچستان

استان سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود 187502 کیلومتر مربع ، در جنوب شرقی ایران و در مختصات جغرافیایی بیست و پنج درجه و سه دقیقه تا سی و یک درجه و بیست و هشت دقیقه عرض شمالی و پنجاه و هشت درجه و چهل و هفت دقیقه تا شصت و سه درجه و نوزده دقیقه طول شرقی واقع شده است. این استان پهناور در سمت شرق با کشور پاکستان 900 کیلومتر و با کشور افغانستان 300 کیلومتر مرز مشترک دارد؛ در قسمت جنوب با دریای عمان به طول تقریبی 270 کیلومتر مرز آبی دارد و از قسمت شمال و شمال غرب با استان خراسان به طول 190 کیلومتر و در قسمت غرب با استان کرمان به طول 580 کیلومتر و با استان هرمزگان به طول 165کیلومتر همجوار است. این استان از دو ناحیه سیستان و بلوچستان تشکیل یافته است که از لحاظ طبیعی با یکدیگر کاملاً متفاوتند. ناحیه سیستان هشت هزار و صد و هفده کیلومتر مربع ، در قسمت شمالی این استان قرار دارد و حوزه مسطح و مسدودی است که از آبرفتهای دلتای قدیمی و فعلی رود هیرمند تشکیل شده است. ناحیه بلوچستان به مساحت صدو هفتاد و نه هزار و سیصد و هشتاد و پنج کیلومتر مربع منطقه وسیع کوهستانی است که حد شمالی آن کویر لوت و حد جنوبی آن دریای عمان است.مرزهای طولانی آبی و خشکی استان با کشورهای افغانستان ، پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس ، موقعیت ویژهای را به آن بخشیده و سبب ایجاد شرایطی خاص شده است. چندگانگی و تنوع مذهبی، گویشهای مختلف و نمود تعلقات قومی و قبیلهای از دیگر ویژگیهای اجتماعی این استان است. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان سیستان و بلوچستان سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج دارای هفت شهرستان، بیست و نه بخش، شانزده شهر، نود و دو دهستان و شش هزار و سی و هشت آبادی دارای سکنه بوده است. شهرستانهای آن عبارتند از: ایرانشهر، چابهار،خاش،زابل، زاهدان، سراوان و نیک شهر.


جغرافیای طبیعی و اقلیم استان


در مطالعات زمینشناسی، منطقه شرق ایران را معمولاً به عنوان یک واحد مستقل بررسی میکنند. این منطقه در اواخر دوران سوم زمینشناسی در اثر جنبشهای کوهزایی از دریا جدا شده و در آن ابتدا رسوبات آهکی از نوع دریایی و سپس رسوباتی با مواد نسبتاً درشت و نرمروی هم انباشته شده است. قسمت جنوبی استان (مکران) یکی از مناطق در حال فرونشستن تدریجی است و دلیل آن نیز ضخامت زیاد رسوبات ماسهای دوران سوم است که عمق آن به بیش از یک کیلومتر میرسد. بر همین اساس پوسته اقیانوس هند با شیب بسیار تندی در زیر این منطقه به داخل زمین فرو میرود که یکی از علتهای بوجود آمدن گل فشانها و چشمه های آب معدنی فراوان در این منطقه است. ارتفاعات استان سیستان و بلوچستان به دوران سوم و دوم زمینشناسی تعلق دارد و سنگهای آن اغلب آهکی و گچی است. به عقیده زمینشناسان، بعضی کوههای این استان (مانند آتشفشان تفتان) به اواخر دوران سوم و اوایل دوران چهارم تعلق دارند. ارتفاعات سیستان و بلوچستان، جزو رشته کوههای مرکزی ایران و شامل ناهمواریهای شرق چاله لوت و ارتفاعات دیواره شرقی و جنوبی چاله جازموریان است. این ارتفاعات در همه جا پیوسته نیستند، به طوری که حوضه های پستی در فواصل این ارتفاعات پدید آمده اند. پهنای کوهستانها از شمال به جنوب افزایش مییابد و در فاصله ایرانشهر- کوهک به بیشترین حد خود میرسد. این ناهمواریها مشتمل بر کوه های سیستان و کوههای بلوچستان است. منطقه سیستان و بلوچستان با توجه به موقعیت جغرافیایی، از یک طرف تحت تأثیر جریانهای جوی متعدد مانند: جریان بادی شبه قاره هند و به تبع آن بارانهای موسمی اقیانوس هند است و از طرف دیگر تحت تأثیر فشار زیاد عرضهای متوسط قرار دارد که گرمای شدید مهمترین پدیده مشهود اقلیمی آن است. در وضعیت هواشناسی این منطقه بادهای شدید موسمی، طوفان شن، رگبارهای سیلآسا، رطوبت زیاد و مه صبحگاهی پدیدهای قابل توجه است. این استان تابستانهای گرم و طولانی و زمستانهای کوتاه دارد. از آنجا که حداقل دما ندرتاً به صفر درجه سانتیگراد میرسد، رویش گیاه در اراضی آبی تقریباً در تمام طول سال ادامه دارد. عمده بارندگی در زمستان صورت میگیرد. این ناحیه دو فصل متمایز زمستان با درجه حرارت معتدل و خنک در ماههای آذر، دی و بهمن و تابستان گرم در بقیه فصلهای سال دارد. در تمام شهرهای استان حداکثر دمای سالانه، بالای چهل درجه سانتیگراد گزارش شده است. این مقدار در ماه تیر، در ایرانشهر به پنجاه و یک درجه بالای صفر میرسد. کمترین حد دمای استان در ماههای آذر و دی ثبت شده است. میانگین حداقل دمای سردترین ماه سال بین حدود دوازده تا سیزده درجه سانتیگراد متغیر است. سردترین شهر استان، زاهدان و گرمترین شهر آن ایرانشهر است. اختلاف و نوسان دمای بین زمستان و تابستان و حتی در یک شبانه روز بسیار بالا است، ولی حداقل مطلق دما به ندرت به صفر درجه میرسد نواحی ساحلی دریای عمان به علت رطوبت ناشی از مجاورت با دریا، تا حدودی از این امر مستثنی است و آب و هوای گرم آن با رطوبت بیشتری همراه است.

به علت بالا بودن متوسط دما و وزش بادهای موسمی، میزان تبخیر در این استان زیاد است و به طور متوسط چهار میلیمتر در روز گزارش شده است بارندگی عمدتاً در ماههای زمستان صورت میگیرد. به طور متوسط در هفت ماه از سال در این ناحیه اثری از باران مشاهده نمیشود. میزان بارندگی از طرف شرق به غرب استان افزایش مییابد. متوسط سالیانه بارندگی آن حدود هفتاد میلیمتر و بسیار نامنظم است. بیشترین نزولات جوی، در شهرستانهای خاش و زاهدان و متوسط سالانه آن صدو بیست میلیمتر است. کمترین مقدار بارندگی در شهرستان زابل روی میدهد و متوسط سالانه آن پنجاه و یک میلیمتر است میزان متوسط رطوبت نسبی در سواحل دریای عمان، حدود هفتاد تا هشتاد درصد در دی ماه است. در تابستان مقدار رطوبت نسبی کاهش مییابد، ولی کرانه های غربی بلوچستان به علت نزدیکی به اقیانوس هند در تابستان نیز رطوبت نسبتاً بالایی دارد.

صنایع دستی

استان سیستان و بلوچستان دارای آب و هوای خشک و گرم است و مردم آن به دو دسته ساکن و عشایر که ایلات بلوچ را تشکیل می دهند و غیر ساکن هستند، تقسیم می شوند.

اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخیر به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسیار زیادی افت کرده است. در نتیجه عوامل مذکور، مردم استان سیستان و بلوچستان، به ناچار به فعالیت های غیر کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنایع دستی نیز بیانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های سوزندوزی بلوچ یا گلیم و قالی مفهوم می یابند.

جالب اینجاست که فعالیت های صنایع دستی به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجام می شود زیرا زنان بلوچ به علت زندگی بسیار محقرانه خود چندان فعالیت خانه داری ندارند. به واسطه سنت ها و عقاید مردان، در خارج از خانه هم نمی توانند کار کنند، در نتیجه هر زن و دختر بلونچ از هفت سالگی و به بهانه تزئین لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدین ترتیب به معاش خانوانده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گلیم بافی و حتی نمد مالی که کاری سخت و مردانه است، توسط زنان سیستان و بلوچستان انجام می شود.

مهمترین رشته های صنایع دستی رایج در استان عبارتست از:

قالی بافی، گلیم بافی، سفالگری، حصیر بافی، پرده بافی، چادر بافی، نمدمالی، خراطی و سوزندوزی بلوچ، سکه دوزی و آیینه دوزی، پریوار دوزی، توردوزی، خامه دوزی و سیاه دوزی.

قالی بافی:

شروع قالیبافی در سیستان به دو هزارسال پیش برمی گردد که اقوام سکایی در دشت زرخیز سیستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم ق.م. قالی و گلیم می بافتند و نمد تولید می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتایی واقع در سیبری، قالی، گلیم و نمد به دست آمده است.

در نوشته های اوایل دوره اسلامی، سیستان دارای بهترین بافته های ابریشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سیستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازیریک" نشان می دهد که این قالی توسط اقوام سکایی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستین کسانی بودند که بافته هایی بسیار زیبا از خود به جای گذاشته اند.

طرحهای قالی سیستان شبیه به نقش های ترکمن است و نقش های اصیلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غیره که در اکثر نقاط ایران شناخته شده و در استان های کرمان ، خراسان و مازندران مشتری های قدیمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده اند.

قالی بافان سیستانی به واسطه زندگی غیر ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی تغییر یافته است.

گلیم بافی:

از دیگر رشته های مهم صنایع دستی که هم در سیستان و هم در بلوچستان رایج است، گلیم بافی است. گلیم بیشتر توسط زنان چادرنشین که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اولیه گلیم بهره می برند.
نقشهای گلیم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بیشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مایه تیره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفید یا زرد به کار می رود.

سوزندوزی:

بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته های صنایع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از این خاک نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظریف و پر سابقه ای که هیچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ایران شروع شده است. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آیند.
در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصیت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی توانند منشأ آنرا تعیین کنند.
سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکیب رنگ ها، طبیعت رنگین و زیبایی آفریده و جهانی ساخته اند که در اندیشه و خیالشان شکل می گرفته است. طبیعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسیم کرده اند، نه به آن شیوه و شمایلی که وجود دارد.
پیراهن بلوچ با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه، دو قطعه سرآستین و قطعه دیگر که در زیر پیش سینه به طور عمودی تا پایین پیراهن دوخته می شود و جیب یا در اصطلاح محلی "گوپتان" نامیده می شود.
سوزندوزی بلوچ به صورت پیش سینه، جیب، سرآستین، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، رومیزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود.
از طرحهای اصیل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مروارید نام برد.
پریوار دوزی و توردوزی نیز از دیگر انواع رودوزیهای بلوچستان است.

خامه دوزی:

خامه دوزی بسیار شبیه سوزندوزی بلوچ است با این تفاوت که در آن فقط از نخ سفید یک رنگ استفاده می شود. این هنر تنها در روستاهای سیستان رواج دارد.
محصولات خامه دوزی شامل عرقچین، لباس، پیش سینه، جانماز، رومیزی و ... است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهیه می شود.

سیاه دوزی:

نوع دیگر سوزندوزی در سیستان، سیاه دوزی است که در آن از نخ سیاه ابریشم استفاده می شود و روی لباس مورد استفاده قرار می گیرد.
خامه دوزی و سیاه دوزی تنها جنبه خود مصرفی داشته و فقط بین اهالی سیستان خرید و فروش می شود.

سکه دوزی:

تنها مورد دیگر تزئین منازل بلوچ و خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را یا به دیوار می آویزند و یا جهت تزیین روی رختخواب می اندازند و یا در عروسی ها به گردن شتر می آویزند.
به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بین اهالی بلوچستان ایران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هایی هم در هنرهای دستی ساکنین این مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبیعی است. بهمین دلیل تشابهاتی بین سکه دوزی بلوچ ایران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد.

سفالگری:

کلپورگان مرکز تولید نوعی سفال در بلوچستان است که در 30 کیلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ایران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر تولید و رنگ به سفالهای دیگر مناطق ایران ندارد.
سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدایی تولید می شود.
در ساخت سفال، مردان فقط وظیفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گیرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گیرد و تراش داده می شود و با سیاه قلم تزیین می شود. نقش ها ساده و هندسی است.
مصنوعات ساخته شده شامل: دیگ، سینی، کوزه، قلیان، گلدان، لیوان، قوری، مجسمه حیوانات و ... است.


شهرستانها:

1-چابهار
2-ایرانشهر
3-خاش
4-نیک شهر
5-سراوان
6-زابل
7-زاهدان


بناهای یادبود تاریخی :


1-شهر سوخته ـ زابل
2-قلعه چهل دختران ، نیک شهر
3-قلعه قدیم ایران شهر ، ایرانشهر
4-آتشکده کارکوی ، زابل
5-قلعه تیمور ، زاهدان


بناهای یادبود مذهبی:

1-امامزاده غلام رسولی ، چاه بهار
2-مسجد شاه علی ، زابل


جاذبه های طبیعی :

1-دشت لوت ، زاهدان
2-دریاچه هامون ، زابل
3-سواحل خلیج فارس و دریای عمان ، چاه بهار
4-قله تفتان ، خاش


فرهنگ و هنر :

1-صنایع دستی
2-موزه زاهدان ، زاهدان

استان فارس .شیراز

•فارس
•شهرستانها
•بناهای یادبود تاریخی:
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر :


فارس



موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان فارس


استان فارس یکی از استانهای جنوبی کشور میباشد. این استان از شمال به استان اصفهان, از شرق به استانهای یزد , از جنوب به استان هرمزگان و از غرب به استانهای کهگیلویه و بوشهر محدود می شود. وسعت استان فارس حدود 133 هزار کیلومتر مربع است و تقریبا” 8/1 درصد مساحت کشور را تشکیل می دهد.
مرکز این استان شهر شیراز است.
آب و هوای فارس در شمال سردسیر, در نواحی مرکزی زمستانها معتدل و بارانی و تابستانهای گرم و خشک, و در جنوب و جنوب شرقی زمستانها معتدل و بارانی و تابستانها بسیار گرم میباشد. زبان اکثریت مردم فارسی است اما عشایر ترک زبان (ایل قشقایی) به ترکی و عشایر عرب زبان (ایل عرب) به عربی صحبت میکنند .
یکی از مناطق مهم عشایری ایران , استان فارس می باشد و بزرکترین ایل ایران (ایل قشقایی) با شش طایفه در فارس به کوچ روی ادامه می دهند. علاوه بر ایل قشقایی ایل خمسه و ایل محسنی و همچنین طوایف کوچکتری به زندگی عشایری خود در فارس ادامه می دهند .
براساس آخرین تقسیمات کشوری استان فارس به 16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و 185 دهستان تقسیم شده است منطقه فارس یکی از قدیمیترین مراکز تمدن ایران است . فارس در کتیبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های یونانی پرمیس آمده و معرب آن فارس است.

صنایع دستی

هم اکنون تولید انواعی از صنایع دستی در مناطق عشایری و روستایی و نیز در شهرهای استان فارس رواج دارد. بیشترین تعداد صنعتگران دستی در گروه بافته های داری – قالی, گلیم و گبه – قرار دارد. پس از آن باید از خاتم – خاتم سازی و خاتم کاری – یاد کرد. پس از آن معرق چوب, منبت کاری چوب, ریزه کاری, نقاشی روی چوب سفال و سرامیک سازی, کاشی معرق کاشی هفت رنگ و نقاشی روی سفال. از رشته های رایج در استان فارس طراحی و نگارگری (نگارگری، گل و مرغ سازی، تذهیب و تشعیر) است.

رنگرزی گیاهی و استفاده از مواد ملونه طبیعی در رنگرزی خامه و ابریشم نیز کاری پررونق در استان فارس است. در زمینه فلز کاری و هنرهای مرتبط با فلز نیز استان فارس از سابقه طولانی برخوردار و آثار نقره کاری و قلمزنی روی نقره آن شاخص است. سایر رشته های صنایع دستی رایج در این استان عبارتند از: دوخت لباسهای محلی عروسک سازی، در پیکر تراشی، نمدمالی، سراجی، رودوزی های سنتی، بافتنی ها، نقشه کشی فرش، گچ بری، سنگتراشی، ساخت گلهای مصنوعی، آینه کاری، چاقو سازی وساخت زیورآلات .

گلیم:

در استان فارس بخش عمده ای از تولید گلیم توسط زنان و دختران عشایر ساکن و کوچ رو قشقایی انجام می شود. برای بافت گلیم معمولاً از نقشه استفاده نمی کنند. نقشه ها ذهنی هستند و معمولاً از طرح هایی استفاده می شود که از نسل های گذشته به حال انتقال یافته و تغییرات جزیی در همان چهارچوب آداب و رسوم موجود در منطقه است. البته در سالهای اخیر با راه یافتن گلیم بافی به مناطق شهری و روستایی استفاده از نقشه تا حدودی درگلیم بافی رایج شده است.

برای رنگرزی نخ های پشمی مورد مصرف در پود گلیم از رنگهای گیاهی یا رنگهای شیمیایی استفاده می شود. مهمترین مراکز تولید گلیم در استان فارس منطقه فیروزآباد، ممسنی و داراب است. گلیم های قشقایی نه تنها در ایران که در سطح جهان نیر به واسطه اصالت نقش ها و رنگ های زیبا و کیفیت ممتاز بافت مشهور و مورد تقاضا است.

قالی:

هنر و صنعت بافندگی فارس در وهله نخست, هنری عشایری و در وهله دوم هنری روستایی است که وابستگی به عشایر دارد. عشایر فارس بویژه قشقائیها و ایل خمسه بیش از دیگر عشایر به این هنر اشتغال دارند و روستائیان که در مسیر این ایل ها زندگی می کنند نیز به کار تولید قالی و سایر دستبافت ها مبادرت می کنند. فرش بافان این استان معمولاً دست بافت های خود را نه به عنوان یک کالای تجارتی بلکه برای خود تولید می کنند و چون دنباله رو نوسانات بازار فرش نیستند, طرح های آنها دارای رنگ آمیزی و طراوت خاصی است. البته در سالهای اخیر بافندگان عشایری به بافتن فرش برای فروش و به سلیقه مصرف کنندگان روی آورده اند. لیکن غالباً همان ذهنی بافی و رنگهای مرسوم پیشینیان خود را ادامه می دهند.

این «هنر- صنعت» به طور عمده به دست زنان انجام می شود. به طور کلی تولید دستبافته ها از مرحله ابتدایی تا آخرین مرحله به دست زنان صورت می گیرد. دار قالی ایل قشقایی مانند سایر عشایر افقی است و بافنده برای بافتن بر روی زمین می نشیند. بیشتر دارهای روستایی نیز افقی و گاه عمودی است. علت استفاده عشایر از دار افقی به این دلیل است که با زندگی کوچ نشینی آنها هماهنگی داشته و حمل آن بر پشت چارپایان به سهولت انجام می گیرد.

اکثر قالیچه های ایلات خمسه کار تیره عرب و باصری است. قالیچه های این دو تیره دارای طرح های متنوع و فارسی باف است و سراسر از پشم تهیه می شود. روستائیان فارس نیز هر سال تعداد زیادی قالیچه می بافند. این روستائیان که پیشینه ایلی و چوپانی دارند همانند عشایر از دارهای افقی استفاده می کنند ولی قالیچه های آنها از نظر جنس, مرغوبیت قالیچه های ایلات را ندارد.

فرش های قشقایی معمولاً به طریق «ذهنی بافی» بافته می شود. این نقشه های ذهنی نوعی بازآفرینی سنتی است که از نسل های پیشین به امروزیان رسیده است. بافندگان ایلی همان نقوش را تکرار می کنند بدون آنکه از نقشه استفاده کنند. از این رو معمولاً هیچ دو فرشی کاملاً و عیناً شبیه یکدیگر نیست. بافندگان تازه کار از سرمشق هایی کمک می گیرند که «حور» نامیده می شود. بافندگان قشقایی این سرمشق ها را که یک یک نقشمایه ها و نگاره های اصلی بر آن بافته شده است. «دستور» می گویند. رنگ قالی های قشقایی کاملاً به سلیقه و خواست بافنده ارتباط دارد.

قالی های فارس اکثراً نرم و تا اندازه ای ظریف و نازک هستند و وجه تمایز آنها با سایر فرش ها نیز همین صفات است. گره در قالی های فارس هم به صورت متقارن (ترکی) و هم به صورت نامتقارن (فارسی) استفاده می شود. بافت قالی در اکثر مناطق عشایری و روستایی استان فارس رواج دارد و افزون بر مناطقی که ایل قشقایی در آن اسکان دارند. قالی بافی در دیگر شهرها و روستاهای استان منجمله در آباده و شیراز و فسا نیز مرسوم و متداول است.

گبه:

گبه نوعی قالی گره بافته است با پرزهایی بلند که حداقل یک سانتی متر و پودهای متعدد (بین 3 تا 8 پود در هر ردیف) و معمولاً درشت بافت است. این بافته معمولاً در ایلات و عشایر جنبه خودمصرفی دارد. در گبه های قشقایی برخلاف گبه های سایر نواحی ایران که خودرنگ است،بافنده از رنگ ها و نقش های متفاوتی استفاده می کند. البته گبه هایی با نقش ساده با زمینه ای یکرنگ یا رنگهای محدود نیز بافته می شود. از نقش های مورد علاقه لبه بافان ایل قشقایی نقش شیر است که علاوه بر اهمیت باستانی این نقش مظهر جوانمردی است و بی ارتباط با وجود شیر در منطقه کامفیروز و دشت ارژن فارس نیست. نقش های لچک ترنج, ستاره, نقش خشتی, نقش حیوانات مختلف و ... نیز در گبه بافی کاربرد دارد. گبه های قشقایی تمام پشم هستند و تار آنها نیز پشمی است. اندازه گبه متفاوت است. معمولاً اندازه 100×200 یا 200×115 سانتی متر متداول تر است.

جاجیم:

از بافته های عشایر قشقایی جاجیم است که برای پوشاندن رختخواب و اثاثیه درون چادر استفاده می شود از این رو به آن «پوشن» نیز می گویند. جاجیم های کوچک به عنوان روانداز نیز کاربرد دارد. جاجیم به رنگهای مختلف بافته می شود و رنگ های روشن در بافت آن بیشتر به کارمی رود. معمولاً تار و پود آن هم رنگ است. نقوش جاجیم که برای تزیین آن به کار می رود عبارتند از:

نقش شطرنجی، نقش آینه کگل، نقش کنگره، نقش موازی، نقش حوض، نقش مدخل، نقش لوزی و... .

جاجیم گل برجسته(گلیم گل برجسته):

گلیم گل برجسته یا گلیم سوزنی از بافته های خاص منطقه فارس و ایل قشقایی بویژه طایفه کشکولی است. این بافته شباهت به گلیم دارد با این تفاوت که قسمت هایی از آن به صورت پود پیچی بافته می شود و به شکل برجسته در روی کار نمایان است.

جاجیم های گل برجسته معمولاً زمینه ای روشن دارند و نقوش آنها دارای رنگهای متنوع و ترکیبی از نقوش گلیم و قالی است. بافت آن از تار و پود پشمی یکرنگ است. ابعادش معمولاً همان ابعاد گلیم و ابزار کار و حتی نحوه چله کشی این بافته دقیقاً همانند گلیم است.

رنگرزی سنتی:

در شیراز و برخی دیگر از شهرهای استان فارس، کارگاههای متعدد رنگرزی با مواد ملونه طبیعی (گیاهی) وجود دارد که در این کارگاهها با بهره گیری از مواد رنگزایی همچون نیل، اسپرک، خوشک، روناس و ... و استفاده از دندانه هایی نظیر زاج سفید، زاج سیاه و زاج سبز، اقدام به رنگرزی خامه و ابریشم می کنند.

رنگهای طبیعی به واسطه دوام زیاد، متناسب بودن با مواد اولیه مورد استفاده در بافت زیراندازها و حالت زیبا، مخملی و دل نوازی که به بافته ها می بخشد درمقایسه با رنگهای شیمیایی (حتی رنگهای کاملاً ثابت شیمیایی) از رجحان و برتری برخوردار است.

رند:

رند, نوعی گلیم بسیار ریزبافت و ظریف منطقه فارس است که به آن سوزنی هم می گویند. این بافته فرش مانند از کارهای زیبای عشایر قشقایی است. شیوه بافت آن مانند ورنی و شیرکی پیچ به طریق پودپیچی است.

این بافته که مانند سایر بافته های ایلی بر روی دار افقی بافته می شود جنبه خودمصرفی دارد و به علت وقت گیر بودن در مناطق قشلاقی ایل بافته می شود. در این نوع بافته به علت پودپیچی به دور تارها و استفاده از پود نازک و قطع نکردن پودهای اضافی, بافته ای که به دست می آید یک رو بوده و درشت کارکه می توان پودهای اضافی را دید. رنگ این نوع بافته معمولاً تیره و روشن و نقوش آن همان نقوشی است که در قالی و گلیم به کار می رود..

خوابگاه (مفرش):

عشایر قشقایی از مفرش برای جای دادن رختخواب و البسه استفاده می کنند. این محصول به شکل مکعب مستطیل بوده و اندازه آن تقریباً 80×80×50 سانتیمتر است که به وسیله بندهای چرمی و قلاب های نر و ماده بسته می شود. در دو طرف مفرش دو دستگیره چرمی دارد. مفرش از وسایل اصلی هر سیاه چادر و هر خانواده ایلی است.

تار مفرش از نخ و پود آن پشمی است و رنگ های به کار رفته در آن بیشتر قرمز, سرمه ای و آبی است. نقش های مفرش محدود است و این به علت شیوه بافت آن است, در حقیقت رنگ به وجود آورنده نقش در مفرش است و نوع بافت در همه نقوش یکسان است.

خاتم سازی:

نام شیراز با خاتم توام بوده و نام خاتم, شیراز را به ذهن و خاطر می آورد. چرا که از دوره صفویه به این سو, شهر شیراز به عنوان خواستگاه هنر خاتم سازی, مهمترین مرکز خاتم سازی ایران بوده و هست و شاخص ترین خاتم سازان شیرازی چون صنیع خاتم, گلریز خاتمی, حکیم الهی و ... همواره سهم شایسته ای هم در تولید و عرضه آثار ممتاز خاتم و هم در تربیت نیروی انسانی و خاتم سازان جدید داشته اند. خاتم شیراز به واسطه کیفیت مناسب و طرحهای اصیل و مواد اولیه مرغوب, از جایگاه مناسبی در خاتم سازی ایران برخوردار است.

منبت کاری:

در استان فارس و بویژه در شهر آباده, منبت کاری شهرتی دیرینه دارد و در این شهر زیباترین آثار منبت چوب به صورت جعبه ها, صفحات شطرنج, مبلمان, میز و ... عرضه می شود. ضمن آنکه منبت کاری در شهر شیراز هم از رونق خوبی برخوردار است.

ساخت و قلمزنی نقره:

شهر شیراز به واسطه آثار تهیه شده از نقره و نیز قلمزنی های شاخص انجام شده بر روی نقره که با طرح های زیبایی از تخت جمشید مشخص می شود و به صورت گیره های استکان و لیوان, سینی و ظروف دیگر عرضه شده است. از قدیم الایام دارای شهرت و اعتبار بوده است و در حال حاضر این «هنر- صنعت» اگر چه همچون گذشته های نه چندان دور رونق ندارد اما همچنان به حیات خود ادامه می دهد و آثار تولیدی از کیفیت مطلوبی برخوردار است.

سایر صنایع دستی

در استان فارس, گیوه بافی و گیوه دوزی, نمدمالی و کلاه مالی, رودوزی های سنتی, سفال و سرامیک و کاشی و برخی دیگر از انوع صنایع دستی همچون آئینه کاری, گل سازی, ساخت زیورآلات و ... نیز مرسوم و متداول است.


شهرستانها

آباده،بوانات،داراب،اقلید،استهبان،فسا،فیروزآباد،جهرم،کازرون،لامرد،لار،ممسنی،مرودشت،نیریز،سپیدان،شیراز


بناهای یادبود تاریخی:

1-عمارت عفیف آباد ، شیراز
2-پل بندامیر ، مرودشت
3-بیشاپور ، کازرون
4-آتشکده فیروزآباد،فیروزآباد
5-معبد حفیط، شیراز
6-ارگ کریم خانی ، شیراز
7-مدرسه خان ، شیراز
8-مقبره کوروش ، مرودشت
9-طاق مشیر، شیراز
10-کتیبه نقش رجب ، مرودشت
11-کتیبه نقش رستم ، مرودشت
12-کتیبه نقش شاپور ،کازرون
13-موزه و عمارت نارنجستان قوام ، شیراز
14-پاسارگاد ،مرودشت
15-پرسپولیس ، مرودشت
16-آرامگاه سعدی ،‌شیراز
17-کاخ ساسانیان ،‌سروستان
18-آرامگاه شاه شجاع ، شیراز
19-غار تنگ چوگان ( تندیس شاپور ) ، کازرون
20-حمام وکیل ، شیراز
21-بازار وکیل ، شیراز


بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد جامع عتیق ( خدای خانه‌ )، شیراز
2-مسجد نصیرالملک ، شیراز
3-آرامگاه شاه چراغ، شیراز
4-مسجد وکیل ،شیراز


جاذبه های طبیعی :

1-باغ ارم ، شیراز
2-باغ گلستان ، شیراز
3-دریاچه مهارلو ، شیراز
4-دریاچه پریشان ، کازرون


فرهنگ و هنر :

1-موزه نظامی غفیف آباد ، شیراز
2-صنایع دستی
3-موزه نارنجستان ، شیراز
4-موزه پارس، شیراز
5-موزه پرسپولیس ، مرودشت
6-عشیره قشقائی

استان قزوین

•قـزویـن
•بناهای یا تاریخی:
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی:
•فرهنگ و هنر :

قـزویـن



موقعیت جغرافیایی استان قزوین

این استان دارای دو ناحیه کوهستانی و دشتی می باشد. منطقه کوهستانی آن در شمال استان قرار دارد و دهستانهای الموت, رودبار و قسمتی از کوهپایه اقبال پشگلدره را در بر می گیرد. در همین ناحیه, بخشی از رشته کوه البرز از بخش شمال غربی و از استان گیلان به طرف جنوب غربی در داخل استان قزوین کشیده شده است. سیالان و الموت دو قله از قله های معروف کوهستان های بخش غربی البرز می باشند. دره های البرز در دامنه های خشک جنوبی, به ویژه در ناحیه قزوین باریک و کم عرض هستند. و با دیواره های پر شیب کشیده شده اند. آبادترین و پر جمعیت ترین دره های آن, دره شاهرود و دره های دو شاخه معروف آن, رود طالقان و رود الموت است. که آبهای دامنه های البرز جنوبی را به سفید رود می رسانند. دره و رودخانه شاهرود کوههای میان دره چالوس و سفید رود را از شرق به غرب شکافته و آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده اند. کوه های طالقان, سیالان و الموت دو قله از قله های معروف کوهستان های بخش غربی البرز می باشند. دره های البرز در دامنه های خشک جنوبی, به ویژه درناحیه قزوین, باریک و کم عرض هستند و با دیواره های پر شیب کشیده شده اند. آباد ترین و پر جمعیت ترین دره های آن دره شاهرود و دره های دو شاخه معروف آن, رود طالقان و رود الموت اند که آب دامنه های البرز جنوبی را به سفید رود می رسانند. دره و رودخانه شاهرود کوه های میان دره چالوس و سفید رود را از شرق به غرب شکافته و آن را به قسمتهای شمالی و جنوبی تقسیم نموده اند. این استان دارای سه شهرستان به نامهای قزوین , تاکستان و بوئین زهرا و 10 بخش و 12 شهر و 37 دهستان و 936 آبادی دارای سکنه می باشد.

صنایع دستی

هنرمندان قزوین که وارث هنر دوره صفوی بودند در رشته های هنری به فعالیت پرداختند، در هنر منبت و مشبک، مقرنس کاریهای منظم و گچ بریهای در هم پیچیده بسیار زیبا، قلمدان سازی، نقاشی پشت شیشه و نقش های تزئینی آثار بیشماری به گونه بسیار زیبا و دلفریب پدید آوردند تا بدانجاکه قزوین بعد از شیراز و اصفهان از مراکز هنری مهم به شمار می آمد.
سبک نگارگری قزوین سرشار از ویژگیهایی بود که در آن زمان بی مانند بود و در خطاطی و خوشنویسی بار دیگر به منتهای کمال رسید ولی در دوران قاجار بر اثر هرج و مرج موجود در کشور، قزوین رونق هنری خود را از دست داد.
صنایع دستی قزوین عبارتند از: نگارگری، قلمدان سازی، سوزن دوزی، حکاکی، قلم زنی و فرش بافی (بافت انواع قالی و گلیم) و جاجیم بافی.

فرش بافی:

از دیر باز بافتن گلیم جاجیم ، قالی و قالیچه در قزوین و در میان ایلات و عشایر این منطقه رواج داشته است. از میان فرش های قزوین، فرشهای متعلق به کارگاههای بزرگ قالی بافی از "اعتماد" و "سلامت" دارای شهرت جهانی هستند. امروزه فرش بافی بیشتر در شهرک ها و روستاهای تابعه قزوین رواج دارد. گلیم های منطقه الموت در قزوین هم از اعتبار بسیار خوبی برخوردار است و به واسطه طرحها و نقوش زیبا و رنگبندیهای جالب از گلیم های دیگر مناطق مشخص می شوند. جاجیم بافی هم در بسیاری از روستاهای قزوین رواج دارد.

منبت و مشبک:

در روزگاری که پنجره و اُرُسی در کارهای چوبی و معماری سنتی ایران بویژه در شیوه معماری قزوین از اهم وسایل اصولی و عناصر تزئینی هر بنا و ساختمان بخصوص ساختمان های قزوین به شمار می آمد، درهایی منقش به منبت و مشبک ساخته می شد و تقریباً تمام وسایل چوبی یک ساختمان نیز پوششی از نقاشی داشت. بهترین نمونه آثار منبت در قزوین، ضریح و درهای ورودی صحن شاهزاده حسین (علیه السلام) فرزند امام هشتمعلیه السلام است که در دوران پادشاهی شاه طهماسب صفوی به سال 967ه.ق. به دست علاءالدین محمدنجار" از چوب گردو و گلابی ساخته شده است.

نگارگری مکتب قزوین:

مکتب نگارگری قزوین جدا از مکتب هرات، تبریز و دیگر مکاتب دارای ویژگیهایی است که آن را از سبک های دیگر متمایز می سازد. برای نگارگران علاوه بر تصویر حیوانات، پرندگان، گلها و درختان آنچه بیش از همه جالب توجه می نمود اندام ظریف جوانان، درویشان و کشاورزان است که در تابلوهای آنان، چهره ها غالباً به گونه ای سه رخ تصویر شده و چهره های تمام رخ ابداً در کار نقاشان سبک قزوین دیده نمی شود و هیچ انسانی از پشت سر نیز تصویر نشده است. سوژه هابیشتر از میان افراد عادی برگزیده شده و لباسهای فاخر در نگارگری ها دیده نمی شود و جامه زنان و مردان چندان تفاوتی در نگاره ها ندارد. از نگارگران معروف قزوین استاد محمد قزوینی، صادق بیگ افشار، مولانا میرمصور، مولانا شیخ محمد، کاوس نقاش، عبدالحمید نقاش و رضی طالقانی ملقب به ضیع همایون را می توان نام برد. در حال حاضر نیز نگارگری در قزوین تا حدودی مرسوم و متداول است.

نقاشی پشت شیشه:

نقاشی پشت شیشه در قزوین در دوران قاجاریه با مایه گرفتن از هنر روزگار صفویه درخشید، تا جائیکه این شهر یکی از مراکز تولید نقاشی پشت شیشه شد.
روش کار در نقاشی پشت شیشه با نقاشی معمولی متفاوت است. در نقاشی معمولی، هنرمند زمانی که روی کاغذ یا بوم، نقاشی را انجام می دهد به کار مسلط است و در پایان کار به سادگی به قلم گیری می پردازد، در حالیکه در نقاشی پشت شیشه روش دگرگونه است، یعنی این که قسمت های حساس که در پایان کار باید تمام شود، درآغاز کار بایستی انجام شود، مثلاً اگر خالی برروی گونه زنی وجود دارد باید آن خال قبل از رنگ کردن صورت در جای خود بنشیند و سپس کل صورت رنگ آمیزی شود. از جمله نقاشان پشت شیشه می توان شیخ عبدالمجید شیشه نگار را نام برد، متأسفانه این هنر در حال حاضر از رونق در خور توجه ای برخوردار نیست و معدود هنرمندانی به این هنر می پردازند.

هنر خطاطی:

هنر خطاطی در قزوین دارای اهمیت و مورد توجه اهالی هنر دوست قزوین بوده است. از خطاطان معروف قزوین میر عماد قزوینی، میر ابراهیم حسنی قزوینی، میر نور الهدی، شرف جهان قزوینی و غلام حسین امیر خانی را می توان نام برد.
از استادکاران استان قزوین آقای عباس قانع استادکار قلمزنی و برجسته کاری، خانم نسرین لشکری معرق چوب، آقای محمدی سفال کار، آقای فرزین جنتی فر و آقای بردیا کاظمی منبت کار، خانم اشرف فرداد قالی بافی، آقای محمود کریمی وند تذهیب ونگارگری، خانم شیرین کاکاوند سوزندوزی، خانم فائزه جواهری طراحی فرش در دوران معاصر را می توان نام برد.


بناهای یا تاریخی:

دبود1-قلعه الموت (حسن صبا ) ، قزوین
2-آرامگاه حمد الله مستوفی ، قزوین
3-برجهای خرقان
4-موزه و عمارت کلاه فرنگی ، قزوین
5-کاروانسرای محمد آباد خوره ، قزوین
6-بازار قزوین ، قزوین


بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد النبی ، قزوین
2-مسجد امینیه ، قزوین
3-امامزاده شاهزاده حسین ، قزوین
4-مسجد کبیر جامع قزوین، قزوین


جاذبه های طبیعی:

1-دریاچه عوان ، قزوین


فرهنگ و هنر :

1-موزه و عمارت کلاه فرنگی ، قزوین

استان قم


•قم
•تاریخ و جغرافیای این استان:
•شهرستانها:
•بناهای یادبود تاریخی:
•بناهای یادبود مذهبی :
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر:

قم


تاریخ و جغرافیای این استان:

موقعیت ، آب و هوا ، تاریخ و فرهنگ ،


شهرستانها:
قم


بناهای یادبود تاریخی:

1-آرامگاه گنبد سبز ، قم
2-درخت سرو هادی و مهدی ، قم
3-خانه امام خمینی ، قم
4-مدرسه جهانگیر خان ، قم
5-کاروانسرای قلعه سنگی ، قم
6-بازار قم ، قم
7-مدرسه فیضیه ، قم


بناهای یادبود مذهبی :

1-مسجد اعظم ، قم
2-حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ، قم
3-امامزاده علی ابن جعفر ، قم
4-امامزاده معصومه ، قم
5-امامزاده شاه حمزه ، قم
6-مسجد جامع قم ، قم


جاذبه های طبیعی :

دریاچه نمک ، قم


فرهنگ و هنر:

1-صنایع دستی
2-موزه حرم مطهر حضرت معصومه

استان کرمان


•کرمان
•شهرستانها :
•بناهای یادبود تاریخی :
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر :


کرمان



موقعیت جغرافیایی استان کرمان


استان کرمان در جنوب شرقی ایران واقع شده و از شمال با استانهای خراسان و یزد ، از جنوب با استان هرمزگان ، از شرق با سیستان و بلوچستان و از غرب با استان فارس همسایه است. مساحت این استان در حدود 175069 کیلومتر مربع میباشد. استان کرمان پس از استان خراسان دومین استان پهناور کشور میباشد و در حدود 11 درصد از خاک ایران را در بر گرفته است. این استان یکی از مرتفع ترین استانهای کشور و شهرستان بافت آن با 2250 متر ارتفاع از سطح دریا مرتفع ترین شهرستان استان میباشد. ارتفاعات این استان از رشته کوههای مرکزی ایران چین خوردگیهای آتشفشانی آذربایجان شروع میشود و تا بلوچستان امتداد دارد و دنباله آن چندین بار در فلات مرکزی به وسیله حوزه های پست داخلی و کویر قطع میشود. رشته کوههای مرکزی در این منطقه دشتهای وسیع استان را از یکدیگر جدا میسازند. این کوهها به طور کلی 2 رشته عمده هستند که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شدهاند و مهم ترین آن رشته کوههای بشاگرد کوهبنان است. این رشته کوهها دنباله کوههای جندق و بیابانک هستند که تا کرمان و بم گسترش یافتهاند. رشته دوم کوههایی هستند که از یزد تا کرمان و چال جازموریان کشیده شدهاند و به موازات رشته اول امتداد دارند. سابقه سکونت و استقرار انسان در سرزمین کرمان به هزاره چهارم قبل از میلاد میرسد. این منطقه یکی از قدیمی ترین نواحی ایران به شمار میرود و در گذر زمان، گنجینه های فرهنگی تاریخی گرانبهایی در آن پدید آمده که نمایانگر روند تاریخی و حیات اقتصادی، اجتماعی آن است.

صنایع دستی

صنایع استان دستی کرمان، در زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم مناطق مختلف استان نقش بسزایی دارد. مهمترین صنایع دستی رایج در استان کرمان عبارت است از:

قالیبافی:

کرمان از مراکز مهم قالیبافی ایران به شمار می آید. این شهر در آغاز قرن بیستم میلادی یکی از معروفترین مراکز قالیبافی جهان به شمار می آمده است، چنان که در آستانه وضعیت زندگی استاد درجنگ جهانی اول تعداد دارهای قالی در این استان به بیش از پنج هزار می رسید.
طرح و رنگ در قالی کرمان اهمیت بسیار دارد، چنانچه کمتر می توان دو قالی را از نظر رنگ و نقشه شبیه به یکدیگر پیدا کرد. فرش کرمان ریز بافت و عموماً 40 رج در گره است و بیشتر در ابعاد 60 *100 - 150 * 100 - 120 * 200 بافته می شود. در گذشته فرش های 100 متری نیز به صورت سفارشی در کرمان بافته شده است که این کار افتخاری برای صنعت و هنر قالیبافی به شمار می آید. دارهای قالیبافی کرمان عموماً عمودی است و تنها در منطقه سیرجان و حومه آن استفاده از دارهای افقی رواج دارد.
گره رایج در قالیبافی کرمان "فارسی" است. بخشی از پشم مصرفی قالیبافان کرمان از خود منطقه و بقیه از خراسان و کرمانشاه تأمین می شود. علاوه بر کرمان در مناطق رفسنجان، جوبار، ماهان، روار،کوهپایه، چترود، خانوک، هوتک، سرآسیاب و سردار نیز قالیبافی رواج دارد.
در کلیه این مناطق از پشم مرغوب برای بافت قالیهای درجه یک استفاده به عمل می آید و تار و پود کلیه تولیدات از نخ پنبه ای است. فرش ها عموماً دو پوده بافته می شود و فقط در منطقه "راور" گاهی فرشهای بسیار مرغوب سه پوده است.
طرحهای معروف قالی کرمان عبارت است از: شاه عباسی، افشان، ترنجی، خوشه، برگ فرنگی، درختی، شکارگاه و قاب قرآنی.

قالیچه های افشار:

در منطقه سیرجان قالیچه هایی موسوم به افشاری بافته می شود که دارای معروفیت خاصی است. این قالیچه ها توسط ایل افشار که به کرمان کوچ کرده اند بافته می شود.
از نظر قالیبافی، ایلات افشار و روستاییان این منطقه هر یک از دیگری چیزهایی اقتباس کرده اند و اگر رنگ ها ایلاتی است، برخی نقش ها کاملاً با طرحهای ایلاتی متفاوت است. با این همه چادر نشینان گره ترکی و روستائیان گره فارسی به کار می برند. نقش ها شکستگی خاصی دارند(مانند نقش مرغی) و یا نقش ترنجی که بافتن هر یک پوشیده از نگاره های کوچک است. در واقع اصالت قالیچه های کرمان را در کارهای ایلات افشار باید جستجو کرد که نقشه و طرز بافت آنها وجه مشترکی از هنر مردم آذربایجان و کرمان است که به خوبی با هم آمیخته شده اند.

گلیم شیریکی پیچ:

شیریکی پیچ نامی است که بافندگان ایلیاتی و گاه روستایی کرمان به نوع خاصی از گلیم می دهند. این نوع گلیم که در اصطلاح بومی با عناوین "شیریکی پیچ" و "سوزنی" نیز از آن یاد می شود ظاهری همانند قالی دارد و بافت آن نیز درست به اندازه بافت قالی مشکل و وقت گیر است.
شیریکی پیچ از جمله سوماکهای مشهور ایران است که در مناطق عشایری و روستایی شهرهای سیرجان ، بافق و کرمان بافته می شود.

پته دوزی:

پته دوزی هنر دست دوز زنان و دختران کرمانی است و پته دوزان با بهره گیری از نخ های رنگین نقش هائی زیبا را بر زمینه پارچه های دستباف به نام "عریض" می دوزند. پته دوزی علاوه بر کرمان در شهر های رفسنجان، سیرجان و ماهان و ... رواج دارد. یکی از معروفترین پته ها، روپوش مقبره شاه نعمت ا... ولی در ماهان کرمان است که یکی از پرکارترین پته های تولید شده در ایران بوده و بیش از یک قرن از عمر آن می گذرد.
معروفترین نقوش پته، طرح پته ای یا درخت زندگی است که به نامهای متعدد در پته به کارگرفته می شود، مانند پته میری، پته ترمه ای، پته جقه ای، پته بادامی، پته سربندی، پته افشاری، پته کردستانی و غیره. از دیگر طرحهای پته دوزی، پیچک ترنج، سروچه، نقوش حیوانی بخصوص پرندگان و لچک ترنجی را می توان نام برد.

شال بافی:

شال بافی یکی از رشته های قدیمی و اصیل صنایع دستی در "هوتک" کرمان است. معمولاً خانگی است و کارگاه در خانه قرار دارد.

عریض بافی:

عریض پارچه دستباف پشمی و نسبتاً ضخیم است که برروی آن زنان پته دوز، پته دوزی انجام می دهند. در گذشته از عریض استفاده های دیگری نظیر کت و پالتو می شد ولی امروزه مصرف عریض بسیار کم شده و حتی در پته دوزی نیز محدود شده است.

ساخت فرآورده های مسی تزئینی:

ماده اولیه این صنعت مس است که به سه صورت ورق، لوله و شمش مورد استفاده قرارمی گیرد. محصولات تولیدی عبارتند از: سینی، کشکول، قندیل، تبرزین، تابلو و غیره... .
از دیگر صنایع دستی رایج در استان کرمان، باید از ترمه بافی ذکر نام کرد که البته تولید آن حد ناچیزی بوده و تنها به چند صنعتگر هنرمند محدود می شود.
از صنعتگران مطرح استان کرمان می توان آقای علی یگانه(روکارگیر فرش)، سید کرمان، محمد فریزنی (مس چکشی کرمان)، خانم عصمت زبردست گلیم باف، خانم زهرا خضری قالیباف، خانم زهرا جعفر آقائی گلیم باف، خانم مطهره صافی زاده پته دوز، خانم منیژه محسنی گلیم باف و خانم سکینه محمدی قالیباف نام برد.


شهرستانها :

بافت ، بم ، بردسیر‌‌ ، جیرفت ، کهنوج ، کرمان ، رفسنجان ، شهر بابک ، سیرجان ، زرند


بناهای یادبود تاریخی :

1-ارگ بم ، بم
2-حمام گنجعلی خان ، کرمان
3-گنبد جبلیه ، کرمان
4-بازار کرمان ، کرمان
5-یخدان مویدی ، کرمان
6-گنبد مشتاقیه ، کرمان
7-برج نادری ، کرمان
8-لوحه یادبود شاه نعمت الله ولی ، کرمان
9-حمام یا چایخانه سنتی وکیل ، کرمان


بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد چهل ستون ، کرمان
2-مسجد گنج علی خان ، کرمان
3-امامزاده زید ، کرمان
4-امامزاده شاهزاده حسین ، کرمان
5-مسجد جامع کرمان ، کرمان


جاذبه های طبیعی :

1-بیابان کویر لوت
2-باغ شاهزاده ماهان ،‌کرمان


فرهنگ و هنر :

1-موزه مردم شناختی ( حمام گنج علی خان ) ، کرمان
2-صنایع دستی


استان کرمانشاه

•کرمانشاه
•بناهای یادبود تاریخی :
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر:

کرمانشاه


موقعیت جغرافیایی استان کرمانشاه


استان کرمانشاه با وسعتی در حدود 24434 کیلومتر مربع در میانه ضلع غربی کشور قرار گرفته است. این استان از شمال به استان کردستان ، از جنوب به استانهای لرستان و ایلام ، از شرق به استان همدان و از غرب به کشور عراق محدود شده است.
استان کرمانشاه در سال 1375 دارای 11 شهرستان، 19 شهر، 24 بخش، 83 دهستان و 2793 آبادی دارای سکنه بوده است. شهر کرمانشاه مرکز استان کرمانشاه میباشد و شهرستانهایی این استان عبارتند از: اسلامآباد غرب،پاوه، جوانرود، سرپل ذهاب،سنقر،صحنه، قصر شیرین،کرمانشاه، کنگاوور، گیلانغرب و هرسین.
استان کرمانشاه ناحیهای کوهستانی است که بین فلات ایران و جلگه بین النهرین قرار گرفته و سراسر آن را قله ها و ارتفاعات سلسه کوههای زاگرس پوشانده اند و در محدوده این استان به صورت مجموعهای از رشته کوههای موازی پدیدار گشته که دشتهای مرتفع کوهستانی درمیان آنها شکل گرفته و بستر گذرگاههای مهم زاگرس را به وجود آورده است.
قدمت سکونت در محدوده استان فعلی کرمانشاه به هزاره قبل از میلاد میرسد در آثار سارگن- شاه اکد- که از سال 2048 تا 2030 قبل از میلاد بر جنوب بین النهرین فرمان رانده، از مردم زاگرس به عنوان ( آریزان یاغی) یاد شده است . به استناد کتیبه های بابل ، آشور و عیلام ساکنان دامنه های زاگرس طوایفی به نامهای لولوبی، گوتی، مانایی، فایری، آموا و پارسوآ بودهاند. در خصوص اصلو نژاد این طوایف، نظرات متضادی ابراز شده است، طوایف آمادا و پارسوآ آریایی، و طوایف گوتی و کاسی نیز به احتمال زیاد آریایی ثبت شده اند ولی محققان در آ‎ریایی بودن لولوبیها و ماناییها تردید دارند.

صنایع دستی

کرمانشاه از دیر باز به سبب موقعیت خاص جغرافیایی و نیاز اهالی به لوازم و مواد اولیه زیستی مرکز صنایع دستی بوده است و در بین مردم بومی، افرادی مستعد و ماهر در هر رشته پرورش یافته اند . از طرف دیگر شیوه معیشت عشایری استان زمینه های مساعدی را جهت گسترش صنایع دستی فراهم نموده است که اهم آنها عبارتند از : قالی ، گلیم ، جاجیم ، جولایی ، موج ، چیغ ، انواع گیوه ، صنایع دستی چوبی ، قلمزنی ، حکاکی ، تسبیح سازی ، شیشه گری ، حجاری ، فلز کاری ، نمد مالی ، چرم سازی و انواع جانماز ، جوراب ، کلاه ، جلیقه دستباف که تولید آن ها در بیشتر روستاها و شهرهای استان رایج است.


بناهای یادبود تاریخی :

1-معبد آناهیتا ، کنگاور
2-کتیبه بیستون ، کرمانشاه
3-گور دخمه دربند ( غارهای گور) ، سنقر
4-بازار کرمانشاه ، کرمانشاه
5-طاق بستان ( طاق قوسی ) ، کرمانشاه


بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد عماد الدوله ، کرمانشاه
2-مسجد جامع کرمانشاه ، کرمانشاه
3-مرکز عزاداری معاون الملک ، کرمانشاه


جاذبه های طبیعی :

1-چشمه نیلوفر ، کرمانشاه
2-غار قوری قلععه ، پاوه


فرهنگ و هنر:

1-صنایع دستی
2-موزه کرمانشاه ، کرمانشاه


استان گلستان


•گـلستان
•بناهای یادبود تاریخی:
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی:
•فرهنگ و هنر:


گـلستان



استان گلستان به مرکزیت شهر گرگان و با وسعت حدود 22 هزار کیلومتر مربع می باشد. موقعیت جغرافیایی این استان به قرار زیر می باشد. از شمال به جمهوری ترکمنستان - از غرب به استان مازندران و دریآی خزر - از جنوب به استان سمنان منتهی می شود. این استان دارای هفت شهر به نام های گرگان - بندر ترکمن- بندر گز - علی آباد -کردکوی - گنبد کاووس و مینو دشت و دارای 16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان می باشد. در این استان اقوام مختلفی همچون ترک - ترکمن - بلوچ و قزاق - فارس - سیستانی و مازندرانی زندگی می کنند .

صنایع دستی

در استان گلستان نیز همانند سایر استانهای کشورمان، تولید صنایع دستی خاص منطقه رایج است که مهمترین آنها قالی، گلیم، پلاس و جاجیم، ساخت زیورآلات، سوزندوزی، ابریشم دوزی و نمد مالی است.

قالیبافی:

عمده ترین صنایع دستی رایج در استان گلستان، قالی بافی است که صرفاً در بین زنان ترکمن رایج است. زنان و دختران ترکمن از روزگاران بسیار کهن به قالیبافی اشتغال داشته و این هنر را از نسلی به نسل دیگر انتقال داده اند و نیز یکی از عمده ترین راههای معیشت در بین ترکمانان، قالی بافی بوده است.
در ایران بهترین قالیهای ترکمن به وسیله ایل تکه بافته می شود که مرکز اصلی این ایل در چهارده فرسنگی شمال غربی گنبد کاووس است. ایل آتابای و ایل جعفر بای نیز در بافت قالیهای نفیس مشهورند.
قالی و قالیچه های ترکمنی به طور کلی دارای گره ترکی باف است که به طور عمده بر روی دستگاههای افقی بافته می شود ولی در حال حاضر بخاطر بهداشتی نبودن دارهای افقی، سعی می شود تا از دارهای عمودی استفاده شود. در رنگ آمیزی قالی های ترکمن گرچه رنگهای لاکی و عنابی بیشتر به چشم می خورد، ولی از رنگهای سفید، سیاه، سورمه ای، شتری و دیگر رنگها هم که تزیین بافته ها را بیشتر می کند، استفاده می شود. در گذشته برای رنگرزی بافته ها از گیاهان طبیعی استفاده می شد و همانند سایر مناطق ایران از پوست انار، روناس، نیل، زردچوبه، انواع گیاهان صحرایی و از چوب بویا یا بویه و بخصوص از قرمز دانه که نام حشره ای است، استفاده می شد ولی در حاضر بعضاً رنگهای بی ثبات شیمیایی، جای آنها را پرکرده اند.
منشأ نقوش قالیهای ترکمن، مظاهر طبیعت و محیط زندگی ترکمانان بوده است. نقش شاخ قوچ که نشانی از قدمت و باروری است، نقش عقرب به عنوان دفع شر و نقوش پرندگانی چون قو و حیواناتی نظیر اسب در قالی ترکمن مشهورند. طرح قالیهای ترکمنی بیشتر شکسته و هندسی است و قرینه سازی نقوش از ویژگیهای آن است.

جواهرات ترکمن:

از میان عشایر ایران، هیچ یک همانند ترکمن ها، هنر جواهر سازی را به کمال نرسانده اند. زنان ترکمن از کودکی با انواع زیورهای طلا، نقره و سنگهای تزئینی آشنا شده و خود را با آن می آرایند. استفاده از زیور در نزد ترکمن ها نه تنها جنبه خود آرایی و تزیینی داشته و دارد، بلکه از جنبه اقتصادی و فرهنگی نیز حائز اهمیت بوده است. از نظر فرهنگی، زیور آلات ترکمن ها به واسطه آویز های مختلف در هنگام حرکت، ایجاد سروصدا می کرده است که بیانگر قسمتی از فرهنگ آنها است. طلسم ها و طومارها که حامل ادعیه می باشند و قاب های قرآن که به گردن می آویزند، جنبه های اعتقادی استفاده از زیور آلات نزد ترکمن ها را روشن می سازند.
از میان طوایف ترکمن، پوشاک و زیورهای بانوان طایفه" تکه " مفصل تر و زیبا تر است و تعداد قطعات آن بیشتر از طایفه "یموت" است.

موارد استفاده از زیور آلات ترکمن:

زنان ترکمن علاوه بر زیورهایی که به کلاه و روسری خود می آویزند، برای تزئین موهای خود نیز زیورهایی خاص دارند. به طور مثال سکه ها و اشکال هندسی نقره ای به وسیله حلقه های نقره ای به یکدیگر وصل می شوند و در لابه لای موها بافته می شوند و یا نقش های قلبی شکلی که به وسیله رشته ای بین دو بافته مو در پشت سر وصل می شود و گاهی بلندی آنها تا کمر می رسد.
از تزئینات گردن و سینه، گل یقه، گوشواره، دستبند، تلفیقی از انگشتر و دستبند، تزئینات پیراهن، کت و نیز تزئینات خاصی که برروی وسایل مورد استفاده زنان نظیر شانه، انگشتانه و ابزار نخ ریسی انجام می گیرد را می توان نام برد.
مردان ترکمن هم از زیورآلات خاص خودشان نظیر انگشترهای نقره و طلا ، کمربندهای نقره ای، خنجر، شلاق اسب استفاده می کنند. اسباب بازیها ی کودکان و لباس آنان نیز با زیور آلات تزئین می شود.

نمد مالی:

یکی دیگر از رشته های صنایع دستی رایج در استان گلستان، نمد مالی است که بیشتر برای استفاده شخصی تولید می شود و برخلاف سایر مناطق ایران که نمد مالی کاری مردانه است، در استان گلستان و بخصوص در بین ترکمانان نمد مالی و تولید محصولات نمدی به وسیله زنان انجام می شود. نقش نمدها خطوط منحنی دارد و به نام های "چشم شتری"، قوچ، عقرب زرد و تیرانا خوانده می شود. نمد خوب را از پشم بهاره گوسفند تهیه می کنند وزنان هنرمند نقش شاخ قوچ را برروی آن می اندازند.
انواع نمدهای تولید شده مورد مصرف مختلفی دارد، از قبیل نمد زیر پایی، نمدی که دور آلاچیق می پیچند و نمد شولا که چوپانان به خود می پیچند.

سوزندوزی:

از دیگر رشته های صنایع دستی رایج در استان گلستان، سوزندوزی است که تماماً توسط زنان و دختران هنرمند انجام می شود. آنان با دقت و ظرافت، با نخ های رنگین، برروی عرقچین کودکان و مچ شلوار، دور یقه و سر دست پیراهن زنانه را سوزندوزی کرده، نقش های زیبایی می آفرینند.
سایر تولیدات صنایع دستی استان گلستان را سفال و سرامیک سازی، هنرهای مرتبط با چوب نظیرمنبت، معرق و ساز سازی، طراحی فرش و محصولات بافتنی تشکیل می دهند.


بناهای یادبود تاریخی:

1-پل آق قلا ، گرگان
2-گنبد قابوس ، گنبد کابوس
3-برج رادخان غربی ، کردکوی


بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد جامع گرگان ، گرگان
2-امامزاده نور ( عشاق ) ، گرگان


جاذبه های طبیعی:

1-ساحل دریای خزر
2-پارک ملی گلستان ،‌ گرگان
3-آبشار لوه ،‌مینودشت


فرهنگ و هنر:

1-صنایع دستی
2-عشایر ترکمنی

استان گیلان

•گیلان
•بناهای یادبود تاریخی:
•بناهای یادبود مذهبی :
•جاذبه های طبیعی :


گیلان



موقعیت جغرافیایی استان گیلان

استان گیلان با مساحت 14711 کیلومتر مربع در میان رشته کوههای البرز و تالش در شمال ایران جای گرفته است. این استان به واحد جغرافیایی جنوب دریای خزر تعلق دارد و با استان های اردبیل در غرب، مازندران در شرق ، زنجان در جنوب و کشور استقلال یافته آذربایجان و دریای خزر در شمال هم مرز و همسایه است. رود سفید تمشک که بین چابکسر و رامسر جاری است، آن را از استان مازندران جدا می کند.

بر اساس تقسیمات کشور سال 1375 ، این استان به مرکزیت رشت، 12 شهرستان، 35 شهر، 30 بخش، 99 دهستان و 2763 آبادی دارد . شهرستان های استان عبارتند از : آستارا ،آستانه اشرفیه، بندر انزلی، رشت، رودبار، رودسر ، شفت ،صومعه سرا ، طوالش ، فومن ،لاهیجان ولنگرود .

تاریخ گیلان با تکیه بر پاره ای اشاره ها و کاوش های باستان شناختی به دوره پیش از آخرین یخبندان ( بین 50 تا 150 هزار سال پیش ) می رسد . با مهاجرت آریایی ها و دیگر اقوام به این سرزمین ، از آمیزش مهاجران و ساکنان بومی منطقه ، قوم های جدیدی پدید آمـدند که در این میان دو قوم « گیل » و « دیلم » اکثریت داشتند . از همان آغاز ، فرمانروایان این قوم از آزادی کامل برخوردار بوده اند و هیچ گاه در برابر بیگانگان و یا در مقابل حکمان دیگر ، تسلیم نشده اند و حتی به اطاعت دولت ماد در نیا مـده انـد . در قـرن ششم پیـش از مـیلاد ، گیلانیان با کوروش هخامنشی متحد شدند و دولت ماد را سرنگون کردند . در زمان ساسانیان ، گیلان استقلال خود را از دسـت داد و اردشیر بابکان به یاری ارتشی مرکب از 300 هزار مرد جنگی و نزدیک به 10 هزار سواره گیلان را تسخیر کرد .

پس از پیروزی عرب های مسلمان بر ایرانیان ، گیلان به مأمن علویان تبدیل شد . در حدود سال 290 هجری قمری ، مردم گیلان و دیلم کم کم به مذهب علویان روی آوردند و در گسترش آن نیز کوشش بسیار کردند. سلسله دیلمیان در دوران فرمانروایی خود به بغداد لشگر کشیدند و خلیفه عباسی را شکست دادند . مغولان در زمان اولجایتو موفق شدند برای مدت کوتاهی این سرزمین را تصرف کنند . گیلانیان در به قدرت رسیدن صفویان نقش مهمی را ایفا کردند.

در زمان سلطنت شاه عباس اول ، گیلان استقلال خود را از دست داد . در سال 1071 هجری قمری ، قوای روسیه به دستور پتر کبیر به گیلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 هجری قمری در اشغال خود نگه داشت . گیلک ها در پیروزی انقلاب مشروطیت نیز سهمی عمده داشتند . آنها در سال 1287 هجری قمری تهران را فتح کردند . نقش مردم گیلان در نهضت میرزا کوچک خان جنگلی نیز از نمونه های درخشان تاریخ این سرزمین است .

صنایع دستی

انواع صنایع دستی که در استان گیلان تولید می شود عبارتند از: خراطی و نازک کاری چوب، منبت کاری ، معرق کاری ، حصیر بافی، بامبو بافی، مروار بافی، سفالگری و سرامیک سازی، نقاشی روی کدو، نمد مالی، شالبافی، ابریشم بافی، جاجیم بافی، گلیم بافی، چموش دوزی، قلابدوزی، چادر شب بافی، قالی بافی.

منبت کاری:

منبت یکی از ظرایف صنایع دستی ایران است که چونان دیگر انواع این صنعت پر پیشه تلفیق بلیغی از هنر و حوصله محسوب می شود و دست اندر کاران آن از مواد اولیه ای ارزان و فراوان محصولاتی گرانبها با ارزش های مصرفی و هنری فوق العاده بالا به وجود می آورند. منبت کاری هنری است مشتمل بر حکاکی و کنده کاری برروی چوب براساس نقشه ای دقیق. از آنجا که چوب دارای مقاومت قابل ملاحظه ای در برابر رطوبت، عوامل جوی و ... نیست متأسفانه نمونه و اثری از چوبهای منبت کاری شده در دوره پیش از اسلام در دست نیست.

در استان گیلان به دلیل وجود جنگل و درخت چوبهای زیادی نیز در دسترس است. در نتیجه کارهای بسیار زیبایی را می توان در اینجا مشاهده کرد.

خراطی و نازک کاری با چوب:

خراطی، آن دسته از کارهای چوبی است که معمولاً با قرار گرفتن چوب برروی دستگاههای خراطی که طی آن چوب حول مرکزیتی به دوران می آید انجام می شود.
فرآورده های تولیدی این رشته شامل گلدان، قندان، شکلات خوری، آجیل خوری، زیر سیگاری، میان قلیان، عصا و ... است.
نازک کاری چوب، روشی از ساخت فرآورده های چوبی است که طی آن بوسیله وسایل نخاری نظیر اره، رنده، سوهان، مغار و ... قطعات کوچک چوبی آماده می شود. سپس بصورت روکش برروی بدنه چوبی چسبانده می شوند. قطعات چسبانده شده تحت فشار قرار گرفته و شکل می گیرند. از این روش انواع شکلات خوری، زیر سیگاری، قاب عکس و نظایر آن تولید می شود.

معرق روی چوب:

عمدتاً این هنر در شهر رشت و به صورت خصوصی کار می شود

حصیربافی:

مهمترین مراکز عمده بافت: رشت، خمام، حسن رود، انزلی، اطراف لنگرود و رودسر است.
بامبو بافی:
شروع کار بامبو بافی با کشت چای در گیلان آغاز و رواج یافت و مهمترین مرکز تولید آن لاهیجان علی الخصوص منطقه لیالستان است. بامبو در فارسی به نی خیزران شهرت دارد که به طور طبیعی در مرداب ها و اطراف رودخانه های لاهیجان و رشت می روید.

مرواربافی:

مرواربافی یکی از رشته های صنایع دستی است که طی سالیان اخیر در گیلان رواج یافته است. مروار یک نوع چوب ترکه ای است که در منطقه سولقان در اطراف تهران کاشته می شود و از آن انواع و اقسام سبد در سایزهای مختلف, جامیوه ای, جانانی, جا لیوانی و ... می بافند. از نظر شکل و ظاهر به محصولات بامبوبافی بسیار شبیه است.

سفالگری و سرامیک سازی:

از مراکز مهم این رشته در استان گیلان می توان آستارا, انزلی, رودسر, صومعه سرا, لاهیجان و تالش یاد کرد. در استان گیلان مواد اولیه و مورد مصرف سفال بسیار یافت می شود و به دلیل رطوبت هوا و بارندگی های تقریباً دائمی از گذشته های دور مصرف سفال سقف برای پوشش ساختمانها استفاده می شد.

نقاشی روی کدو:

در لیالستان لاهیجان نوعی کدو کشت می شود که به کدوی قلیایی معروف است و در شرایط خاص پرورش می یابد. ابتدا کدوی نارس را درون قالبی چوبی که جداره آن به شکلهای زیبا و متفاوت مشبک است قرار می دهند و دهانه آن را می بندند به طوریکه فقط ساقه کدو از دهانه قالب بیرون می ماند. کدو که به تدریج رشد می کند شکل قالب چوبی را به خود می گیرد و از داخل روزنه های قالب مشبک به بیرون نفوذ می کند. پس از رسیدن کامل کدو آنرا از ساقه جدا کرده و با احتیاط قالب را باز می کنند و سپس آنرا نقاشی کرده و برای آنکه رنگ آن تیره قهوه ای بشود, آنرا درون ظرف بزرگی با پوست انار و زاج سیاه می جوشانند و سپس قسمتهایی از پوست کدو را که باقی مانده است می تراشند و در نتیجه نقش و نگار روی آن ظاهر می شود. این کدو پس از رسیدن خود به خود توخالی می شود. از این محصول بیشتر برای قلیان، پایه آباژور و ... استفاده می کنند. این هنر از هنرهای تزئینی است.

نمد مالی:

نمد به عنوان یکی از زیراندازها و تن پوش های سنتی ایران سابقه ای طولانی دارد. ماده اولیه مورد نیاز برای تهیه نمد بطور معمول ضایعات پشم و کرک قالی است. ولی از آنجا که تولید نمد بنا بر سفارش متقاضی به نمدمال صورت می گیرد از پشمهای مرغوب نیز در آن استفاده می شود.


بناهای یادبود تاریخی:

1-آرامگاه دکتر محمد معین ، آستانه
2-پل تاریخی لوشان ،‌لوشان
3-منطقه باستاشناختی مارلیک ، رودبار
4-خانه منجم باشی ، لنگرود
5-آرامگاه شیخ زاهد گیلانی ، لاهیجان


بناهای یادبود مذهبی :

1-مسجد اکبریه ، لاهیجان
2-آرامگاه سید جلال الدین اشرف ، آستانه
3-مسجد صفی ، رشت


جاذبه های طبیعی :

1-مرداب انزلی ، بندر انزلی
2-دریای خزر ، گیلان
3-جنگل ، گیلان
4-رودخانه سفید رود ، گیلان

عکس پیدا نشد

1-بازارهای روزانه ، گیلان
2-صنایع دستی
3-روستای ماسوله ، فومن
4-موزه رشت ، رشت


استان لرستان .خرم آباد


•لـرستان
•بناهای یادبود تاریخی :
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر:


لـرستان


موقعیت جغرافیایی استان لرستان


استان لرستان در غرب ایران، بین چهل و شش درجه و پنجاه و یک دقیقه تا پنجاه درجه و سه دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و سی و دو درجه و سی و هفت دقیقه تا سی و چهار درجه و بیست و دو دقیقه عرض شمالی از خط استوا قرار گرفته و وسعت آن حدود بیست و هشت هزار و پانصد و پنجاه و نه کیلومتر مربع است. این استان، از شمال به استانهای مرکزی و همدان ؛ از جنوب به استان خوزستان ؛ از شرق به استان اصفهان و از غرب به استانهای کرمانشاه و ایلام محدود است. اشترانکوه با چهار هزار و پنجاه متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است. پستترین نقطه آن در جنوبیترین ناحیه استان واقع شده و حدود پانصد متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارد. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری در سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج، استان لرستان دارای نه شهرستان، ده شهر، بیست بخش، هشتاد و یک دهستان و دو هزار و هشتصد و چهل و دو آبادی دارای سکنه بوده و مرکز آن شهرخرم آباد است. شهرستانهای استان عبارتند از: خرم آباد، بروجرد ، الیگودرز ، دورود ، ازنا ، کوهدشت ، دلفان ، سلسله و پلدختر.

جغرافیای طبیعی و اقلیم استان

استان لرستان سرزمینی کوهستانی است که به جز تعدادی دره آبرفتی و چند دشت کوچک، ناحیه هموار ندارد. این ناهمواریها که دارای سنگهای دگرگونی است، در نتیجه مجاورت با گنبدهای خارایی (درونی) الوند و سربند (شازند) پدید آمده اند. در ناهمواریهای اصلی استان (ارتفاعات اصلی زاگرس)، کوهها به طور منظم از شمال غربی به سوی جنوب کشیده شده اند. این ناهمواریها که معمولا با دره های عمیق همراهند، اغلب فشرده، بلند و ناصاف هستند؛ در حالی که ناهمواری پیشکوه های داخلی به صورت تپه ماهورهای گنبدی شکل و کم ارتفاع خودنمایی میکنند و نقاط بلند آنها، به گنبدهای خارایی مربوطند. استان لرستان دارای آب و هوای متنوع است. در زمستان، هنگامی که در شمال لرستان برف و کولاک و سرمای شدید جریان دارد، قسمتهای جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است. بررسیهای اقلیمی نشان میدهند، خرم آباد دارای زمستانی معتدل و تابستانی گرم است و بروجرد زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد. الیگودرز نیز زمستانی بسیار سرد و تابستانی معتدل دارد.

صنایع دستی

صنایع دستی لرستان در سه نوع متمایز عشایری، روستایی و شهری شکل گرفته اند . بیشتر تولیدات صنایع دستی عشایری به مصرف خانوار می رسند و کمتر به بازار عرضه می شوند. انواع صنایع دستی عشایر استان لرستان عبارت اند از : سیاه چادر، چیت، قالی و گلیم، صنایع دستی روستایی را قالی ، گلیم ، رنگرزی و جاجیم بافی تشکیل می دهند و عمده صنایع دستی شهری نیز خراطی، نمد بافی، قلم زنی، ورشوسازی، قالی، موج و گلیم بافی هستند .


بناهای یادبود تاریخی :

1-کتیبه قرن ششم ، خرم آباد
2-قلعه فلک الافلاک ، خرم آباد
3-پل کشکان ، کوهدشت
4-برج خرم آباد ، خرم آباد


بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد جامع بروجرد ، بروجرد
2-امامزاده جعفر ، بروجرد
3-مسجد سلطانی ، بروجرد


جاذبه های طبیعی :

1-دریاچه گهر ، الیگودرز
2-دریاچه کیو ، خرم آباد
3-کوه اشترانگوه ،‌الیگودرز


فرهنگ و هنر:

1-موزه فلک الافلاک

استان مازندران

•مازندران
•جغرافیای تاریخی استان
•شهرستانها
•بناهای یادبود تاریخی :
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر :


مازندران



موقعیت جغرافیایی استان مازندران


استان مازندران با حدود 24 هزار کیلومتر مربع مساحت بین 47 دقیقه تا 38 درجه و 5 دقیقه ْ عرض شمالی و 50 درجه و 34 دقیقه تا 56 درجه و 14 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. دریای مازندران در شمال استان تهران و سمنان ، در جنوب واستانهای گیلان و گلستان به ترتیب در غرب و شرق آن قرارگرفته است . براساس آخرین تقسیمــــات کشوری سال 1375 وبا توجه به تفکیک استان گلستان از استان مازندران ، این استان درحال حاضر 14 شهرستان ، 38 شهــر، 34 بخش و 100 دهستان دارد.مرکز این استان شهر ساری است.


جغرافیای تاریخی استان

درباره‎ تاریخ باستانی استان مازندران اطلاع زیادی دردست نیست و اساسا‏‏ وضع اقلیمی آن اجازه نمیدهد ابنیه وآثار معماری پایدار بمانند.
در جلگه های ساحلی مازندران آثار معتبری از ادوار قبل از اسلام به دست نیامده و حتی از شهرهای معتبر صدر اسلام ( دوره‎‎ پادشاهان طبرستان و دیلم ) هم به جز آمل و ساری یادگاری بجانمانده است. بعداز غلبه آریایی های مهاجم ومهاجرت بومیان، ساکنان جدید پس از مدتها ظاهرا زیرفرمان هخامنشیان قرار گرفتند. در کتیبه بیستون سرزمین مازندران به نام ’’پشتخوارگی‘‘ ودر اوستا ’’پزشخوارگر‘‘ آمده است و به نظر میرسدکه مازندران جزو قلمرو اشکانیان بوده است. هم زمان بافتوحات مسلمانان از سلسله های پادوسبانان، آل باوند و افراسیابیان نام برده شده است که در طبرستان یا قسمتی از آن حکومت میکرده انـد و استقلال نسبی داشته اند. مورخان درباره‎ اولین حمله‎ مسلمین به طبرستان وحدت نظر ندارند. بنابه قول عده ای ازنویسندگـان در سال 30 هجری قمری ـ زمان خلافت عثمان ـ اولین بار سعد بن عاص حاکم کوفه در صدد فتح طبرستان برآمد و سرانجام سواحل طبرستان، رویان و دماوند رابه تصرف خود درآورد. درزمان مروان بن محمد(132ـ 126 هـ .ق) آخرین خلیفه بنـی امیه ، اهالی طبرستان علیه حکام عرب سر به شورش برداشتند. دردوره‎‎ خلافت ابوالعباس سفاح (136 ـ132 هـ .ق) ـ اولین خلیفه عباسی ـ یکی از عاملان وی رهسپار طبرستان شد و با اهالی آن منطفه از طریق صلح و مدارا کنارآمد، لیکن دردوره ـ خلافت ابوجعفر منصور (158 – 136 هـ . ق) ـ دومین خلیفه عباسی مردم طبرستان برای چندمین بار سر بـه شــــــورش برداشتند. سرانجام طبرستان کاملاُ تحت اطاعت اعراب درآمده ولی بعد ازآن نیز در سرزمین طبرستان مانند سابق، مسکوکاتی باخط پهلوی ضرب شد. سرانجام درسال 167 هجری قمری ’’ونداد هرمز لا‘‘ سلسله مستقلی در طبرستان تأسیس کرد.

درقرن چهارم و پنجم هجری، طبرستان میدان کشمکش سلسله‎ آل زیار و آل بویه از یک طرف و سامانیان و غزنویان ازطرف دیگر شده بود، اغلب اوقات طبرستان تحت اداره آل زیار بود. درسال 426 هجری قمری، سلطان مسعــود غزنـــوی ازطریق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات و خسارات جانی و مالی زیادی به اهالی آن سامان وارد آورد. هنوز این خرابه ـ ها ترمیم نشده بود که طغرل اول مؤسس سلسله‎ سلجوقی به گرگان وطبرستان حمله ورشد ودرسال 606 هجری قمــــری طبرستان ازجمله ’’کبود جامه ‘‘ به دست سلطان محمد خوارزمشاه افتاد و اسپهید کیودجامه به نام ’’رکن الدین کبودجامه ‘‘ و فرزندانش به دست سلطان محمد خوارزمشاه اسیر شدند. زمانی که سلطان محمد خوارزمشاه از نبرد با سپاهیان مغول فــرار می کرد، رکن الدین ، مغولان را به جایگاه سلطان محمد هدایت کرد و به اثر این خوش خدمتی، از طرف مغولان به حکومت کبود جامه رسید و سرانجام توسط تیموریان بساط حکمرانی آنها نیز برچیده شد. بعد از درگذشت امیرتیمور ، ســــادات ـ مرعشی با کسب اجازه از شاهرخ میرزا (850 – 807 هـ . ق ) به مازندران برگشتند و به عنوان باج گزار این نواحی سلطنت کردند. سرانجام در زمان سلطنت شاه عباس اول به طور کلی قدرت سادات مرعشی از بین رفت. پس ازبرچیده شدن بساط حکومت ملوک الطوایفی طبرستان که تا سال 1006 هجری قمری ادامه داشت، این منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطین بعدی سلسله صفوی تأمین قرار گرفت. شاهان صفوی درطول هرسال به کرات به عنوان شکارویا پس ازاحـداث فرحآباد جهت استراحت به این منطقه سفرمی کردند. نارشاه افشار برای مقابله بادشمنان به ویژه دشمنان شمالی وروس هـا، درمازندران یک کارخانه کشتی سازی دایرکرد و به رونق هرچه بیشتر منطقه افزود. ازدوره فتحعلی شاه قاجار، به منطقه سـرـ سبز و زیباو دل انگیزمازندران ، به عنوان یک منطقه استراحتی ـ تفریحی توجه گردیده و ناصرالدین شاه طی دوسفر دستور تعمیر راه ها و کاروان سراها را صادر کرد. دردوران ملطنت پهلوی منطقهْ مازندران مانند سایرمناطق کشور از راههای ارتباطی برخوردار شد و به علت شرایط محیطی و آب وهوای معتدل ، چشم اندازهای زببا نزدیکی اش به تهران ، محل استراحت و تفریح قسمت اعظم مردم کشور شد.

صنایع دستی

از صنایع دستی موجود در استان مازندران می توان به قالی بافی، گلیم بافی، جاجیمچه بافی، بافت گلیچه، چوقا، شمد و ملحفه، سوزن دوزی، رنگرزی و چاپ سنتی سفالگری و سرامیک سازی، فرآورده های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با فلز، هنرهای مرتبط با چوب، حصیر بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلد سازی سنتی، صنایع دستی دریایی عروسک سازی اشاره کرد.
قالی بافی و گلیم بافی از رشته های اصلی و اساسی مازندران نیست ولی در استان بافته می شود. در شرایطی که فرش در بعضی مناطق حرف اول برای ابراز وجود دارد تنها شهرت خود را در مازندران به سایر رشته ها واگذار کرده است و نقشه هایی که درمازندران بافته می شود مربوط به سایر مناطق است.

دستبافی (نساجی سنتی)

امروزه دستبافی به صورت تهیه و تولید انواع پارچه ها و برخی زیراندازها جاجیم، جاجیمچه، روتختی، رومیزی، روسری، لباسهای محلی، ملحفه و شمد و ... . در بسیاری از مناطق روستایی و برخی نقاط شهری استان مازندران مرسوم است. رامیان در استان مازندران نیز یکی از مراکز مهم پارچه های ابریشمی محسوب می شود. بعضی از دستبافان از دستگاههای ساده بافندگی نظیر دستگاههای "دووردی" و "چهاروردی" استفاده می نمایند و برخی از آنها دستگاههای ژاکارد دستی، تک فاز و سه فاز را نیز به تدریج جایگزین دستگاههای قدیمی نموده اند.

قالی کلاردشت:

قالی کلاردشت، فرشی است که در منطقه مازندران و حتی در ایران، بسیار ناشناخته است و حتی بین تجار و بافندگان نیز نا آشنا است. این قالی در بازار داخل بطور کل خریدار بسیار اندکی دارد و تنها گروهی از صادر کنندگان قالی اقدام به صادرات آن به کشورهای اروپایی می نمایند.
معروفترین قالی کلاردشت در روستای مکارود استان بافته می شود. قالی کلاردشت جزء قالیهای درشت با فت می باشد که به قالی خرسک نیز معروف است. نقوش قالی کلاردشت عمدتاً ذهنی و بدون نقشه هستند. در نقشهای قالی کلاردشت گویی طبیعت زیبا و در عین حال سخت کوهستانی متجلی می شود.
نقش "مل چفته" در حاشیه گلیم هرسین دقیقاً در حاشیه نقش متن یک قالی قدیمی کلاردشت مشاهده می شود. از دیگر نقوش قالی در کلاردشت می توان به نقش جنگلی، صندوقی، رودبارکی، مجمه ای، گل سینی، عینکی، چخماقی، رسولی، شمله، خرکی، شکری، سیخ کبابی و مزلقان اشاره کرد.
گلهایی که در متن فرش کلاردشت استفاده می کنند، عبارتند از:
رسین گل (که به آن" طناب رسن" می گویند)، شاخ نر، چنگ گربه، گل کلوچه، حلوا قجل( که یک نوع حلوا با کره محلی و عسل درست می شود)، نقشه گوزن، گنجشک، مسیر کاه گل، شانه هیری، گل ترکمن، گل لاری، گل شاه عباسی، پیل مل یا پول گردن، ماهی گل، گل چخماق، لوله پنجه، پیچ پیچی، پمپال، گل سینی، میش دندان، گل پیاله، پتو گل، کریم خانی، چهارواز، چنار، گل شیدی، پل بز(بز بدون شاخ) و بز چلچله ای(بز شاخ دار)

سفالگری و سرامیک سازی:

خاک رس که ماده اولیه کوزه گری است تقریباً در هر کشوری و در هر منطقه ای یافت می شود. و وقتی که بشر اولیه زندگی شکاری خود را تبدیل به دامداری و کشاورزی کرد کوزه های سفالینه نیز به وجود آمد. سفالگری در مازندران نیز از رشته های بسیار رایج است. خاک رس در منطقه بسیار یافت می شود و به دلیل در دسترس بودن خاک رس، این از رشته های رایج استان می باشد. مهمترین مراکز سفالگری استان مازندران عبارتند از کلاگر محله جویبار در 19 کیلومتری قائم شهر، چالوس، تنکابن و برخی از روستاهای بابل و آمل.

کنده کاری روی چوب:

در استان مازندران به دلیل شرایط جوی و محیطی و وجود جنگل های فراوان تولید صنایع و هنرهای چوبی بسیار رایج است. از جمله اشیای کنده کاری شده، پیمانه و ظرف شیر، قاشق شربت خوری، صندوق تخته شطرنج یا تخته نرد و قندان و مجسمه های حیوانات است.
چوبهایی که برای این رشته هنری استفاده می شود چوبهایی هستند که دارای سطح صاف و مناسبی می باشند مثل چوب گردو، فوفل، راش انار سرخ، انار زرد و افرا. اما برای کارهای ظریفتر از چوب گلابی استفاده می شود.
ایجاد نقشهای برجسته از جمله فنون معمول است، و آن را منبت می نامند.یکی دیگر از روشهایی که زیاد به کار برده می شود و با برجسته کاری ترکیب می شود، مشبک است. یکی از فعالیتهای منبت کاران در گذشته ساختن قالبهای مشبک در و پنجره بود، که گاهی اوقات فضای بین گره ها با شیشه رنگی پر می شد، این گره ها را قامه می نامیدند.

حصیر بافی:

حصیربافی نیز از جمله هنرهایی است که جنبه خود مصرفی دارد ولی در حال حاضر جنبه هنری کمتری دارد و بیشتر برای روزمره استفاده می شود

طراحی سنتی و نگارگری:

طراحی سنتی و نگارگری بسیار محدود است و تقریباً می توان گفت حرفی برای گفتن در این خطه سبز ندارد.

صحافی و جلد سازی:

صحافی و جلد سازی سنتی نیز بسیار محدود است .
سایر رشته های صنایع دستی مثل صنایع دریایی، عروسک سازی و .... است. ولی مورد دیگری که از رشته های مهم مازندران به حساب می آید نمدمالی است.

نمدمالی:

نمد مالی یکی از رشته های مهم استان است. تهیه نمد براساس دو خاصیت پشم است، یکی خاصیت جعدیابی و دیگری پوسته ای شدن. زمانی که پشم در حرارت مرطوب مجعد شده و الیاف آن درهم می روند پوسته ها نمی گذارند الیاف دوباره از هم باز شوند این بهم پیچیدگی، بافت نا منظمی درست می کند که اگر ترکیبات نمدسازی (مانند خاک نمد) را به آن بیافزایند محکمتر می شود.


شهرستانها

آمل ، بابل‌‌ ، بابلسر ، بهشهر ، چالوس ، محمود آباد ، نکا ، نور ، نوشهر ، قائم شهر ، رامسر ، ساری ، سواد کوه ، تنکابن


بناهای یادبود تاریخی :

1-قلعه بلده ،‌نور
2-مجموعه فرح آباد ( صفوی ) ، ساری
3-پل محمد حسن خان ، بابل
4-کاخ تمیشان ، نور


بناهای یادبود مذهبی:

1-امامزاده عباس ، ساری
2-امامزاده عبدالله ، آمل
3-امامزاده ابراهیم ، آمل
4-امامزاده یحیی ، ساری
5-مسجد جامع ساری ، ساری


جاذبه های طبیعی :

1-دره سه هزار ، تنکابن
2-دریای خزر ، مازندران
3-دریاچه استخر پشت ، نکا
4-دریاچه ولشت ، چالوس


فرهنگ و هنر :

1-موزه کندولوس و خانه فرهنگ ، نور
2-صنایع دستی

استان مرکزی . اراک

•مرکزی
•شهرستانها
•بناهای یادبود تاریخی :
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :


مرکزی



موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان مرکزی


استان مرکزی تقریباُ در مرکز ایران قرار دارد. این استان از شمال به استان های تهران و قزوین , از غرب به استان همدان , از جنوب به استانهای لرستان و اصفهان و از شرق به استانهای تهران, قم و اصفهان محدود است. این استان با مساحتی معادل 29530 کیلومتر مربع حدود 82 / 1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری درسال 1375, استان مرکزی دارای 8 شهرستان ,15 بخش, 19 شهر، 60 دهستان و 1394 آبادی دارای سکنه و 46 آبادی خالی از سکنه است .مرکز این استان شهر اراک می باشد.

صنایع دستی

در اکثر شهرستان های استان مرکزی صنایع مختلف دستی وجود دارند که عمدتاً خاص عشایر منطقه اند . عشایری که در محدوده استان زندگی می کنند بومی منطقه نیستند و اکثر آنها از نواحی دیگر به این منطقه مهاجرت کرده و سکنی گزیده اند . مهم ترین گروه های ایلی استان شامل شاهسون ها، ایل کله کویی، ایل میش مس ( مست )، ایل خلج، ایل راوه و ایل کرد (کلهر) هستند که به ویژه زنان و دختران انواع صنایع دستی را تولید می کنند.

اهم صنایع دستی استان عبارتند از :

فرش ساروق، اراک و محلات، قالیچه ساوه، گلیم و جاجیم تفرش، گیوه اراک و محصولات مسی که در شهرهای استان تولید می شود .


شهرستانها

اراک ، آشتیان ، دلیجان ،‌خمین ، محلات ، سربند ،‌ساوه ، تفرش

بناهای یادبود تاریخی :

1-بازار اراک
2-آتشکده آتشکوه ، محلات
3-حمام چهار فصل ، اراک
4-خانه امام خمینی ، خمین
5-معبد خوره سلوکی ، دلیجان
6-قصر سالار محتشم ، خمین
7-کتیبه تیماره ، خمین


بناهای یادبود مذهبی:

1-امامزاده محمد عابد ، اراک
2-امامزاده صالح ابن علی ، شاه زند
3-امامزاده سلطان سید عشاق ، ساوه
4-مسجد میدان ( قرمز ) ، ساوه
5-مسجد جامع ساوه ، ساوه


جاذبه های طبیعی :

1-غار چال نخجیر ، دلیجان
2-چشمه آب گرم محلات ، محلات

استان هرمزگان بندر عباس


•هرمزگان
•جغرافیای طبیعی و اقلیم استان
•بناهای یادبود تاریخی :
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر:

هرمزگان


موقعیت جغرافیایی استان هرمزگان


استان هرمزگان با وسعت شصت و هشت هزار و چهارصد و هفتاد و پنج و هشت دهم کیلومتر مربع ، در جنوب ایران مابین مختصات جغرافیایی بیست و پنج درجه و بیست و سه دقیقه تا بیست و هشت درجه و پنجاه و هفت دقیقه عرض شمالی، و پنجاه و دو درجه و چهل و یک دقیقه تا پنجاه و نه درجه و پانزده دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. این استان از شمال و شمال شرقی با استان کرمان ؛ از جنوب با خلیج فارس و دریای عمان از جنوب شرقی با سیستان و بلوچستان ؛ و از غرب با استانهای فارس و بوشهر همسایه است. تنگه هرمز ، یکی از حساسترین و حیاتیترین گذرگاههای آبی عصر حاضر، در قلمرو سیاسی این استان قرار دارد. این تنگه هلالی شکل صد و هشتاد و هفت کیلومتر طول دارد. عمق تنگه هرمز به دلیل شیب تند کف آن از قسمت شمال به جنوب متغیر است؛ به طوری که در نزدیکی جزیره لارک ، در حدود سی و شش متر و در ساحل جنوبی نزدیک شبه جزیره مسندام صد و هشتاد متر است. همچنین چهارده جزیره کوچک و بزرگ به نامهای ابوموسی، بنی فرور، تنب بزرگ و تنب کوچک ، سیری، شتور، فرور، کیش ، لاوان، قشم ، لارک، هرمز، هندورابی و هنگام در محدوده آبهای ساحلی این استان قرار دارند. استان هرمزگان ، طبق آخرین تقسیمات کشوری، مشتمل بر هشت شهرستان، بیست و یک بخش، شصت و نه دهستان و دو هزار و چهل و شش آبادی دارای سکنه است و شهرستانهای آن عبارتند از:بندرعباس، بندر لنگه، میناب، رودان، قشم، جاسک، حاجیآباد و ابوموسی .


جغرافیای طبیعی و اقلیم استان

بخش عمدهای از مساحت این استان را مناطق کوهستانی در برگرفته اند. کوههای این منطقه ادامه رشته کوههای زاگرس اند که به تدریج از شمال شرقی به جنوب شرقی امتداد مییابند. ادامه این رشته همراه با کاهش ارتفاع، به تپه ماهورهای آهکی، گچی و شنی منتهی شده و به زمینهای پست ساحلی خلیج فارس و دریای عمان متصل میگردد. این ناحیه پست ساحلی، در اطراف تنگه هرمز وسعت بیشتری یافته، و شرایط مساعدی برای کشاورزی و صیفیکاری به وجود آورده است. با توجه به مشخصات اقلیمی و استقرار استان هرمزگان در منطقه فوق حارهای، گرمی هوا مهمترین پدیده مشهود اقلیمی آن است. استان هرمزگان از مناطق گرم و خشک ایران است و اقلیم آن تحت تأثیر آب و هوای نیمه بیابانی و بیابانی قرار دارد. هوای نوار ساحلی در تابستانها، بسیار گرم و مرطوب است و گاهی نیز دمای آن از پنجاه و دو درجه سانتیگراد تجاوز میکند. دمای متوسط سالانه این منطقه در حدود بیست و هفت درجه سانتیگراد است. از ویژگیهای آب و هوایی استان هرمزگان ، یک فصل طولانی گرم و یک فصل کوتاه خنک است. فصل گرم همراه با هوای شرجی نه ماه به درازا میکشد. فصل تابستان از اوایل اسفندماه شروع میشود؛ هوا رفته رفته رو به گرمی میرود تا این که گرما در تیر و مرداد به اوج خود میرسد. فصل خنک آن همراه با خشکی نسبی هوا، در حدود سه ماه طول میکشد. این فصل از اوایل آذرماه شروع میشود و تحت تأثیر تودههای هوای خنک غربی قرار میگیرد. دمای هوای این استان، در سردترین شبهای سال، به ندرت به صفر درجه میرسد و در روزهای زمستانی، دمای آن معمولاً از ده درجه سانتیگراد بالای صفر پایینتر نمیآید. اصولاً آب و هوای این استان همانند آب و هوای نواحی بیابانی است و میزان بارشهای جوی آن نیز فوق العاده اندک میباشد. در این منطقه، در حدود نه ماه از سال، بارندگی مهمی صورت نمیگیرد و قسمت عمده بارندگی آن نیز در یک یا دو نوبت به وقوع میپیوندد. در همان موارد اندک هم، بارندگی آن اغلب مانند بارانهای بهاری سیل آسا است و خسارات فراوانی به بارمیآورد. میزان رطوبت نسبی در سواحل خلیج فارس عمدتاً بالا است و بین بیست تا صد در صد نوسان دارد.

صنایع دستی

صنایع دستی استان شامل قالیبافی، گلیم بافی، گبه بافی، سفالگری، حصیر بافی، گلابتون دوزی، سوزن دوزی، خوس دوزی، زری بافی، چادرشب بافی، جاجیم بافی، مبلمان سازی، خرسک بافی، سنگ تراشی، خیمه بافی، صنایع دستی دریایی و انواع بافته های داری کوچک نظیر توبره، کشکدان، نمکدان، خورجین است. صنایع دستی موجود در استان هرمزگان عمدتاً فصلی بوده و 90 درصد تولیدکنندگان را زنان تشکیل می دهند.

حصیربافی:

از حصیر بافی باید به عنوان رایج ترین و معمول ترین صنعت دستی استان هرمزگان نام برد، چرا که ماده اولیه مورد نیاز حصیر بافی برگ درخت خرما بوده که به حد وفور در اختیار صنعتگران است و تولید انواع فرآورده های حصیری که کاملاً جنبه مصرفی دارد در استان شایع است. روستاهای میناب ، یشاگرد، بندر لنگه و اطراف آن از مناطق مهم بافت حصیر است که اکثر کار آن توسط زنان و دختران منطقه صورت می گیرد. مواد اولیه مورد مصرف عبارت است از برگ درخت خرما(پیش مُغ) و ضایعات درخت خرما و گیاهی به نام "مور". حصیر بافان میناب در روستاهای بهمنی، چلو، نصیرابی، محمودی و قاسم آباد ساکن هستند.

سفالگری:

سفالگری در روستاهای حکمی، گوربند و شهوار از توابع شهرستان میناب و روستاهای لشتگان از توابع بندر عباس رواج دارد.

گلابتونه دوزی:

زردوزی که در نقاط مختلف ایران به «کم دوزی»، «گلدوزی»، «برودری دوزی» و «کمان دوزی» شهرت دارد، در اکثر نقاط ایران رواج دارد و در استان هرمزگان بویژه شهرهای بندر لنگه، بندر عباس و میناب رونق بسیار دارد.
از گلابتون دوزی برای تولیداتی نظیر دمپایی، شلوار های زنانه، سر آستین، پیش سینه، دور یقه، لبه پرده، دیوارکوب، پشتی، کوسن، سجاده، جلد قرآن و تابلو استفاده می کنند.

خوس دوزی:

این هنر به کمک نوارهای نقره ای باریک و برروی پارچه توری ریز بافت تجلی یافته و گاه ستاره هایی فلزی برروی پارچه می نشانند، و ازآن برای تزئین مقنعه، دستار(چادر زنانه) استفاده می شود. پارچه مصرفی معمولاً به رنگ های سیاه، سفید، سبز و زرشکی است که هر دو روی پارچه شکل یکسان دارند.

بادله دوزی:

بادله دوزی یا "تلی بافی" عبارت است از بهم پیوستن چند نوع زری با یکدیگر به صورتی که زری بزرگ دروسط و زری های کوچک در اطراف قرار می گیرند. بادله به شکل نوارهایی با پهنای 15 سانتیمتر تولید می شود که معمولاً برای لبه شلوارهای زنانه مورد استفاده قرار می گیرد.

سوزندوزی:

نوع دیگر از رودوزی است که فقط در بخش "وشاگرد" و توسط زنان و دختران روستایی به شیوه زنان بلوچ انجام می گیرد و دلیل آن نزدیکی منطقه به استان سیستان و بلوچستان است.

قالیبافی:

مناطق تولید قالیبافی در استان هرمزگان عبارتند از: بندرعباس, روستای درتوجان و بخش حاجی آباد. اغلب تولیدکنندگان را عشایر اسکان یافته ایلهای افشاریه ورائینی تشکیل داده که به تولید و تهیه انواع قالی و قالیچه, رویه پشتی و چنته مشغول هستند. تولیدکنندگان معمولاً پشم مورد نیاز خود را از سیرجان خریداری کرده و خود به ریسیدن و رنگرزی آن اقدام می کنند. نوع گره رایج "گره فارسی" است و نقشه هایی که در بخش حاجی آباد و روستای "درتوجان" بافته می شود نقشه های افشاریه است که به نامهای بوته شاهی، ماه و ستاره ای, سه کله, خشتی, گنبدی, شکارگاه, بچه بغل, سماوری و ... معروف هستند.

خرسک بافی:

خرسک عبارت است از بافت نوعی فرش با پرزهای بلند و درشت بافت که بافت آن با رنگ های بسیار محدود انجام می شود. در بافت سنتی آن از رنگ طبیعی پشم استفاده می شده است. پرز, تار و پود کلفت آن از پشم است و از پود رو استفاده نمی شود. در قدیم از آن به عنوان روانداز استفاده می کرده اند. امروزه از این نوع بافت برای تولید پادری و کناره در اندازه های مختلف استفاده می کنند. نقوش خرسک معمولاً هندسی بوده و بافت آن در روستای "درتوجان" رواج دارد.

شیریکی پیچ:

از دیگر تولیدات استان هرمزگان شیریکی پیچ را می توان نام برد که مرکز تولید آن روستاهای بخش حاجی آباد بوده و دلیل رونق آن همسایگی منطقه با استان کرمان است.

چادرشب بافی:

چادرشب بافی یا "کاربافی" از دیگر صنایع دستی استان هرمزگان است که در روستاهای کلیبی و سرریگان از توابع میناب و روستاهای سیروئیه, احمدیه و فارقان رواج دارد.

چنته بافی:

چنته بافی در منطقه وشاگرد به وسیله دارهای زمینی و توسط زنان انجام می شود.
نقش ها اغلب به صورت هندسی و ذهنی بافت است. اطراف چنته را به وسیله صدف های دریایی و منگوله های رنگی تزئین می کنند. از چنته بیشتر برای تزئین کپرها استفاده می شود.

صنایع دستی دریایی:

همه ساله به هنگام جزر و مد دریا, مقادیر متنابهی از انوع صدف ها, حلزون ها و بقایای آبزیان خلیج فارس در سواحل جزایر متعدد این خلیج (کیش, ابوموسی, لارک, قشم, هرمز و ...) می ریزد که توسط اهالی بومی جمع آوری شده و توسط افراد باذوق از آنها تابلو, مجسمه ها و اشیاء گوناگونی تولید می شود. مواد اولیه مصرفی شامل پوسته حلزون ها, صدف ها, استخوان ماهی, گوش ماهی و مرجان است و برای اتصال قطعات انتخاب شده از چسب بی رنگ استفاده می کنند.

بناهای یادبود تاریخی :

1-عمارت فکری ، بندر لنگه
2-قلعه هزاره ، میناب
3-شهر خاربز ، قشم
4-قلعه لشتان ،‌بندر لنگه
5-معبد میترا ، قشم
6-قلعه پرتغالیها ، قشم


بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد جامع قشم ، قشم
2-مسجد ملک ابن عباس ، بندر لنگه


جاذبه های طبیعی :

1-آب گرم گنو ، بندر عباس
2-جزیره کیش ، کیش
3-مناطق حیات وحش حفاظت شده ،‌هرمزگان
4-جزیره قشم ، قشم


فرهنگ و هنر:

1-موزه مردم شناسی
2-مراسم زار ، هرمزگان
3-صنایع دستی


استان همدان


•همدان
•شهرستانها
•بناهای یادبود تاریخی :
•یناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر:


همدان



موقعیت جغرافیایی استان همدان


استان همدان با مساحت 20هزار و 172 کیلومتر مربع , 2/1 در صد از مساحت کل کشور را در بر می گیرد . این استان بین مدارهای 59 درجه و 33 دقیقه تا 49 درجه و 35 دقیقه عرض شمالی و 34 درجه و 47 دقیقه تا 34 درجه و 49 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است .
استان همدان جزو استانهای غربی ایران است که از شمال به استان زنجان , از جنوب به استان لرستان , از شرق به استان مرکزی و از غرب به استان های کرمانشاه و کردستان محدود می شود.بلندترین نقطه استان همدان ,قله الوند با ارتفاع 3574 متر و پست ترین مکان این استان اراضی عمر آباد در کنار رود قره چای در بخش شرا وپیشخوار است .
استان همدان از نظر تقسیمات کشوری , 8 شهرستان , 16 شهر , 18 بخش , و 68 دهستان دارد و مرکز آن شهر همدان است .
این استان منطقه ای است مرتفع , کوهستان الوند که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده است جزو پیشکوه های داخلی زاگرس است . کوه الوند در جنوب و غرب شهر همدان قرار گرفته است و توده ای از سنگ گرانیت است .

صنایع دستی

استان همدان از مناطقی است که فرآورده های دستی آن از شهرتی بسزا در سطح کشور برخوردار است و حتی برخی از صنایع دستی آن مانند صنعت سفالگری اهمیت صادراتی و جهانی دارد. این نوع صنایع دستی، علاوه برجنبه مصرفی، از ویژگیهای هنری برخوردارند که به صورت طرح ها، نقوش و رنگهای گوناگون متجلی می شوند. برجسته ترین صنعت دستی استان، سفالگری و سرامیک سازی است که مرکز عمده آن " لالجین " در 25 کیلومتری شهر همدان است . پیشینه سفال سازی در لالجین نزدیک به 700 سال برآورد شده است .

قالیبافی:

قالی بافی در سطح کشور به واسطه دوام و استحکام آن مشهور است ولی به نظر می رسد قالی بافی در استان مذکور از پیشینه ای طولانی برخوردار نباشد برای صحبت در این زمینه تنها از یک مدرک مستند می توان کمک گرفت و آن نوشته های سیسیل ادواردز نویسنده کتاب قالی ایران است و نوشته است :" صنعت قالیبافی در شهر همدان در قرن اخیر پیشرفت کرده است. هیچ مدرکی مشعر بر این که این حرفه قبل از سال 1912 م برابر با 1291هجری شمسی در این ناحیه وجود داشته در دست نیست.

بدون تردید هنگامی که در سال 1912 م (1291 ه . ش ) بار اول از این شهر دیدن کردم حتی یک دستگاه قالیبافی در این شهر وجود نداشت. در سال 1912 م (1291 ه . ش ) در خانه ای که به این منظور اجاره شده بود، هشت دستگاه قالیبافی به کار افتاد و بدین ترتیب اولین کارگاه قالیبافی همدان شروع به کار کرد." اهمیت قالیبافی استان همدان از این نظر است که میزان محصول قالیچه های ارزان و متوسط آن بیشتر از سایر نواحی قالیبافی است . نقشهای قالی که در همدان جهت بافت استفاده می کردند، بغیر از چند تایی که نقشه کشهای همدانی طراحی می کردند، اغلب متعلق به شهر های دیگر بود و خود شهر همدان نقشه بخصوص ندارد. نقشه های رایجی که قالیبافان همدان از آن استفاده می کردند عبارت بودند از : خاتم شیرازی، اصفهان ، جوزان، اژدر، دست دلبر، شکاری، ماهی و ... که نقشه ماهی با طراحیهای گوناگون بیشتر از همه بافته می شود. به هر حال یکی از صنایع دستی پررونق و معروف و مشهور همدان از قدیم تا کنون قالی بافی بوده است. قالی همدان از جهت نوع جنس و مقاومت و رتبه در ایران جایگاه سوم را دارد.

از انواع فرشهایی که در همدان بافته می شود یک نوع ریز بافت آنکه در اندازه های کله گی بافته می شود معروف و مشهور است و سایر اندازه های دیگر مانند: کناره، دوزرعی، پنج چارک، خرک، پشتی، روکرسی و سجاده ای نیز در همدان بافته و عرضه بازار می شود.

طرحهایی که بیشتر در همدان بافته می شود طرح ماهی و ترنج دار است که در گذشته از انواع رنگهای الوان و ثابت که از شیره گیاهان می گرفتند و پشم را رنگ می زدند جهت بافت این قالیها استفاده می کردند که به آنها قالیهای با رنگهای ثابت می گویند و هر چه کهنه تر شود رنگ آن جلا و زیبایی خاص خود را پیدا می کند ولی در حال حاضر بعضاً از رنگهای شیمیایی و دباغی استفاده می کنند که بعد از بافت، رنگ فرشها تغییر کرده و رنگ اصلی آنها از بین می رود و بیرنگ می شود.

از جهت بازار فروش، فرشهایی که در داخل همدان خریدار زیادی دارد، دوزرعی و پنج چارک است ولی بقیه اندازه ها مانند فرشهای خرک، کناره، پشتی و رو کرسی طالب چندانی در بازار ندارد و مشتری آن کمتر است .

سفالگری:

گویا در روزگار کهن نخستین هنرمندیهای انسان از نقش و نگار ظرفهای گلی آغاز شده است که در آن هنگام بدون کمک چرخهای کوزه گری و به یاری سرانگشتان می ساختند و در کوره های نخاله می پختند. اکنون پس از سپری شدن چند هزار سال هنوز هم نگارگران سفالینه ساز برای بیان انگیزه ها و آرزوها ی زندگی به نقش و نگار کاسه کوزه ها می پردازند. با این تفاوت که نقش و نگارهای عامیانه این روزگار با پرتو آرزوی انسانهایی نگاشته می شود که درسایه روشن نیازمندیهای زندگی کنونی سر می برند.

هم اکنون مهمترین مراکز تولید سفال در استان همدان ، لاله جین- در حدود 25 کیلومتری همدان- و فرسفج در شهرستان تویسر کان است. سفالینه های لالجین از دید تاریخ ساخته شدن به دو بخش است : نخست آنکه تا هفتاد هشتاد سال پیش و دیگر آنها که تا بیست سی سال پیش هم ساخته می شد.

تفاوت این دو از نظر شکل کاسه، لعابها، نقش و نگارها و روش قلم زنی آشکار است. در بخش نخست کاسه ها را اندکی بزرگتر و دهان بازتر می بینیم و نقش و نگارها و گوناگونی لعابها زیاد تر و قلم زنی ها با باریک بینی و درنگ بیشتر انجام گرفته است. پیداست که قلم مو با آهستگی می گشته است و نگارگر سفالینه ساز سپری شدن زمان را احساس نمی کرد و رها از گرفتاریهای زندگی در اندیشه های هنرمندانه خود غرق بود و می خواست که جایی از کاسه را بی نقش و نگار نگذارد پس هر جا را به نقشی می آراست، ولی هشیار بود که مبادا هماهنگی نقشها را برهم ریزد.

با اینکه قرینه سازی را به کار می گرفت از طرح نقشهای گوناگون کوتاهی نمی کرد. جایی را نقش مرغ و جایی دیگر را نقش ماهی، در کاسه ای نقش طاووس و در کاسه ای دیگر چهره زن را نگاشته است، زنی با ابروهای سیاه و کمانی و پیوسته، با چشمانی بادامی و بزرگ به تناسب همان ابرو. آشکار است که آنچه را هنرمند از زیبایی معشوق در پندار داشت بسیار درخشانترو شیواتر از نقش این کاسه بود.

در کاسه های همان بخش نخستین نقش پرنده و ماهی زیاد طرح شده است. پرنده می تواند از یک سو نشانه باغ و سرسبزی باغ و از سوی دیگر نشانه آرزوهای برگزیده و آسمانی هنرمند باشد. ماهی هم زیباست و هم پاک چون در آب زیست می کند و آب همواره مطلوب ما ایرانیان بوده و هست. یکی دیگر از مشخصات همین کاسه های بخش نخستین این است که نقش و نگارها را تنها به یاری خط و سطح که بالعابهای رنگین پوشیده است نگاشته اند و سایه روشنها و تیرگی هائی را که سبب ابهام است و از صراحت و رسائی می کاهد به کارنیاورده اند.

این کاسه های گلی را بالعاب سفیدی پوشانده اند که شبیه ظرفهای چینی شده است. البته به اندازه چینی محکم و ظریف نیست ولی از بدل چینی بهتر است. البته پانزده بیست سال است که لاله جین ها به سبب جنبه های تجارتی کار و پیشه خود را از نگاشتن نقش و نگار بر سفالینه ها چشم پوشیده اند و راستی که ارزشهای هنری کار خود را فدای کم ارزشیهای داد و ستد کردند. در حال حاضر، سفالسازی در لاله جین همدان، اگر چه به لحاظ کمی و تعداد دست اندرکاران و میزان تولید سالانه، افزایش چشمگیری نسبت به گذشته و حتی هر سال نسبت به سال پیش، یافته است اما روز به روز از میزان تولید سفالینه هایی که شاخص لاله جین همدان بود و با رنگهای فیروزه ای، سبز، خردلی و قهوه ای مشخص می شد و تولیدات کاملاً مصرفی را شامل می شد و به مرور زمان شاهد کاهش نسبی کیفیت و نقش ها هم بوده ایم گو اینکه هنوز هم سفال سازی در لاله جین، "هنر- صنعت" مطرح استان همدان بوده و لاله جین بزرگترین مرکز سفالگری ایران است.

چرم سازی :

در گشته ای نه چندان دور چرم تولیدی در همدان به علت کیفیت و کمیت خاص آن مشهورترین و مرغوب ترین چرم در سراسر کشور شمرده می شد و آوازه کیفیت آن به کشورهای دیگر نیز رسیده بود. در گذشته در شهر همدان سه دباغ خانه وجود داشت. دباغ خانه سنگ شیر، دباغ خانه قانتور واقع در بلوار سفید آبی و دباغ خانه آقایی واقع در بلوار سفید آبی.

متاسفانه پس از گذشت زمان دباغ خانه سنگ شیر و قانتور به مرور تعطیل و از بین رفته اند.

صنایع دستی چوبی :

تولید انواع صنایع دستی با استفاده از چوب ازدیرباز در استان همدان بویژه مناطق شهری از جمله همدان ، ملایر ، تویسرکان ، سرکان رواج داشته است.
صنایع دستی چوبی شامل خراطی، نازک کاری، منبت کاری و معرق کاری است که در این استان خراطی و بویژه منبت کاری بیشتر رواج دارد. گفتنی است که طی سالهای اخیر منبت کاری در تویسرکان و جوکار ملایر رونق بسیار چشمگیری یافته است.

پوستین دوزی :

در گذشته پوستین دوزی از مهمترین مشاغلی بوده که در شهر و روستا وجود داشته است و پوستین دوزان پوست گوسفند و بره را پس از پاکیزه ساختن آن و بدون تراشیدن پشم آن با استفاده از مواد اولیه ساده ایی همانند آردجو، زاج و مازوج بصورت پوستین و یا زیرانداز در می آورده اند، هم اکنون هم در بعضی از روستاهای استان عده معدودی از روستاییان مبادرت به این امر می کنند. اما به علت گرانی بیش از حد پوست هر روز تعداد این افراد کاسته می شوند.

گلیم بافی:

گلیم بافی در گذشته در اکثر روستاهای همدان از رونق خاصی برخوردار بوده که هم اکنون نیز برخی از نمونه های آن در منازل ساکنین در حال مصرف است. ولی با ورود محصولات ماشینی و خارجی و نیز گرایش بیشتر مردم به زندگی شهر نشینی اندک اندک دستگاههای گلیم بافی و جاجیم بافی جمع آوری شد و حتی برخی بافندگان گلیم، خود مصرف کننده محصولات ماشینی شده اند.

گیوه بافی:

کم بودن راههای ارتباطی ماشین رو، نوع معیشت مبتنی بر دامداری و کشاورزی و ضرورت تحرک فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پاییز کفشی را طلب می کند که سبک، راحت و مقاوم و خنک و در عین حال ارزان باشد. با خصوصیاتی که در بالا ذکر شد تنها پای پوشی که می تواند جوابگوی خواسته های روستاییان باشد گیوه است.

گیوه نوعی کفش است که رویه آن را معمولاً از نخ پنبه ای تابیده و زیره آنرا از چرم یا آجیده انتخاب می کنند. تمام محاسن گیوه در زیره و رویه خنک آن خلاصه می شود، بنابراین اگر چنانچه گیوه ای با رویه یا زیره پلاستیک تهیه شود اصالتش را از دست داده و همانند کفشهای معمولی فاقد ارزش کیفی و بهداشتی است.

این پای پوش قدیمی که روزگاری بخصوص در فصل تابستان مورد استفاده قرار می گرفت در سالهای اخیر به سبب رواج کفشهای ماشینی و جایگزین شدن آن در اکثر مناطق استان رونق و اعتبار دیرین خود را از دست داده و صنعتگران شاغل نیز به علت کمی درآمد و کاهش تقاضا در این رشته به مشاغل دیگری روی آورده اند.

در حدود 80 سال قبل گیوه بافی جهت استفاده شخصی در اکثر قریب به اتفاق روستاهای استان به صورت ابتدایی وجود داشته است که در حال حاضر به طور کلی از بین رفته است ولی در سطح استان همدان هم اکنون چهار روستا با اسامی ذیل تولید رویه گیوه را توسط خواهران به عنوان یکی از مشاغل موجود در روستا اختیار کرده اند. روستاهای دهفول، کفراش، فهرومند، آرتیمان. ولی مهمترین مرکز تولید کننده گیوه در استان همدان روستای دهفول نهاوند است و باید گفت: پس از کشاورزی و دامداری که از رونق خوبی برخوردار است گیوه بافی سومین منبع درآمد اهالی است و تقریبا تمام زنان و دختران در این روستا با گیوه بافی آشنایی دارند.

سنگتراشی:

سنگتراشی یکی از کهنترین پیشه های ایران است. و استان همدان یکی از مراکز مهم استخراج سنگ و هنر سنگتراشی است.

حجاری:

اگرچه کار سنگتراش نسبتاً خام است همکار وی حجار (نقار) کتیبه های سنگی بسیار ظریف و حجاری تزیینی دقیقی به نام قلمزنی یا حجاری ظریفه یا منبتکاری روی سنگ انجام می دهد که به کار مسجدها، آرامگاه مردمان سرشناس و دیوارهای ساختمانهای مهم می خورد. حجار صاحب هنر و صنعتی است که شاهکارهای دیوارهای کاخهای هخامنشیان در تخت جمشید و شوش را به وجود آورد و تا روزگار ما همانند این هنر ذوق و استادی دیده نشده است.

شیشه گری دستی:

تولید و تهیه مصنوعات شیشه ای در سالهای اخیر بیشتر جنبه شهری پیدا کرده وکارگاه های شیشه گری اکثراً در مناطق شهری استقرار یافته اند ولی با این وجود، هنوز در بسیاری از مناطق روستایی ساخت فرآورده های شیشه ای ساده رواج دارد. شیشه دست ساز از جمله اصیل ترین و ارزنده ترین محصولات دستی است که در ایران دارای سابقه ای طولانی بوده و ظروف و اشیاء شیشه ای بدست آمده از روزگاران پیش دلالت بر وجود این صنعت در ادوار بسیار دور و حتی پیش از میلاد دارد.

حصیربافی:

حصیربافی یکی از حرفه های بسیار کهن و قدیمی است وشامل انواع محصولاتی است که با استفاده از الیاف، ساقه و شاخه های گیاهان مختلف ساخته می شود.

نساجی سنتی :

امروزه دستبافی به صورت تهیه و تولید انواع پارچه ها و برخی زیراندازها نظیر: جاجیم، جاجیمچه، روتختی، رومیزی، روتختی، روسری، لباسهای محلی، ملحفه، شمد و ... در بسیاری از مناطق روستایی و برخی نقاط شهری استان همدان مرسوم است.

دستبافان برای تولید پارچه از دستگاههای ساده بافندگی نظیر دستگاههای «دو وردی» و «چهاروردی» استفاده می کنند. دستبافان به طور معمول از نخ پشمی برای پود و از نخ پنبه ای برای تار محصولات خود استفاده می کنند.

شهرستانها

اسدآباد ، بهار، همدان‌‌ ،کبودرآهنگ ، ملایر ، نهاوند ، رزن ، تویسرکان


بناهای یادبود تاریخی :

1-آرامگاه علویان ، همدان
2-آرامگاه ابن سینا ، همدان
3-آرامگاه بابا طاهر عریان ، همدان
4-آرامگاه استرو مردخای ، همدان
5-کتیبه گنج نامه ، همدان
6-بازار همدان ، همدان
7-تپه های هکمتانه ( اکباتان ) ، همدان
8-آرامگاه میر رضی الدین آرتیمانی ، تویسرکان
9-قلعه نوشجان ، ملایر
10-برج قربان ، هکمتانه
11-آرامگاه اسدآبادی ، اسدآباد

یناهای یادبود مذهبی:

1-آرامگاه حیقوق نبی ، تویسرکان
2-مسجد جامع همدان ، همدان
3-امامزاده عبدالله ، همدان
4-امامزاده محسن ( کوه ) ، همدان


جاذبه های طبیعی :

1-غار علیصدر، همدان
2-دره عباس آباد، همدان


فرهنگ و هنر:

1-آرامگاه ابن سینا ، همدان
2-صنایع دستی

استان یزد

•یزد
•شهرستانها
•بناهای یادبود تاریخی :
•بناهای یادبود مذهبی:
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر:

یزد


موقعیت جغرافیایی استان یزد


استان یزد در مرکز ایران در قلمرو سلسله جبال مرکزی ایران بین عرض های جغرافیایی 29 درجه و 48 دقیقه تا 33 درجه و 30 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 45 دقیقه تا 56 درجه و30 دقیقه شرقی از نصف النهار مبدأ قرار گرفته است. استان یزد از شمال و غرب به استان اصفهان از شمال شرقی به استان خراسان از جنوب غربی به استان فارس و از جنوب شرقی به استان کرمان محدود می شود. استان یزد در حدود 72156 کیلومتر مربع وسعت داشته و تقریباً 37/4 درصد از وسعت کل ایران را در بر می گیرد .

آب و هوای استان یزد به علت قرار داشتن بر روی کمربند خشک جهانی دارای زمستانهای سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهای گرم و طولانی و خشک است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375، جمعیت استان 750769 نفر بوده که از این تعداد 15/75 درصد جمعیت شهری و 85/24 درصد جمعیت روستایی را تشکیل داده اند .

یزد به معنی پاک و مقدس است و شهر یزد نیز به مفهوم شهر خدا و سرزمین مقدس است. به لحاظ شرایط اقلیمی استان یزد وضعیت کشاورزی در این استان مطلوب نیست و امکان بهره برداری از آب های سطحی در کشاورزی بسیار کم است. شرایط خاص مناطق حاشیه کویر نظیر میزان اندک باران حرکت ماسه های روان ، پدیده کویرزایی مراتع فقیر کمبود منابع تأمین آب موجب شده تا 28 درصد وسعت استان یزد فاقد بهره دهی اقتصادی باشد .

مهمترین مناطق کشاورزی استان دشتهای یزد، اردکان، بهادران، بهاباد، هرات، مروت، چاهک و ابرکوه است. محصولات کشاورزی استان شامل انار، پسته، بادام، غلات، آفتابگردان، انگور، پنبه، چغندر قند و کنجد است .

استان یزد به لحاظ زمین شناختی دارای ذخایر بسیار عظیم معدنی است. معادن مهم این استان مانند آهن چغارت، مرمر بورق، ماسه سنگ متکسانه، سرب کوتک نقشی مهم و سازنده در تحولات اقتصادی و عمرانی استان داشته است .

صنایع دستی

پیشینه یزد آکنده از پایمردی و استواری مردمانی سخت کوش و پرتلاش است که به رغم طبیعت گرم و خشک این دیار، کمر همت بسته و با پشتکار و خلاقیت و ذوق هنری خود نام شهر و دیارشان را پرآوازه کرده اند.

همانگونه که گفته شد با توجه به شرایط آب و هوایی و محدود بودن فعالیت های کشاورزی و دامپروری در استان یزد، سایر فعالیتهای انتقالی و افزون بر همه فعالیت در رشته های مختلف صنایع دستی در آن استان رشد کرده است. نساجی سنتی، سفال و سرامیک سازی، زیلو بافی قالیبافی و ساخت مصنوعات مختلف فلزی از جمله صنایع دستی رایج در استان یزد است.

قالیبافی:

قالیبافی، این صنعت و هنر والای همه مناطق ایران، در استان یزد نیز از اعتبار ویژه ای برخوردار است و همانند صنعت نساجی، از دیرباز در استان مذکور و بخصوص شهر یزد، جایگاه خاص خود را داشته است.

از آنجا که صنعت قالیبافی ویژه زنان است و جایگاه آن در روستاها دامنه وسیعی را شامل می شود، در نتیجه در اقتصاد روستایی اهمیت فراوانی داشته و در معشیت خانواده نقش اساسی ایفا می کند.

در گذشته های دور قالی بافان یزدی از طرحها و نقش های مختلفی مانند:
هراتی، گل ماهی، کرمانی، سردار جنگل، بندی، شکارگاه و جوشقانی استفاده می کردند ولی امروزه بیشتر به طرح فرش های کاشان اکتفا می شود. درکارگاههای خانوادگی معمولاً یک دار قالیبافی نصب می شود که اکثراً محل سکونت بافندگان نیز می باشد، اما در کارگاههای بزرگ که تعداد آنها بسیار کم است، تعداد دارها متفاوت است.

صنعت قالیبافی در سایر نقاط استان یزد نیز طی سالهای اخیر رواج پیدا کرده است به طور مثال قالیبافی در میبد تحت تأثیر نائین از چهل سال پیش آغاز شده و از رونق خوبی برخوردار است. در بافق، بهاباد، تفت، و روستاهای آن منطقه نیز طی بیست سال اخیر، صنعت فرش جایگاه خاصی یافته است.

نسا جی سنتی:

تا گذشته ای نه چندان دور، به علت غلبه سنت ها و رسوم پیشینیان بر زندگی مردم، کمتر خانه ای در یزد وجود داشت که در آن یکی از حرفه های نساجی دستی یافت نشود. استمرار تولید در خانه موجب شده بود که تجربیات و اطلاعات حاصله به سادگی از نسلی به نسلی دیگر انتقال یافته و اشتغال به صنایع دستی به صورت یکی از ارکان اقتصاد خانواده در آید. هر چند که امروزه در نتیجه تغییر شیوه زندگی و رویکرد جوانان به شغل و حرفه ای غیر از کار پدری کمتر صدای دفتین دستگاههای بافندگی در خانه ها به گوش می رسد، ولی با این حال هنوز هم ذوق و هنر صنعتگران یزدی را در تولیداتی به شکل سجاده، روتختی، پتو، احرامی، شال، دستمال ابریشمی و پارچه های ترمه، زری و مخمل و همچنین دارائی که شیوه رنگرزی آن در ایران منحصر به یزد است، می توان یافت.

به طور خلاصه می توان گفت که در اکثر نقاط استان یزد صنعت نساجی رواج دارد. در اشکذر بافت انواع پارچه های پنبه ای و ابریشمی و همچنین بافتن قالی، گلیم و خورجین، در اردکان بافت قالی، موتابی، زیلو، کرباس، حصیر و سبد، در میبد بافت زیلو، در شهرستان تفت نساجی به همان شیوه سنتی و عمدتاً دستی، در شهرستان بافق قالیبافی، حصیر و پادری و تهیه جارو و بادبزن و در مهریز، قالیبافی، سبد بافی، سنگتراشی و چاقو سازی رواج دارد.

از گذشته های دور، بافت ایکات یا دارائی در نقاط مختلف کشورمان وجود داشته ولی در حال حاضر در کارگاههای محدودی در یزد، این پارچه زیبا تولید می شود.

جهت تهیه دارایی در قدیم ابریشم طبیعی به کارگرفته می شد ولی در حال حاضر ابریشم مصنوعی مورد استفاده قرار می گیرد.

با ادامه و استمرار انواع روشهای بافت ایکات، نقش های بی شمار از ساده ترین طرحهای راه راه و هندسی تا پیچیده ترین سبک(ژاکارد) از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده است. هرگز نمی توان دوگونه دارایی همسان پیدا کرد زیرا هر کدام نرمی و مواجی ویژه خود را دارند.


شهرستانها

ابرکوه ، اردکان ، بافق ، میبد ، مهریز ، تفت ، یزد


بناهای یادبود تاریخی :

1-آتشکده چک چک (پیرسوز ) ، یزد
2-باغ دولت آباد ، یزد
3-قلعه ناریجان ، میبد
4-آب انبارها ، یزد
5-بادگیرها ، یزد


بناهای یادبود مذهبی:

1-امامزاده ابوجعفر ، یزد
2-مسجد جامع کبیر ، یزد
3-مسجد میر چخماق ، یزد
4-صومعه شیخ علی بنیامین ، یزد


جاذبه های طبیعی :

1-بیابان
2-باغ دولت آباد ، یزد


فرهنگ و هنر:

1-موزه کاخ آیینه ، یزد
2-صنایع دستی


استان کردستان سنندج

•کردستان
•موقعیت جغرافیایی استان کردستان
•موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان
•جغرافیای طبیعی و اقلیم استان کردستان
•بناهای یادبود تاریخی:
•بناهای یادبود مذهبی :
•جاذبه های طبیعی :
•فرهنگ و هنر:


کردستان



موقعیت جغرافیایی استان کردستان

موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان


کردستان استانی سرسبز و خرم با وسعتی معادل بیست و هشت هزار و دویست و سه کیلومتر مربع در غرب ایران و در مجاورت بخش شرقی کشور عراق قرار دارد. این استان که در دامنه ها و دشتهای پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته است، از شمال به استانهای آذربایجان غربی و زنجان ، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است. استان کردستان بین سی وچهار درجه و چهل وچهار دقیقه تا سیوشش درجه و سی دقیقه عرض شمالی و چهل وپنج درجه و سیویک دقیقه تا چهل وهشت درجه و شانزده دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. استان کردستان براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال یکهزار و سیصد و هفتاد و پنج دارای هشت شهرستان، دوازده شهر، بیست و یک بخش، هفتاد و هشت دهستان و هزار و هفتصد و شصت و پنج آبادی دارای سکنه بوده است. شهرستانهای این استان عبارتند از: بانه، بیجار، دیواندره، سقز، سنندج، قروه، کامیاران و مریوان. در حال حاضر استان کردستان با مجموعه شهرها، روستاها و عشایری که در اقصی نقاط آن پراکنده شده و استقرار یافته اند، به یکی از نواحی در حال توسعه غرب کشور تبدیل شده و از پتانسیلهای توریستی و تفرجگاهی بسیار خوبی برخوردار می باشد.مرکز این استان شهر سنندج می باشد.

جغرافیای طبیعی و اقلیم استان کردستان


این استان منطقهای کاملاً کوهستانی است که از مریوان تا دره قزلاوزن و کوه های زنجان جنوبی در مشرق گسترده شده است. ناهمواریهای این استان که تحت عنوان ناحیه کوهستانی کردستان مرکزی بررسی میشود، مشتمل بر دو بخش غربی و شرقی است. این دو قسمت از نظر شکل پستی و بلندی و جنس زمین متفاوتند. قسمت وسیعی از سنندج، مریوان و سرزمینهای اطراف آنها تا جنوب کردستان بخش کوهستانی غربی را تشکیل میدهد. در این ناحیه، یکنواختی و سستی جنس زمین اشکال مشابهی را به وجود آورده که از ویژگیهای آن کوههای گنبدی شکل با شیب یکنواخت و ملایم همراه با دره های باز است. این یکنواختی را طبقات آهکی سخت و سنگهای درونی که بین لایه های سست ظاهر میشوند، درهم ریخته و آن را به صورت صخره های عریان درآورده است. نوع مشخص این ناهمواریها، ناحیه کوهستانی چهل چشمه در بین مریوان و سقز است که دنباله پستی بلندیهای این ناحیه را در جنوب و مشرق، تشکیل داده اند و دامنه غربی آن تا داخل کشور عراق کشیده شده است. در این ناحیه شعبه های رود قزلاوزن در شرق و شمال شرقی و رود سیروان در حنوب چهره زمین را به طور کامل تغییر داده اند. بخش کوهستانی شرقی، قسمتهای شرقی سنندج را دربرمیگیرد و درحد فاصل ناحیه غربی و شرقی، یک رشته از ارتفاعات آتشفشانی شمالی - جنوبی را به وجود می آورد. در شرق این رشته کوه، شهرستانهای قروه و بیجار قرار گرفته اند که شکل زمین در آنها با پستی و بلندیهای ناحیه غربی به کلی متفاوت است. از ویژگیهای این ناحیه، وجود یک حصار کوهستانی متشکل از سنگهای دگرگونی و رسوبی است که دشتهای مرتفع هموار و تپه ماهوری را احاطه کرده است. در این ناحیه به استثنای کوههای بیجار، دشتهای نسبتاً وسیعی نیز وجود دارد. این دشتها به وسیله شعبه های رود قزل اوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور درآمده اند. مرتفعترین دشت این ناحیه «هوهتو» خوانده میشود که با دو هزار و دویست متر ارتفاع در شمال سنندج واقع شده است. بلندترین کوههای این ناحیه، شاهنشین در شمال بیجار، شیدا در مرکز و پنجه علی بین قروه و سقز است. استان کردستان به طور کلی تحت تأثیر دو جریان عمده هوای گرم و سرد قرار دارد و اقلیمهای گوناگونی را به وجود میآورد. بیشترین میزان بارش جوی در ناحیه غربی استان (شهرهای بانه و مریوان) حدود هشتصد میلیمتر در سال و کمترین میزان بارندگی آن در ناحیه شرقی حدود چهارصد میلیمتر در سال است. میزان نزولات جوی در قسمت مرکزی استان (شهرهای سقز و سنندج) نزدیک به پانصد میلیمتر در سال است. تمام قلمرو استان در بهار و تابستان آب و هوایی خنک و معتدل دارد. مقایسه ارقام میانگین دمای ماههای مختلف سال در مرکز استان نشان میدهد که متوسط دمای روزانه در اردیبهشت ماه شانزده و یکدهم و در مهر ماه شانزده و نهدهم درجه سانتیگراد است. میانگین دمای ماههای این دوره از بیست و دو تا بیست و هشت درجه سانتیگراد متغیر است. این درجه، دمای مطلوبی برای صنعت گردشگری میباشد. از اینرو شش ماه از سال در مرکز استان کردستان برای جریان جهانگردی بهترین و مناسبترین ایام به حساب می آید. سردترین ماه سال در شهرستان سنندج، بهمن ماه است که حداقل دمای آن به حدود یک درجه زیر صفر میرسد. تعداد روزهای یخبندان در سنندج نود و دو روز در سال گزارش شده است. در پهنه استان کردستان پاره اقلیمهای گوناگونی وجود دارد که در زیر به انواع و نواحی مشخص آن اشاره میشود:
- دره میرآوا (امیرآباد) که زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل دارد.
- مسیر سنندج به سمت سقز (دشت اوباتو) که زمستانهای معتدل دارد.
- مسیرمریوان به دربنددزلی که زمستانهای سرد با یخبندانهای طولانی دارد و در فصل تابستان روزهای آن گرم و شبهای آن خنک است.
- ناحیه اورامانات که آب و هوای آن مرطوب و معتدل است.
- مسیر سنندج به مریوان که اقلیمی نیمه خشک و نیمه مرطوب دارد.
نفوذ توده های مرطوب زمستانی و بهاری در مریوان و دریاچه زریوار تأثیر فراوانی در مرطوب و معتدل شدن هوای این ناحیه دارد. میزان رطوبت و بارش مناسب باعث ایجاد جنگلهای انبوه بلوط و گونه های مختلف درختان جنگلی شده است. پوشش گیاهی این ناحیه مناظری شگفت انگیز و باشکوه دارند.از آنجا که تنوع اقلیمی همراه با سایر شرایط مناسب، از جاذبه های مهم در صنعت جهانگردی به شمار میرود و جهانگردان خواهان دمای مطلوب و مطبوعی (بیست و پنج- بیست و دو درجه سانتیگراد) هستند، استان کردستان به ویژه در فصول بهار و تابستان از این نظر بسیار مناسب و دارای توانایی های جهانگردی قابل توجهی می باشد.

صنایع دستی

در استان کردستان تهیه و تولید انواع فرآورده های دستی از دیرباز مرسوم بوده است. مهمترین صنایع دستی استان مذکور عبارتند از:

سفالگری و سرامیک سازی

هنر سفالگری از زمانهای بس کهن در کردستان رایج بوده و ظرف های سفالین متعددی در زیرزمین کشف شده و نشان می دهد که این هنر در دوره پیش از تاریخ در کردستان مورد توجه فوق العاده مردم بوده و تعدادی از آنها را در گورهای مردگان پیدا کرده اند زیرا مردم آن زمان اعتقاد داشتند که پس از مرگ مجدداً زنده می شوند و به این ظروف احتیاج خواهند داشت و از این رو در هنگام به خاک سپردن مردگان مایحتاج زندگی را هم با آنان دفن می کردند.
در دوره ساسانیان جنس لعاب تکامل یافت و ظروف لعابدار بسیار زیبایی می ساختند و تعدادی از این ظروف از زیر خاک بیرون آمده و هنر سفال سازی از آن تاریخ به بعد در ایران رونق پیدا کرد و ظروف لعابدار با گل معمولی ساخته می شد و آن از خاک رس بدون ماسه و شن و مواد آهکی بود و این نوع ظروف در کردستان به وفور پیدا می شود.

کاشی کاری:

صنعت کاشی کاری نیز در کردستان رونق بسیاری دارد و این صنعت از قرن سیزدهم ه.ق به بعد رو به پیشرفت گذاشت و داخل مسجد دارالاحسان و مسجد دارالامان و خانه های قدیمی سنندج از کاشی های معرق پوشیده است و هنر ساختن کاشی های معرق در زمان امان الله خان اول اردلان (1214-1240 هجری) ساخته شد و به حد کمال رسید و صنعت کاشی سازی در این زمان رو به تکامل گذاشت.

قالیبافی:

قالی بافی در کردستان بسیار رایج است و نام کردستان همیشه مترادف با مهمترین قالی های دستباف بوده که با کمال ذوق و سلیقه پدید آمده است و قالی افشار و سنندج و بیجار و بوکان امروز شهرت جهانی دارد و به تحقیق یکی از پرارزش ترین فرشهای ایران است.

بیشتر طرح های مورد استفاده قالیبافان در کردستان طرح های شکسته بوده است و بندرت از طرح های دیگر استفاده می شود. از میان این طرح ها می توان به طرح ماهی درهم (هراتی)، ریزماهی نقش بته ای, گل وکیلی, گل میرزاعلی, گل مینا و شاخ گوزن و میناخانی اشاره کرد.

نقش ماهی درهم (هراتی), در بین طرح های کوچک (تکرار شونده) ایران ظریف ترین و زیباترین طرح بشمار می رود. طرح هراتی, طرحی ماهرانه و در عین حال ساده است که حاکی از رعایت موازین و قیود و زیبایی و ظرافت و ذوق و سلیقه ایرانی است.

ریزه ماهی:

نقش بسیار ریز ریزماهی درهم که از آن ریزتر غیرممکن است, به خرده ماهی نیز معروف است. در این طرح، گلهای بسیار ریز, اضلاع چهارگانه لوزی را تشکیل می دهند که اکثراً گل هشت پری را دربردارد.

نقش بته ای:

نقش بته ای نیز یکی دیگر از نقوش رایج بعد از هراتی است که از روزگار قدیم, تقریباً در همه انواع دستبافت ها, بخصوص ترمه, قالی, قلمکار متداول بوده است و از حدود شصت گونه نگاره بته ای متداول در قالی بافی ایران تعدادی نیز در سنندج مورد علاقه بافندگان بوده و آنها را با حالات مختلف می بافند. از انوع بته می توان جقه خرقه ای, جقه (سه گره ای), جقه زمردی, جقه دو گره, جقه ریز, جقه توپی (هشت پر) را نام برد.

جقه خرقه ای:

از طرح های بته ای بسیار زیبایی است که در سنندج معروف به جقه چارکی است. این نقشه معمولاً در قالی هایی با ابعاد بزرگ بافته می شود. حد فاصل جقه های بزرگ, جقه های کوچک و گلهای ساده است که بسیار ماهرانه بافته می شود.

جقه (سه گره ای):

این نوع جقه برای قالی هایی با ابعاد 3×2 مترمربع مناسب است و منظور از سه گره اندازه طول جقه است. (هر گره 5/7 سانتیمتر). درفاصله جقه ها بندهای ساده و گلهای کوچک قرار می گیرند و نیز داخل جقه ها اشکال مختلفی پر می شود.

جقه زمردی:

همان جقه سه گره ای است, با این تفاوت که نوار سبز رنگی دور تا دور شکل جقه را می گیرد و دایره های کوچکی در فواصل منظم بر روی این نوار قرار می گیرد, در این حالت دایره ها زیبایی خاصی به فرم جقه داده و آن را خوشرنگ می کنند.

جقه (دو گره):

این طرح را به دو گونه می بافند. در جقه های دو گره ای بر حسب سلیقه بافندگان عرض جقه تغییر می نماید ولی طول آن بندرت تا 2 سانتیمتر تغییر می کند.

جقه ریز:

این جقه بخصوص اندازه پشتی بوده و در اندازه های دیگری کار نمی شود و حالت خاص خود را دارد و قسمت داخل جقه ها را بوسیله گل سرخ پر می کنند.

جقه توپی (هشت پر):

این طرح به وسیله ترکیب کردن هشت عدد جقه دو گره ای با یکدیگر به وجود می آید و قاعده جقه ها به واسطه یک لوزی به هم وصل شده اند و در نهایت به شکل یک دایره می رسند و به این دلیل آن را جقه توپی می گویند. این نقش در اندازه های مختلف بافته می شود ولی در قالی های دو گره ای جلوه خاصی دارد.

گل وکیلی:

یکی از معروفترین نقشه های مختص سنندج "گل وکیلی" است که در دیگر مناطق بافته نمی شود. در مورد قدمت این طرح می توان به نمونه ای که در موزه فرش (تاریخ بافت آن به اواسط قرن سیزده هجری قمری می باشد.) اشاره کرد.

گل میرزاعلی:

گل میرزاعلی, یکی از نقشه های «گل فرنگی» سنندج است. انواع متعددی از گل فرنگ در سنندج بافته می شود که به نامهای گل و بلبل عروس و داماد, گل و عروس نامیده می شود و امروزه نسبت به اوایل رواج آنها کمتر بافته می شوند.

شاخ گوزنی (یحیی چلمی):

این طرح که دو نمونه از آن در موزه فرش تهران نگهداری می شود از جمله نقش های سنندج بوده و مختص سنندج است. علاوه بر نقشه هایی که شرح داده شد, نقشه های دیگری چون گل چینی و گل جرسه را نیز می توان نام برد.

گلیم:

مبدأ مشهورترین گلیم های کردستان, سنه است که در حال حاضر شامل سنندج و اطراف آن می شود. این منطقه از مراکز مهم تولید قالی و گلیم های کردستان به شمار می آمده است.

سنه از زمان سلطنت صفویان پایتخت کردستان بوده است و تأثیر صفویان در گلیم های به جای مانده از قرون هجدهم, نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وضوح دیده می شود. گلیم های قبایل سنجابی و جاف تحت تأثیر آویزهای زربافت و قلاب دوزی شده صفوی است. گلیم های سنه چه از نظر فنی و چه از لحاظ زیبایی شناسی با دیگر گلیم هایی که توسط قبایل و چادرنشینان کرد بافته شده, تفاوت دارد. در بافت آنها نوعی ذوق هنری دیده می شود و بیش از گلیم های دیگر به فرش های گره دار ایرانی شبیه است.

به طور کلی گلیم ها را از نظر ترکیب بندی می توان به سه دسته تقسیم کرد:

1- تکرار مکرر طرح های گل دار و یا یک طرح گل دار که از میخ یا داربستی آویزان شده و توسط حاشیه ای باریک و یا مجموعه ای از حاشیه ها احاطه شده است. نگاره ها شامل برگ, پیچک, ساقه و گل است.

2- در این گروه گل ها ظریف تر شده و ترنجی مجزا در مرکز آن قرار دارد. طرح این گلیم ها بسیار شبیه قالی های گره داری است که تجار فرش تهران به آن «براتی» می گویند. براتی مضمونی پیچیده و مرکب از گل های کوچک, بته و کندوی عسل است که تصویر یک باغ را به یاد می آورد.

3- سجاده هایی که به علت داشتن محراب پیازی شکل از سجاده های دیگر کشورها متمایزند.

اندازه بافت گلیم ها اکثراً کوچک است, اما بعضی از آنها بزرگ و تقریباً مربع شکل است. این گلیم ها اکثراً دارای بافت هایی چاک دار است, اما اضافه کردن پودهای ضمیمه و پودهای منحنی از مشخصاتی است که معمولاً در دیگر گلیم های کرد یافت نمی شود.

رنگ ها غالباً آبی, قرمز و سفید است و گاهی از رشته های فلز نیز در آنها استفاده شده است. تارها معمولاً نخی است و تارهای پشمی به ندرت در آنها به کار می رود. پودها غالباً از رشته های بلند پشمین, فلزی, ابریشمی و اخیراً پلی کروم ابریشمین درست می شود. ریشه ها را که امکان صدمه دیدن آنها بسیار زیاد است, به شکل دسته تارهای گره دار می بندند و اگر به اندازه کافی بلند باشد, مجدداً گره خورده و به شکل توری و شبکه درمی آورند.
گلیم های سنه به خاطر ظرافت و زیبایی خود شهرت خاصی دارد. در ده ساله اخیر, با این که از ظرافت سابق آن کاسته شده, اما هنوز دارای کیفیتی مطلوب است. بعضی از گلیم های سنه در گذشته توسط خانم ها به صورت دیوار آویز یا پوشش مخصوص در حمام به کار می رفته است. گلیم های سنه, گلیم های بسیار نفیس است که ارزش واقعی آنها توسط کلکسیونرها در مزایده های دهه 1950 و 1960 م شناخته شده است.

گلیم های بیجار :

بیجار که یکی از شهرهای تجاری حاشیه ای کردستان است, دارای گلیم مخصوص به خود است. بعضی از این گلیم ها نسخه های ساده گلیم های سنه با پشم زبر و رنگهای تند است و بعضی دیگر دارای بافت های چاک دار پشمین و تارهای نخی است. گلیم های بیجار معمولاً طویل و باریک است و در آن از ترنج های رنگین مثلثی و یا لوزی شکل استفاده می شود. بیشتر گلیم های منطقه دارای دو حاشیه بوده و از دیگر ویژگی های بعضی از گلیم ها, بافت انسان و حیوان در متن یا حاشیه های آنها است. طرح حیوانات نیز در متن این گلیم ها, اهمیت گله های گوسفندان و بزها را نشان می دهد. که به عنوان ثروت قابل حمل به آن تکیه می کنند. البته حیوانات دو سر از ویژگی کارهای تزئینی کردها, من جمله در کیف ها است.

گلیم شاهسون بیجار:

شاهسون های بیجار در قرن هجدهم از دشت مغان مهاجرت کرده و در روستاهای مابین زنجان و قزوین در نزدیکی بیجار و شمال همدان مستقر شدند. اهالی این منطقه ترک زبان هستند و استقلال خود را کاملاً حفظ کرده اند. بسیاری از نگاره هایی که در گلیم های شاهسون بیجار به چشم می خورد, از مناطق دیگر آمده است. با آن که بسیاری از گلیم ها با طرح های پود رو و پودهای چرخان تزئین می شود, اما در عین حال اسلوب بافت چاک دار همراه با پشم و نخ نیز در آنها به کار می رود.

منبت کاری:

منبت کاری چوب در کردستان از قدیم رواج داشته و درهای چوبی در کردستان و برخی از روستاهای آن که به جای مانده متعلق به دوران صفوی بوده که دارای کنده کاریهای دقیق و به صورت گل و کتیبه های گوناگون است. منبت کاریهایی که بر در امامزاده ها و مشایخ انجام شده بسیار باارزش است و امروز هم منبت کاران کرد در کردستان به کار خود ادامه می دهند و منبت کاری رواج کامل دارد. اکنون در سنندج معروفترین و زبردست ترین منبت کاران در کارگاههای خود مشغول به کارند همراه با سبک های جدید, که در آن ابداع و ابتکار خود را محفوظ داشته اند.

نازک کاری چوب:

ساخت فرآورده های چوبی و نازک کاری در سنندج سابقه طولانی دارد و محصولات چوبی این شهر از قدیم الایام خواستاران فراوانی داشته, بویژه تخته شطرنج های سنندج از مرغوبیت خاصی برخوردار است و در کارگاههای نازک کاری علاوه بر تهیه تخته شطرنج محصول های دیگری از قبیل قوطی سیگار و شیرینی خوری و کیف زنانه و جعبه و لوازم آرایش و سینی و بشقاب و غیره تولید می شود و امروز کارگاههای خراطی کردستان بیشتر به تهیه قلیان و پیپ چپق و عصا و چوب دستی و چوب سیگاری می پردازند.

دستبافی:

یکی دیگر از صنایع دستباف کردستان موج بافی است. کردها از موج برای نگهداری رختخواب و وسائل اضافی بهره برداری می کنند و در ضمن به عنوان پشتی هم از آن استفاده می نمایند و زیبایی خاصی به محل زندگی می دهد. تهیه موج که مانند پارچه نازک و لطیف است در اغلب شهرها منجمله سنندج, سقز, بانه و مریوان رواج دارد.

شالیبافی:

شال یک نوع پارچه است که برای تهیه لباس کردی مورد استفاده واقع می شود. دستبافان شال این مناطق با استفاده از پشم بز که در اصطلاح محلی به آن مرز گویند شال را تولید می کنند.

سایر صنایع دستی رایج در استان کردستان را نمدمالی, پولک دوزی و حصیربافی تشکیل می دهد.


بناهای یادبود تاریخی:


1-غار تاریخی کارفتو ، دیواندره و سقز
2-عمارت مشیر ، سنندج
3-قلعه قمچوقای ، بیجار
4-حمام غسلان ، قروه
5-بازار سنندج ، سنندج
6-ساختمان وکیل الملک ، سنندج


بناهای یادبود مذهبی :

1-مسجد جامع سنندج ، سنندج


جاذبه های طبیعی :
1-دریاچه زریور ، مریوان


فرهنگ و هنر:
1-صنایع دستی
2-روستای اورامانات ، مریوان
3-موزه سنندج ، سنندج

daneshnameh.roshd.ir

کل استانهای ایران در ایران شف...
  • 22 آذر 1388
  • نویسنده: SuperUser Account
  • تعداد نمایش ها: 4005
  • نظرات: 0
کلمات کلیدی:
رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه
چاپ

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر