جستجو

آموزش میزبانی ، تشریفات و مدیریت رستوران

آموزش میزبانی ، تشریفات و مدیریت رستوران

دوره های تخصصی رشته های هتلداری, رستوران, آشپزی, کافی شاپ

w.jpg


هر کدام از ما انسان‌ها در مرحله‌ای از زندگی به انتخاب شغل می‌رسیم که به عقیده بسیاری از کارشناسان یکی از انتخاب‌های مهم و سرنوشت‌ساز زندگیمان تلقی می‌شود؛ چرا که نحوه صحیح این انتخاب آینده ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما نگاه‌های متفاوتی که جامعه و اطرافیانمان نسبت به هر شغلی دارند در این انتخاب تاثیر مستقیم دارد.

شاید خودمان به شغلی علاقه مند باشیم، اما دیگران آن را فاقد کلاس و شأن اجتماعی می دانند یا صریحا با انتخاب آن شغل مخالفت می کنند.

یکی از این مشاغل پیشخدمتی یا گارسونی است، با این که در همه جای دنیا این شغل پذیرفته شده است.

متاسفانه در کشور ما هنوز به خوبی جانیفتاده است. براستی چه چیزی باعث حاکم شدن این نگاه در ذهن های ما شده است. با دکتر داور شیخاوندی، جامعه شناس درباره نگاه هایی که به شغل پیشخدمتی در رستوران ها وجود دارد به گفت وگو پرداختیم.

چرا نگاه به برخی شغل ها از نظر عموم مردم مطلوب نیست؟

مشاغل، دارای ارزش اجتماعی خاصی هستند که به آن سرمایه اجتماعی هم می گویند، این موضوع به تقسیم کار برمی گردد و در نتیجه سلسله مراتبی که در تقسیم کار است به وجود می آید و شأن و اعتبار خاصی را به خود می گیرد. لغت گارسون از زبان فرانسوی آمده و در آن زبان به معنی پسر است. در فارسی گارسون را پیشخدمت معنا کرده اند. این شغل از فرانسه وارد ایران شد و در زمانی که تازه وارد شده بود برای خودش ارج و قربی داشت. مثل امروز نبود که هر کسی بتواند وارد آن شود، چون گارسون ها یا توزیع کنندگان غذا در سالن های غذاخوری مهارت های خیلی زیادی ندارند و چیزی تولید نمی کنند. در کشورهایی مانند کشور ما وقتی شما چیزی تولید نکنید، ارج و منزلت کمتری دارید. همچنین این شغل از نظر عامه مردم درآمد پایینی دارد؛ بنابراین در میان توده مردم اهمیت چندانی هم ندارد، زیرا مهارت چندانی نیاز ندارد؛ بنابراین شأن چندانی هم برای آن قائل نیستند.

چرا همه تصور می کنند، این شغل مهارت چندانی نیاز ندارد؟

متاسفانه در جامعه ما این طور جاافتاده است، به نظرم این موضوع ناشی از مهاجرت هایی است که از روستاها به شهر شده است. افراد فکر می کنند شغل راحتی است و چون تخصص نمی خواهد کسانی که مهاجرت می کنند و تحصیلات درستی هم ندارند براحتی در آن مشغول به کار می شوند و این کار برایشان نسبت به حمل بار در بازار و جاهای مختلف آسان تر است و آسیب بدنی کمتری هم می بینند. این تصور ناشی از تقسیم کار و سلسله مراتب است که در جوامع وجود دارد. در جامعه ما که در حال گذار از سنتی به مدرن هستیم هنوز انسان ها فی نفسه اعتبار چندانی ندارند؛ مگر این که ثابت کنند سرمایه اجتماعی و اعتبارشان بالاست. این در شهرهای بزرگ بیشتر به چشم می خورد تا شهرهای کوچک.

آیا مردم برای همه کسانی که در این حرفه مشغول هستند، شأن اجتماعی مطلوبی قائل نیستند؟

در این شغل همانند همه مشاغل دیگر سلسله مراتب وجود دارد و افراد بعد از مدتی کار کردن مهارت هایی پیدا می کنند و براساس آن مهارت ها در تقسیم بندی ها جای می گیرند مثلا کسی که شف گارسون یا رئیس گارسون هاست، هیچ وقت غذا را توزیع نمی کند، بلکه روی غذاهایی که از آشپزخانه می آیند یا نحوه چیدمان میز و... نظارت می کند. در نتیجه در این شغل براساس این که افراد در چه رستورانی کار می کنند یا چقدر انعام از مشتری ها می گیرند، سلسله مراتب های خاصی در درونشان حاکم است؛ بنابراین در برخی رستوران ها و هتل های بالای شهر گارسون ها به دلیل مشتریانی که دارند، شأن و اعتبار خاصی هم دارند. البته در آنجا نیز سلسله مراتب حاکم است، اما این افراد در آن رستوران ها احترام بیشتری دارند که به دلیل مشتریان و نحوه برخورد آنها با این افراد است.

چرا نگاه به این افراد در بالای شهر متفاوت است؟

منظورم از بالای شهر یک مصداق کلی است. در هر جایی که نگاه انسانی حاکم باشد نگاه به این افراد هم مطلوب تر است. در ایران و جوامعی نظیر ما اصلا شأن انسانی سلسله مراتب خاصی دارد. در خیلی کشورها افراد به هم نگاه انسانی دارند و همه خود را با هم برابر می دانند و هر کسی مجبور است حرمت دیگری را نگه دارد، ولی در کشور ما این سلسله مراتب هنوز در دوران خانی مانده است و نگاه ارباب ـ رعیتی حاکم است، یعنی به افراد از بالا نگاه می کنیم و در نتیجه برای این افراد یا افرادی از این دست که در بسیاری از سازمان ها کار می کنند، احترام انسانی قائل نیستیم و حقوقشان را مراعات نمی کنیم.

به شأن اجتماعی اشاره کردید. این شأن چیست، کسب کردنی است یا اجتماع به انسان می دهد. چطور بعضی شغل ها به شأن اجتماعی ما می خورد و برخی این گونه نیست؟

شأن اجتماعی اصولا تابعی از موقعیت اجتماعی است. در برخورد با افراد اول باید بگویید شغلتان چیست تا ببینند شأن اجتماعی شما چقدر است. در تقسیم کار یک موقعیت داریم و یک شأن. در آن موقعیت یک صندلی داریم و یک اهمیتی که در اداره ها و دیوانسالاری به آن صندلی می دهند. مهم نیست آن آدم چه کسی باشد. قدرت و موقعیتی که صندلی به فرد می دهد مهم است و او را با قدرت می کند. این در تقسیم کار هم توزیع پیدا کرده و هر کاری برای خودش شأنی دارد و در هر جایی که باشد موقعیتش فرق می کند. شما یک مهماندار در شمال شهر را نمی توانید با مهمانداری که در یک هتل ساده در جنوب شهر یا در یک قهوه خانه کار می کند، مقایسه کنید. موقعیت، منزلت و جایگاه افراد فرق می کند. همان طور که هر کالایی ارزش دارد هر خدمتی هم ارزش دارد و تابعی از قدرت است در نتیجه صندلی های پرقدرت را آدم های پرقدرت ایجاد می کنند. هر کاری برای خودش ارزشی دارد و در هر جایی که باشد ارزش آن فرق می کند. در نتیجه بر حسب جنس، سن، شغل، مهارت و براساس قدرت های معنوی و مادی، شبکه ای از ارزش ها ایجاد می شود که شأن کسی که در آن مقام قرار می گیرد از آن متبلور می شود.

خیلی از ما ایرانی ها حاضریم در کشورهای دیگر گارسون باشیم و برایمان قبحی هم ندارد؛ ولی در کشور خودمان حاضر نیستیم؛ چرا؟

برمی گردد به عکس العمل مردم آن کشورها و نگاهی که به انسان ها دارند. عکس العمل مردم ما منفی است. خیلی اوقات افراد در شهر خودشان هم به این کار مشغول نمی شوند، چون آنها را می شناسند و پچ پچ می کنند که پسر یا دختر فلانی در رستوران کار می کند، اما وقتی شخصی در یک کشور معتبر اروپایی است، بودن در آن کشور برایش شأنی دارد، شأن او به این نیست که گارسونی می کند، شأن او به این است که در فلان کشور اروپایی زندگی می کند. به علاوه شاغلان این شغل در کشورهای دیگر درآمد خوبی دارند، پس درآمد هم برایش شأن اجتماعی می آورد و کسی هم در آنجا این افراد را نمی شناسند. اطرافیان آنها هم اینجا فخر می فروشند که پسرم در فلان کشور، فلان قدر درآمد دارد کسی هم نمی پرسد که چه کاری انجام می دهد. البته گارسونی در خارج جزو مشاغل بد نیست و بیشتر طبقات متوسط به آن کار مشغول می شوند. ایرانی هایی هم که در خارج به این کار می پردازند، عموما وضع مالی خوبی دارند. در جریان تحولات، خیلی از امور ارزش خودشان را از دست می دهند. پول و درآمد تعیین کننده موقعیت هاست. کسی که موقعیت بدی از نظر جامعه داشته باشد، وقتی پول کسب کند، لباسش را عوض کند و به سر و وضعش برسد، مردم به جیب و سر و وضعش به او احترام می گذارند. در عصر پول سالاری خیلی از معیارها از بین می رود و پول تعیین کننده شخصیت، وجاهت، عزت و شرف خیلی از مردم شده است.جام جم

  • 12 شهریور 1392
  • نویسنده: SuperUser Account
  • تعداد نمایش ها: 8500
  • نظرات: 0
رتبه بندی این مطلب:
3.9
چاپ

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر