جستجو

تاريخ شكل گيري رستوران و غذا خوردن در بيرون از خانه

تاريخ شكل گيري رستوران و غذا خوردن در بيرون از خانه

فرهاد زعفری هشجین مولف و مدرس دانشگاه

اين پديده تاريخچه‌اي دارد كه با فرايندهاي مدرن شدن و شهر نشيني مرتبط است. در حالي كه در دوره پيشا مدرن محل كار و زندگي، خانه بوده است، در دوره مدرنيته خانه ديگر محل كار نيست. در مقابل خروج كار از خانه و انتقال آن به بيرون در دوران مدرن، برخي پديده‌ها همچون حمام كه قبلا بيرون از خانه بوده اند، حال به داخل خانه منتقل شده‌اند.

بدين ترتيب خانه نيز برخي از كاركردهايش را ازدست داده و برخي كاركردهاي جديد يافته است. از آن ميان مي‌توان به تربيت فرزند اشاره كرد و اينكه امروزه كودكان از لحظه تولد بيشتر وقتشان در مهد كودك و پيش دبستاني و مدرسه مي‌گذرد تا زماني كه وارد دانشگاه و محيط كار مي‌شوند. در حالي كه در گذشته فرزندان در خانه پدري زاده مي‌شدند، بزرگ مي‌شدند و اغلب هم تا پايان عمر - حتي پس از تشكيل خانواده - در همان خانه پدري مي‌ماندند.

از ديگر كاركردهاي خانه كه در حال تضعيف است، مسئله آشپزي و غذا خوردن است كه درحال انتقال به خارج از خانه مي‌باشد. در حالي كه در گذشته خانه به مثابه مكاني براي برآورده كردن نيازهاي اوليه و تهيه غذا بوده است، امروزه شاهد انتقال پديده آشپزي و صرف غذا در بيرون از خانه هستيم كه اين امر خصوصا در كشورهاي صنعتي به خوبي مشاهده مي‌شود. گرچه به نظر نمي‌رسد تضعيف پديده آشپزي در خانه در فرايند مدرنيته به طور كلي حذف شود، اما نمي‌توان احتمال آن را نداد كه در آينده، آشپزي در خانه به همان اندازه كه امروزه حمام رفتن در بيرون خانه عجيب است، ناياب و استثنايي شود. در واقع اين تحولات كه در خانه به وجود آمده است، ناشي از تحولات ساختاري و تغييرات اجتماعي، سياسي و فرهنگي در خانواده است. از اين رو شاهد تغيير مكان اوقات فراغتي هستيم كه با پديده غذا خوردن مرتبط است؛ كه شامل انواع شب نشينيها، مهمانيها، جشنها و آيينهاي عمدتا خانگي مي‌شود كه اساسشان بر آشپزي و تهيه غذا بوده است، و امروزه عمدتا به بيرون از خانه منتقل شده اند. حتي در جشن نوروز كه مهمترين آيين سنتي خانگي ايرانيان است، هر ساله شاهد افزايش مسافرتهاي نوروزي هستيم كه براي مثال در سال گذشته بيش از 6 ميليون نفر تعطيلات نوروز را در سفر گذرانده اند.

رشد فرديت از ديگر اتفاقات مهم در سير تحولات اجتماعي و مدرنيته است كه باعث مي‌شود، افراد سليقه فردي خود را ترجيح دهند و بنا به ميل خود رفتار كنند. بدين ترتيب در رابطه با صرف غذا و سليقه‌هاي غذايي هم، فرد رستوران رفتن و انتخاب غذاي مورد علاقه خويش را در آنجا ترجيح مي‌دهد. در خانه معمولا سليقه‌هاي فردي اعمال نمي‌شود و طبخ غذا به توان آشپز، مواد غذايي موجود و آنچه اكثريت مي‌خواهند، بستگي دارد. اما در رستوران فرد مي‌تواند با توجه به سليقه فردي خود غذايي انتخاب كند. رستوران الگوي تغذيه براساس فرديت و ارزشهاي فردگرايانه در مقابل الگوي تغذيه در خانه براساس سنت است. بدين ترتيب چنين تحولاتي در عرصه‌هاي فردي و اجتماعي زمينه ساز تبديل رستوران به مثابه محلي براي گذران اوقات فراغت شده اند.



اوقات فراغت به عنوان يك عامل فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي اوقاتي است كه كار محسوب نمي‌شود، و در واقع آن بخش از زمان فرد است كه براي تحقق خويشتن و شكوفايي استعدادها و پاسخ دادن به نيازهاي ثانويه استفاده مي‌شود. اوقاتي كه ما محكوم و مجبور به انجام كاري نيستيم، براي كسب درامد نمي‌گذرد. زماني كه صرفا براي پرداختن به خود و كسب لذت مي‌گذرد. در واقع با گذشت زمان، شاهد تغيير عواملي هستيم كه اوقات فراغت بيشتري را براي فرد ايجاد مي‌كند. عواملي همچون افزايش درامدها، رشد طبقه متوسط، رشد تكنولوژي و تحولات اقتصادي و اجتماعي كه ساعتهاي بيشتري را در تعطيلات آخر هفته، تعطيلات رسمي و ساعات بعد از كار به عنوان اوقات فراغت در اختيار افراد قرار مي‌دهد، همگي مسئله اوقات فراغت و پرداختن به آن را مهم و پررنگ مي‌كند، و به دنبال آن بسياري از كنشهاي ما تحت تاثير اين اوقات فراغت قرار مي‌گيرد كه تغذيه هم يكي از آنهاست.

بدين ترتيب فرد به گونه‌اي غذا مي‌خورد كه از آن لذت ببرد. در اين حالت ديگر غذا مثل گذشته صرفا براي پاسخ گويي به نيازهاي اوليه بدن نيست؛ بلكه كمترين آن است و مسائل ديگري همچون بازنما كردن هويت، نشان دادن منزلت و پايگاه اجتماعي، امكاني براي توسعه ارتباطات با ديگران و ... اولويتهاي مهمتري شمرده مي‌شوند، و از آنجا كه هر كنشي، دربردارنده مجموعه وسيعي از معاني، نشانه‌ها و دلالتهاست، اين مسئله اهميت مي‌يابد كه فرد غذايش را با چه كسي، در چه زماني و مكاني، چه وقتي و چگونه مي‌خورد. چرا كه با رشد فرديت، كنشهاي اختياري و دايره انتخاب ما بيشتر شده و اينكه فرد چه انتخابي در رابطه با هر كدام از اين موارد داشته باشد، دلالت بر معني و نشانه‌اي متفاوت دارد.

رستوران بر اين اساس اگر به رستوران رفتن و برگزاري مراسم سنتي در اين مكان در يك چارچوب فرهنگي نگاه كنيم، مي‌توان گفت افراد بيش از آنكه براي صرف غذا به رستوران بروند، براي توليد معاني به آنجا مي‌روند و به همين دليل است كه حاضر مي‌شوند، هزينه زيادي براي آن صرف كنند. اضافه هزينه غذايي كه در رستوران صرف مي‌شود، در واقع پولي است كه براي توليد و مصرف معنا پرداخت مي‌كنند، و مهمترين معنايي كه از رستوران به مثابه يك نشانه دريافت مي‌شود، مدرنيته و مدرن بودن است. غذا خوردن در بيرون از منزل مي‌تواند يك نشانه مدرن شدن باشد، در مقابل غذا خوردن در خانه كه يك سبك سنتي است. در اين ميان مشاهده مي‌كنيم حتي واژه رستوران هم ترجمه نشده است و همچنان به عوان يك واژه انگليسي-فرانسه باقي مانده است. بنابراين مي‌توان گفت اين تمايل به مدرن شدن يا امروزي شدن است كه غذا خوردن در رستوران را به عنوان اوقات فراغت به امري بهنجار تبديل كرده است. همچنانكه طيف افرادي كه به رستوران مي‌روند، اكثرا افرادي هستند كه تمايل بيشتري به مدرن شدن دارند. البته اين بدين معنا نيست كه افراد سنتي به رستوران نمي‌روند؛ بلكه عمدتا در مواقع ضروري و اجبار كه غذاي خانگي در دسترس آنان نيست، به رستوران مي‌روند كه اين دو معني با هم متفاوت است. گرچه به نظر مي‌رسد هر روز بر تعداد كساني كه ترجيح مي‌دهند در رستوران غذا صرف كنند، افزوده مي‌شود.



با توجه به آنچه در مورد رستوران به عنوان يك پديده مدرن گفته شد كه ارزشها و انگاره‌هاي مخصوص به خودش را داشته و با گذشت زمان به شيوه‌اي رايج در ميان ايرانيان تبديل شده است، آنچه مشاهده مي‌شود مدرن شدن پديده‌هاي سنتي است كه از قرنها پيش جزئي از زندگي ايرانيان بوده است. براي مثال هم اكنون تشريفات عروسي كه به لحاظ فرم يك امر سنتي است، در بيرون از خانه و در رستوران انجام مي‌شود. در واقع آنچه باعث رواج يك پديده مدرن يعني رستوران شده است، همان سنت كهن است كه در قالب تشريفات عروسي انجام مي‌شود، و بدين ترتيب شاهد رواج يك پديده مدرن توسط يك امر سنتي هستيم.

اما آنچه رستوران رفتن و غذا خوردن در بيرون از خانه را تبديل به مهمترين شكل اوقات فراغت در جامعه سنتي ايران كرده است - گذشته از همه آنچه ذكر شد و همه دلايلي كه ناشي از عدم وجود برنامه، مكان و سرگرميهاي مناسب براي پر كردن اوقات فراغت در ساختار جامعه است - به سبك زندگي و فرهنگ خانواده‌هاي ايراني باز مي‌گردد. ويژگيهاي منحصر به فرد رستوران در حوزه فرهنگ كه شامل مسائلي چون سرپوشيده بودن فضا، وجود امنيت، فضاي كنترل شده و آرام و مجموعه رفتارهايي كه در اين مكان شكل گرفته است، مي‌باشد همگي از جمله دلايلي است كه قابليت استفاده خانوادگي از اين مكان را در ميان خانواده‌هاي ايراني افزايش داده است، و به دليل همين ويژگيها، اين امكان براي رستورانها و فست فودها فراهم شده تا توسعه فزاينده‌اي نسبت به ديگر انواع اوقات فراغت و تفريح همچون سينما، پارك، تئاتر و بسياري ديگر از نهادهاي مدني داشته باشند، و در نهايت در كنار اين ويژگيهاي فرهنگي، شاهد تنوع بالايي در انواع غذا، قيمت آنها، گستره مكاني و فراوانيشان هستيم كه اين امكان را براي افراد و خانواده‌ها فراهم مي‌كند تا با ارزشهاي فرهنگي و پايگاه‌هاي اقتصادي مختلف و درآمد و سليقه‌هاي متفاوت قادر به انتخاب غذايي مطابق با آنچه مي‌خواهند، باشند.
  • 25 آبان 1395
  • نویسنده: iranchef
  • تعداد نمایش ها: 60
  • نظرات: 0
چاپ

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر