جستجو

عادات غذایی‌ و مرزبندی فرهنگی‌ در شمال ایران

عادات غذایی‌ و مرزبندی فرهنگی‌ در شمال ایران

فرهاد زعفری مولف، محقق غذا و زیبایی شناسی و مدرس دانشگاه

خوردنی‌ها گاهی حتی در نام خود نیز نشانی از خاستگاه و اصالت خود در بر دارند: کلم بروکسل1، سالاد نیسوئَز2، اسپاگتی بولونِز3، استیک تارتار4، کوفته تبریزی، و بسیاری نمونه‌های دیگر. در عین حال، مردمان و گروه‌های قومی نیز، گاه توسط عادات غذاییشان (که عموما بارِ منفی‌ دارد) مورد اشاره قرار می‌‌گیرند: ا‌نگلیسی ها، فرانسوی ها را "قورباغه خور"5 و در مقابل فرانسوی‌ها نیز ا‌نگلیسی‌ها را "رُسبیف"6 و هر دوی آنها ایتالیایی‌ها را "ماکارونی‌" می‌‌نامند. در افغانستان، ازبک‌ها را "رشته خور"7 و در ایران اعراب را "سوسمار خور" لقب می‌‌دهند. این القاب نه تنها میانِ ملل، بلکه در داخل مرز‌های یک سرزمین نیز می‌‌توانند وجود داشته باشند. مثلا در فرانسه، ممکن است اهالیِ منطقه ای، اهالی منطقه ی همسایه ی خود را از خود پایین تر شمرده و برای توصیف موهنانه ی آنان از القابی چون "حشره خوار"، "آشغال خور"، "مگس خوار"، یا "تفاله خور" (به پسوند "خور/خوار" در پایان همه ی آنها دقت کنید) استفاده کنند. علاوه بر خصوصیات گروهی افراد، استفاده از اصطلاحات مربوط به غذا‌ و ذائقه، گاه برای توصیف ویژگی‌های فردی هم به کار می‌‌روند. مثلا فردی که اندام فربه و گردی داشته باشد را "رولی پولی‌"8، یا بانویی که بسیار لاغر باشد را "به نازکی پَنکِیک"9 توصیف می‌‌کنند. این توصیفات حتی از توصیف ظاهر هم فراتر رفته و برای توصیف خصوصیات انسانی‌ و اخلاقی‌ نیز به کار می‌‌روند. مثلا در فرانسه، یک فرد مهربان "به خوبیِ‌ نا‌ن تازه" است. یا در بسیاری از کشور‌ها ممکن است دختری "عسل" و یا "به شیرینی‌ شکر" باشد. یا در ایران افراد بذله گو را "با نمک" (و برعکس آن را بی‌ نمک) توصیف می‌‌کنند.
  • 10 دی 1397
  • نویسنده: iranchef
  • تعداد نمایش ها: 43
  • نظرات: 0
چاپ

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر