جستجو

استراتژی بازاریابی برای گردشگری غذایی

استراتژی بازاریابی برای گردشگری غذایی

آکادمی بین المللی ایران شف


پیشینه ی غذا و خوراک:

غذا، نقش اساسی­ ای در طول یک فرآیند دراز مدت داشته و می­توان این فرآیند را حداقل در چهار نقطه­ی محوری و تعیین کننده مطرح نمود.

نقطه­ی آغازین در این فرآیند، تولید غذا است که از ابتدای موجودیت انسان به اشکال بی­شماری همواره بخشی اساسی از فعالیت­های او را تشکیل می­داده است. حاصل این بخش، پدید آمدن مجموعه­ای بسیار متنوع از نظام­های معیشتی و کاری بوده است که می­تواند از جوامع شکارچی و گردآورنده تا جوامع کشاورزی و صنعتی و حتی جوامع اطلاعاتی کنونی را در بر بگیرد.

دومین نقطه­ی اساسی، مرحله­ی انباشت غذاست که در آغاز به دلیل کمبود منابع تولید و یا نبود و ضعف ابزارها و فنون مادی، چندان رایج نبوده است، ولی بعد از پدید آمدن مازاد اقتصادی با پیشرفت فنی انسان­ها و سازمان یافتگی بیشتر و بهتر، خود را به صورت ثروت­های کشاورزی(انبارهای آذوقه) متبلور می­کند که در جوامع کشاورزی، شکل اصلی ثروت به حساب می­آمده است.

سومین نقطه­ی مهم و تعیین­کننده، در مرحله­ی توزیع غذا مشاهده می­شود. از سازمان­یافتگی معیشتی که پس از به دست آوردن موضوع معیشت(جانور شکار شده، خوراکی گردآوری شده، محصولات ساخته شده و..) مطرح می­شود. به این ترتیب باید غذا به انسان­ها داده شود و برای این کار نیاز به وجود کانال و ساز و کارهایی برای تقسیم آن وجود دارد. از این راه است که نظام­های عدالت و بی عدالتی پدید می­آیند و بنابر شیوه­ی انتخاب شده و عملی تقسیم، قشر بندی­های اجتماعی مبتنی بر امتیازهای مادی ظاهر می­گردند.

و سرانجام در چهارمین نقطه­ی این فرآیند، به مصرف می­رسیم. یعنی فرآیندی که در آن غذای توزیع شده می­تواند به هدف نهایی خود یعنی بازتولید مادی انسان­ها از لحاظ بیولوژیک رسیده و نیازهای آن­ها را رفع کند.

حاصل این مرحله نیز طیف گسترده و پیچیده­ای از مناسک، آیین­ها، الگوهای فرهنگی و ساز و کارهای معناشناختی و اسطوره­شناختی در حوزه­ی روزمرگی و ساختارهای فضایی و زمانی است.(فکوهی،۱۳۸۳: ۲۵و۲۴)

تاریخچه­ی مطالعات در غذا و خوراک:

نخستین اشاره­ها به موضوع غذا را می­توان در سفرنامه­های اروپاییان به مشرق زمین دید که طبعا جنبه­ای کاملا بیگانه­گرا دارند و در آن­ها عمدتا بیش از شباهت­ها و ساز و کارهای جهان­شمول، بر پدیده­های متفاوت آن تاکید شده است.

برای نمونه ژان کوپن(۱۹۷۱) که در فاصله­ی زمانی ۱۶۳۸ تا ۱۶۴۶ دو بار به مصر سفر کرد، توصیف جالبی از نانِ تُرک­ها در مقایسه­ی آن با نان فرانسوی­ها در آن زمان ارائه می­دهد. در این توصیف، به مسائلی چون شیوه­ تهیه این نان، شکل آن، میزان پختگی اش، مزه و شیوه­های نگهداری از آن و غیره اشاره شده است. فرد دیگری نیز چون ساواری(۱۷۹۸) که در سال ۱۷۷۷ باز هم به مصر سفر کرده است، به آداب غذا خوردن و رسومی همچون شستن دست­ها پیش از غذا و همین­طور صرف غذا با دست می­پردازد و بر آن تاکید می­کند.

ادبیات جدیدتری را می­توان در اثر فرانتس بواس، انسان­شناس آمریکایی درباره­ی خوراک قوم کواکیوتل در مردم­نگاری کواکیوتل­ها(۱۹۲۱) به دست آورد که در آن به صدها روش تهیه­ی غذاهای مختلف اشاره شده است. آر جون اپادواری نیز با اثر خود با عنوان سیاست خوراک در نزد هندوهای جنوب آسیا(۱۹۸۱) قدمی اساسی برای درک فرهنگ از خلال خوراک برداشته است.

اما بیش از هر اندیشمند دیگری باید به سهم عظیم کلود لوی استروس اشاره کرد که با کتاب خود به نام انسان­شناسی ساختاری(۱۹۸۵) درباره­ی منشاء و شیوه­های سفره، بحث محوری خود را مبتنی بر اینکه غذا یک عامل بینابینی و هم سازکننده­ میان فرهنگ و طبیعت است، اعلام کرد. (فکوهی،۱۳۸۳ :۲۷و۲۶)

در منابع فارسی و ایرانی نیز می­توان از آثار متقدمی سخن گفت که از غذاها و خوراک­های گوناگون حکایت می­کنند. رساله­ی(خسرو و ریدک)نمونه­ای از متون کهن است که دانش فرهنگی و قومی ایرانیان کهن را در زمینه­ی غذا آشکار می­نماید و بعدها آثاری چون کتاب(بواسحاق اطمع) نیز نمونه­ای از ثبت و ضبط غذاها را در دوره­ی خویش نشان می­دهند.

در آثار نو و معاصر، گذشته از آثار عمومی­ای چون کتاب رزا منتظمی و کتاب­هایی که پختن غذا را به مردم می­آموزند، می­توان از کتاب «مستطاب آشپزی» به عنوان نخستین کتابی یاد کرد که از دریچه­ی پژوهش، به شکلی دقیق و کاربردی به غذا نگاه می­کند. با این حال ادبیات مردم­شناختی ایران در زمینه­ی بررسی موضوع خوراک، چندان گسترده نیست و این در حالی است که نماد پردازی خوراک و فرهنگ چه در حوزه­ی آیین­ها و متون اساطیری ایران و چه در سطح مفاهیم و جلوه­های مدرنی چون هویت ملی، محلی و جهانی اهمیت فراوان دارد.(حسن زاده،۱۳۸۳: ۱۶)

 

آشپزی:

از نظر پزشکان و متخصصان علم تغذیه، تغذیه تنها به جسم افراد مربوط نمی­شود، بلکه سازنده­ی روحیه و خصایص یک ملت نیز هست. برجسته­ترین توفیق انسان در پیشبرد امر تغذیه، متعلق به اکتشافاتش و همزمان با روزی است که پختن مواد خوراکی آغاز شد و از آن زمان بود که در چگونگی امر تغذیه، تحولی عمیق پدیدار شد و به تدریج آشپزی کردن تاریخ خود را آغاز کرد.(منتظمی،۱۳۸۲: ۸۳-۶۵)

آشپزی یک هنر ظریف، به معنای شیوه­ی پخت و پز است که فرانسویان آن را آشپزی عالی می­نامند و در بیشتر جوامع، در دربار پادشاهان و خانه­های اشراف پرورانده شده و بعد از آن در لایه­های پایین­تر جامعه گسترش یافته است.(دریابندری،۱۳۸۷: ۶۹)

در نگاه اول به خورد و خوراک مردم دنیا، چنین به نظر می­آید که در جهان به شمار کشورها و یا حتی شهرها، شیوه­های آشپزی وجود دارد، اما اگر این شیوه­ها را از روی شباهت­ها و تفاوت­هایشان دسته­بندی کنیم، در نهایت به سه شیوه­ی آشپزی متمایز خواهیم رسید.

این سه شیوه که آن­ها را «مکتب­های مادر» می­نامیم عبارتند از: آشپزی ایرانی، آشپزی چینی و آشپزی رومی.(دریابندری،۱۳۸۷: ۶۵) در تقسیم­بندی هنر آشپزی به این سه مکتب، طبعا بعضی شیوه­های آشپزی مستقل از این مکاتب، به حساب نیامده­اند. این شیوه­ها از نوعی هستند که در محیط خاصی محدود مانده­اند، مانند آشپزی مردم تبت و یا اینکه به اقوام بدوی تعلق دارند و مشکل بتوان از آن­ها به عنوان مکتب آشپزی نام برد مانند آشپزی قبایل بومی استرالیا.(دریابندری،۱۳۸۷: ۶۸)

آشپزی ایرانی:

آشپزی ایرانی به عنوان یکی از وجوه مهم فرهنگ خاورمیانه، در واقع مکتب مادری است که دو شاخه­ی مهم آشپزی جهان امروز، یعنی آشپزی هندی از یک طرف و آشپزی ترکی و عربی از طرف دیگر، از بدنه­ی اصلی آن روئیده­اند.(دریابندری،۱۳۸۷: ۶۷)

نکته­ای که با یک نگاه کلی به آشپزی ایرانی روشن می­شود، این است که هرکدام از غذاهای اصلی ایرانی الگویی است که به واسطه­ی قرن­ها تجربه به دست آمده است.

 

خدمات پذیرایی:

پیشینه­ی خدمات پذیرایی:

سابقه­ی تامین غذای مسافران تاریخچه­ای طولانی دارد و سابقه­ی آن به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می­رسد، که در آن زمان مراکزی برای عرضه­ی غذا و نوشابه به وجود آمد که در هنگام حکومت پادشاهان روم، یونان و روم شرقی رونقی فراوان داشتند.در قرن شانزدهم گونه­های مختلفی از کلبه و قهوه­خانه در انگلستان به وجود آمد که در زمان­های معین، غذاهایی را ارائه می­کردند. در سال­های آخر قرن هجده، واژه­ی رستوران برای نخستین بار در فرانسه به کار برده شد، ولی اولین غذاخوری به مفهوم امروزی آن در ایالات متحده­ی آمریکا در دلمانیکو در سال ۱۸۳۴ میلادی گشایش یافت که غذا و نوشابه را به شیوه­ی انگلیسی­ها به مشتریان ارائه می­کرد.(زمانی فراهانی،۱۳۷۹: ۱۸۵)

در ایران نیز در کنار اقدامات اقامتی، تسهیلاتی جهت پذیرایی مسافران، در نظر گرفته شده بود که سابقه­ی آن به قبل از هخامنشیان برمی­گردد. در زمان هخامنشیان نسبت به ایجاد ایستگاه­های شاهی در مسیرهای ارتباطی که در آن از مسافران نیز پذیرایی می­شد، اقدام شده بود.در زمان سلوکیان نیز در فواصل معین در مسیر راه­ها، آب­انبارها و کاروانسراهایی برای استفاده از مسافران بنا شده بود که این روند در دوران اشکانیان و ساسانیان نیز ادامه داشت. در شروع دوران اسلامی در ایران، احداث بناهایی مربوط به مسافران، جهانگردان و برقراری موقوفات، جهت پذیرایی از آنان کاملا رواج داشت. در زمان صفویه در کنار کاروانسراها برای تامین آب آشامیدنی مسافران، خصوصا در نواحی کویری و نقاط کم آب، آب­انبارهایی بزرگ به همراه بادگیر، بنا گردیده بود تا آبی خنک در دسترس مسافران قرار گیرد و مسافران می­توانستند آذوقه­ی مورد نیاز خود را نیز به قیمت خوب از کاروانسرا و یا روستاهای اطراف تهیه کنند.

شاردن در سفرنامه­ی خود از وضعیت خوراک مردم آن زمان چنین نقل می­کند:

“ایرانیان دو نوبت غذا می­خورند که نخستین آن میوه جات، لبنیات، تنقلات و شیرینی است.آنان در سراسر سال خربزه و هشت ماه از سال، انگور دارند. پنیر، ماست، خامه و مرباجات ، مدام بر سر سفره­ی ایشان است. ترکیب ناهار ایرانیان که در فاصله­ی ساعت ده تا دوازده صرف می­شود، معمولا چنین است. شام نیز عبارت است از شوربایی(آبگوشتی) که با میوه­جات و سبزیجات تهیه می­گردد و کباب که در تنور یا بخاری و یا با سیخ پخته می­شود، تخم مرغ، تره، سبزی و پلو که که مطبوع­ترین غذای ایرانیان است و بالاخره نان روزانه.”

در زمان صفویه تمامی افراد در منازل خود مطبخ نداشتند و به آشپزخانه­ی عمومی می­رفتند و در آنجا پلو و یا هرچه که می­خواستند، برای شام خود خریداری می­کردند که در تمام شهرها خصوصا اصفهان، تعداد زیادی از این نوع آشپزخانه­ها وجود داشته که هر یک فقط یک نوع غذا را ارائه و به فروش می­رساندند. این مطبخ­های عمومی به شکل دکان بوده است و قسمت داخلی با پرده­ای جدا شده و مشتریان با یکی دو تخت و یا نیمکتی که با قالی پوشانیده شده بود، غذای خود را صرف می­کردند. قهوه­خانه­ها هم در دوران صفویه بسیار مهم و مجلل بودند و عموما مرکز اجتماع و محل تفریح مردم بوده اند.

در عهد امیر کبیر توجه بیشتری به مهمان­خانه­ها و آب­انبارها و چایخانه­ها، معطوف می­گردد و همانند ادوار گذشته، برای رفاه و آسایش مسافران در کنار جاده­های کاروان‌رو و شوسه، متناسب با نیاز زمان و منطقه، اماکن اقامتی و پذیرایی متعددی احداث شده بود. در اوایل قرن بیستم نیزدر کشور، با وجود اینکه توجه چندانی به امر تاسیسات اقامتی و پذیرایی وجود نداشت، ولی در همان معدود مهمانخانه­ها نسبت به ارائه­ی خوراک به مسافرین اقداماتی انجام گرفته بود.

در سال ۱۳۰۶ شمسی یک مهاجر روسی به نام خاچیک مادیکیانس، کافه نادری را در خیابان نادری (جمهوری فعلی) دایر کرد و چندی بعد در جوار کافه نادری مهمانخانه­ای به همان نام، احداث کرد که برای نخستین بار در تهران در رستوران این هتل بود که غذاهای فرنگی به ایرانیان عرضه می­شد.

در سال ۱۳۰۷ برای اولین بار مقررات و ضوابطی برای تاسیس کافه و رستوران از سوی شهرداری تهران وضع شد. در اسفند ۱۳۱۴ نیز آئین نامه­ی نرخ فروش اغذیه و نوشیدنی­ها در رستوران ها از طرف شهرداری تهران، تدوین و ابلاغ شد و پس از این دوران بود که ایجاد واحدهای پذیرایی در شهرهای بزرگ و اقصی نقاط کشور افزایش یافت.(همان: ۱۹۰-۱۸۵)

عوامل خدمات مسافرتی و گردشگری:

انجام هرگونه سفر و استفاده از خدمات مسافرتی و گردشگری در گرو استفاده از عواملی است که با بهره­گیری از آن می­توان مطلوبیت بیشتری را برای مسافر یا بازدید کننده فراهم نمود.

این عوامل عبارتند از: اقامتگاه/واحد اقامتی، جاذبه­ها، حمل و نقل و خدمات پشتیبانی که شامل آن دسته از خدماتی هستند که جهت تکمیل برنامه­ی سفر بازدید کننده و تامین نیازهای او ارائه می­گردند و به دو بخش خدمات پشتیبانی عمومی و خدمات پشتیبانی خصوصی تقسیم می­شوند.

الف) خدمات پشتیبانی عمومی:
آن دسته از فعالیت­هایی هستند که توسط دستگاه­های عمومی یا دولتی و در جهت تامین و تکمیل نیازهای بازدید کنندگان ارائه می­گردند و عبارتند از: دسترسی به وسایل حمل و نقل عمومی، جاذبه­ های محلی، پارکینگ، آب و فاضلاب و..

ب) خدمات پشتیبانی خصوصی:
آن دسته از فعالیت­هایی هستند که توسط بخش­های خصوصی و در جهت تامین و تکمیل نیازهای بازدیدکنندگان ارائه می­شوند و عبارتند از: خدمات اقامتی، خدمات رستورانی، خدمات خرده فروشی، تدارک نیروی کار و..(کتابچی،۱۳۸۳: ۲۵و۲۴)

امروزه صنعت هتل­داری و صنعت تامین غذا و نوشابه(که گاهی آن را صنعت تدارک غذا می­نامند) شامل مجموعه­ی تشکیلات و تسهیلاتی می­شوند که یکی از بخش­های بسیار پویای صنعت گردشگری محسوب می­شوند. گردشگر به هر کجا برود نیاز به محلی برای خواب، استراحت و غذا دارد.

با رونق صنعت گردشگری، صنعت تهیه­ی غذا و تامین نوشابه نیز گسترش یافته است. اگرچه هتل­ها و استراحتگاه­ها، اغلب تسهیلات مربوط به تامین غذا و نوشابه را برای گردشگران به عهده دارند ولی رستورانها(سالن­های غذا خوری) و سایر مکان­هایی که چنین خدماتی را ارائه می­دهند، هنوز مورد توجه گردشگران هستند. غذا در محل­ها و مکان­های مختلفی مانند پایانه­های حمل و نقل، فرودگاه­ها، داخل راه­آهن و سایر مکان­های تفریحی عرضه می­شود و صنعت تامین غذا و نوشابه، همانند صنعت هتل­داری به صورت حلقه­ای از زنجیره­ی سیستم اقتصادی گردشگری، در سراسر جهان در آمده و موجب رشد روز­افزون و گسترش صنعت گردشگری گردیده است.

نقش غذا و رستوران در صنعت گردشگری:

غذا خوردن یکی از اساسی­ترین نیازهای انسان از دوران بشر اولیه تا انسان معاصر بوده است و این نیاز در هنگام سفر کردن نیز بسیار حائز اهمیت است. یکی از عناصر بسیار مهم و لاینفک در هر برنامه­ی سفری، غذاست که خود می­تواند به عنوان یک جاذبه­ی خاص گردشگری مطرح شود.

دیدگاه­های گوناگونی در زمینه­ی غذا خوردن در سفر وجود دارد. زمانی فرد، تنها از جنبه­ی برطرف کردن نیازهای اساسی به این مقوله می­نگرد که این ساده­ترین انگیزه­ی غذا خوردن است و می­توان از راه­های مختلفی نیز، آن را بر آورده ساخت. اما می­توان دیدگاه دیگری نیز به این موضوع داشت. اگر غذا را به عنوان یکی از نشانه­های فرهنگی منطقه­ای که به آن سفر کرده­ایم ببینیم، آنگاه نوع برخورد ما به این مقوله، متفاوت خواهد بود و شناخت و اطلاعات کافی می­تواند ما را به نتیجه­ی بهتری برساند. این شناخت جدا از اینکه به غذا خوردن شکلی فرامادی می­بخشد، فرد را در کسب اطمینان به چیزی که می­خورد نیز، کمک می­کند.

اهمیت بخش غذا و نوشابه از این روست که از مجموع تمام هزینه­هایی که یک گردشگر می­پردازد، پولی که صرف غذا و نوشابه می­شود، بین ۱۸ تا ۲۰ درصد کل هزینه­ی سفر او را تشکیل می­دهد. (البته در صنعت گردشگری نمی­توان به راحتی درصد فروشی که از محل غذا و نوشابه به دست می­آید را تعیین کرد، زیرا درآمد حاصل از غذا و نوشابه به مسافر و ساکنان محلی بستگی دارد.

ولی در هر صورت غذا و نوشابه بخش بزرگی از هزینه­های یک گردشگر را شامل می­شود. و می­توان گفت، یکی از عناصر مهم و لاینفک در هر برنامه­ی سفر، غذاست که خود می­تواند به عنوان یک جاذبه­ی خاص گردشگری مطرح شود و با توجه به این، رستوران­های هتل­ها و غذاخوری­های خارج از هتل می­توانند به یکی از منابع جذب گردشگر و کسب سود تبدیل شوند.

علاوه بر این بسیاری از گردشگران به دلیل تجربه­ی صرف غذاهای مختلف و به خصوص غذاهای بومی و محلی اقدام به سفر می­کنند و اگر تنها به این علت نباشد سعی می­کنند، در سفرهای داخلی و خارجی خود، حتما از غذاهای محلی آن شهر یا کشور استفاده کنند.

گونه­ های گردشگری:

به جهت وجود عوامل مختلف،گونه­شناسی­های مختلفی از گردشگری وجود دارد. کیفیت این گونه­ها ممکن است از فرهنگ و کشوری به فرهنگ و کشور دیگر فرق کند. در کتاب گردشگری(ماهیت و مفاهیم) انواع گردشگری از نظر مکانی و خصوصی تقسیم بندی شده است.

در تقسیم بندی گونه­ های گردشگری از نظر موضوع، ۱۹ مورد اشاره شده است که عبارتند از:

گردشگری دریایی، گردشگری برف، گردشگری فرهنگی، گردشگری اجتماعی، گردشگری علمی و آموزشی، گردشگری درمانی، گردشگری در طبیعت، اکوتوریسم، گردشگری ورزشی، گردشگری و چشم­اندازهای کشاورزی و عشایری، گردشگری شکار و صید، گردشگری تجارت، گردشگری آثار جنگ، گردشگری زیارت اهل قبور، گردشگری از گتوها، گردشگر ی فضاهای صنعتی- معدنی، گردشگری تبهکاری و گردشگری مجازی.

در تقسیم­ بندی ارائه شده،گردشگری فرهنگی و هنری(گردشگری میراث)به شش بخش متفاوت تقسیم شده است که عبارتند از:

۱- آثار باستانی

۲- آثار تاریخی

۳- آثار فرهنگی(موزه ها، گالری­ها،کنسرت­ها، تئاتر، جشنواره­های فیلم سینمایی، فستیوال­ها، سالن­های مد)

۴- آثار فرهنگی سنتی، مردم شناسی، لباس شناسی، غذای محلی، پایکوبی و مراسم ملی و محلی

۵- گردشگری غذایی(گاسترونومی)

۶- گردشگری دینی

 

گردشگری غذایی (gastronomy)

اصطلاحات و واژگان متعددی برای توصیف اتصال بین گردشگری و غذا مورد استفاده قرار گرفته است،از جمله:Gastronomic tourism, cuisine tourism, Culinary tourism

بر اساس تعریف هر کدام از آنها Cuisine ، متمرکز بر نحوه­ی آماده­سازی و پخت غذا می­باشد. در حالی که Gastronomic ، متمرکز بر مصرف غذا و نوشیدنی در شرایط عمومی­تر است. به عبارت دیگر، «گاسترونومی»، علم ارتباط بین غذا و فرهنگ است.

عبارت گردشگری غذایی در سال ۱۹۹۸ ابداع شد و منشا آن سفرهای بین­المللی افرادی بود که با هدف تجربه نمودن آشپزی و غذاهای متفاوت، به سفر می­رفتند. این انگیزه در مسافرانی ایجاد می­شد که به دنبال دریافت غذاها و آشپزی­های یک مقصد خاص، به آنجا سفر می­کردند و همانطور Smith اشاره کرده است، گردشگری غذایی ممکن است به عنوان:”سفر در هنگامی که محصولات غذایی (از کشاورزی تا مدارس آشپزی) محرک و انگیزه­ ما هستند.” تعریف می­شود.

لذا گردشگری غذایی، یکی از اشکال گردشگری فرهنگی است و می­تواند به جاذبه خوبی جهت بازدید گردشگران تبدیل شود و تجربه­ی فرهنگی خوبی از جامعه­ی میزبان در اختیار گردشگران قرار دهد.

علاقه و توجه به گاسترونومی یعنی« علم ارتباط بین غذا و فرهنگ» یا «ارتباط فرهنگ با معده» در شناخت روحیات یک ملت مهم است. و غذا در هر کشور می­تواند به عنوان یک نماد فرهنگی با پیشینه­ی تاریخی موجب مباهات و جذب سایر فرهنگ­ها باشد و اهمیت خود را باز یابد.

استراتژی بازاریابی برای گردشگری غذایی:

سازمان­های گردشگری بسیاری موجودند که به تبلیغ گردشگری غذایی می­پردازند و از آن جمله می­توان به کمیسیون گردشگری استرالیا، کمیسیون گردشگری کانادا، هیئت گردشگری هنگ کنگ اشاره کرد.

استراتژی­های بازاریابی این مقاصد بومی، موضوع سیاست­های ملی گردشگری هستند. ابزاری همچون کتابچه­ ها، مجله­ ها، تلویزیون، اینترنت و.. برای تبلیغ غذا جالب هستند. با این حال اهداف کاربردی هر استراتژی بازاریابی گردشگری غذایی، بر اساس غذای محلی و فرهنگ ارائه­ی آن، منبعی مهم برای رونق گردشگری محسوب می­شود.

برای مثال در چند دهه ی اخیر، رشد اینترنت سبب شده که به رسانه­ی تبلیغاتی بسیار کارآیی تبدیل شود که به صورت بالقوه حمایت بسیاری از توسعه­ی گردشگری دارد. و جست و جوی گردشگران غذایی، برای توسعه و تولید، مبتنی بر رضایت مشتریان مختلف است.

بر اساس نظریه­ بازاریابی اینترنتی، مشتریان، بر اساس تاکید آنها بر غذا در هنگام انتخاب مقصد، به چهار گروه تقسیم می­شوند. در نوع اول، غذا نقش مهمی در تجربه­ی گردشگران ایفا می­کند و گردشگران، فعالانه به دنبال اطلاعات درباره­ی غذاهای محلی، آشپزی و کیفیت بالای آن هستند. در نوع دوم، در عین حال که غذا مهم است اما گردشگران به طور خاص، به دنبال اطلاعات مربوط به آن نیستند. گردشگر در نوع سوم، غذا را به عنوان یک عامل اصلی و مهم در سفر خود نمی­داند اما ممکن است به فعالیت­های مرتبط با غذا متصل شود. و در نوع چهارم، گردشگران به آشپزی و غذا علاقه­مند نیستند، حتی هنگامی که در معرض اطلاعات بازاریابی درباره­ی کیفیت بالای غذا قرار بگیرند.

نکته­ ی کلیدی در زمینه­ ی گردشگران نوع اول و نوع دوم و اطلاع­ رسانی درباره­ ی محصولات غذایی مناطق است. زیرا ممکن است علایق آنها را هرچه بیشتر برانگیزاند .

نقش غذاهای ایرانی در جذب گردشگر:

غذا در هر کشوری باید با عنوان یک نماد فرهنگی با پیشینه­ی تاریخی، موجب مباهات و جذب سایر فرهنگ­ها باشد و اهمیت خود را بازیابد. خوراک در جای خود نشان دهنده­ی تفاوت­های فرهنگی و همین­طور تقویت کننده­ی آنهاست. هر چند ممکن است مقوله­ی غذا برای اغلب مردم ایران پیش پا افتاده به نظر برسد، اما چگونگی و ماهیت فرهنگی آن بیانگر تفاوت­های بسیاری از سفره­ای تا سفره­ی دیگر است و این تفاوت­ها ناشی از مواد غذایی، ذائقه­ها و فرهنگ­های گوناگون در تغذیه است.

آشپزی ایرانی، مادر آشپزی هندی، ترکی و عربی به شمار می­آید ولی در حال حاضر برخی از غذاهای هندی، ترکی و عربی بسیار پرمصرف­تر از غذاهای ایرانی در سطح دنیا به شمار می­آید. همان­طور که پیش تر آمد مکتب­های مادر آشپزی جهانی، چینی، رومی و ایرانی است و تمامی غذاهای کشورهای جهان از این سه مکتب اصلی سرچشمه گرفته است. در حال حاضر آشپزی چینی توانسته است نقش و موقعیت خود را به طور کامل حفظ کند. ارائه­ی چندین نوع غذا با رعایت سلسله مراتب در یک وعده غذایی، طبخ سریع و آسان و اهمیت به سلامت غذا و مواد غذایی، ظروف غذا، تنوع و فراوانی در طبخ و ارائه­ی غذاها از عوامل تاثیرگذار در گسترش آشپزی چینی است. آشپزی چینی به جز تاثیر بسیار در آشپزی کشورهایی نظیر تایلند، مالزی، سنگاپور و … توانسته سایه­ی تسلط خود را بر تمام جهان بگستراند و می­توانیم رد پای رستوران­های چینی را در تمامی کشورهای جهان ببینیم.(سایت ایران شف،۱۳۸۷)

در این میان متاسفانه، آشپزی ایرانی حتی در داخل کشور نیز نتوانسته رشد و توسعه­ ی لازم را داشته باشد.

کشور ایران با داشتن مناطق و فرهنگ­های گوناگون که هر کدام در جای خود انواع پیش غذا، آش، مکمل غذا، غذای اصلی، دسر و شیرینی را دارد، دارای تنوع بسیاری است به طوری­ که در حدود ۲۲۰۰ نوع غذا و ۱۰۹ نوع نوشیدنی و انواع شیرینی و نان در سطح ایران شناسایی شده است.(سایت ایران شف،۱۳۸۷)

این در حالی است که در رستوران­های ایران، فقط چند نوع کباب و برنج عرضه می­شود و این فهرست غذایی در تمامی رستوران­ها در سطح کشور با اندکی تفاوت در بعد کیفی و کمی ثابت است. حتی در رستوران­های سنتی در کنار این نوع غذاها، فقط آبگوشت و یا حلیم بادمجان به عنوان نماد غذاهای سنتی ایران معرفی و عرضه می­شود.

البته برای معرفی این تنوع، تلاش­هایی هم صورت گرفته از جمله اینکه جشنواره­های غذا با اهدافی نظیر بهبود شرایط غذایی ایران برگزار می­شود. ولی در نهایت به ارائه­ی انواع تنقلات، کالباس، سوسیس و…. می­پردازد.

  • 1 اردیبهشت 1393
  • نویسنده: SuperUser Account
  • تعداد نمایش ها: 884
  • نظرات: 0
چاپ

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر