جستجو

کافی شاپ هنر مندان و ورزش کاران

کافی شاپ هنر مندان و ورزش کاران

ایران شف اولین بانک اطلاعات مرجع هتل - رستوران - کافی شاپ در ایران

کافه داری، از آن کارهاست که آدم را قلقلک می دهد. البته نه خود کافه دار جماعت را، بلکه آن ها که به این کار عشق و علاقه دارند را! بنابراین، تعجبی ندارد که ببینیم بین هنرمندان - که معمولاً پرچمدار کافه نشینی هم به حساب می آیند و از علاقه آن ها به این پدیدهء نو زیاد گفته شده- چند تایی اسیر وسوسهء راه انداختن کافی شاپ و داشتن کافه ای با سلیقه خود، شده اند.


قصه تولد کافه هنرشهاب حسینی
توسط فرهاد زعفری شرکت ایران شف کلید خورد.

پیدا کردن کافه هنر اصلا کار سختی نیست. وقتی وارد لواسان می‌شوید بدون این‌که نیاز باشد به‌دنبال بلوار امام خمینی بگردید، در این بلوار در حال حرکت هستید. فقط باید کمی حواس‌تان را جمع کنید تا مرکز خرید هدیش را پیدا کنید. آقای حسینی مثل همیشه نه تنها خوش‌قولند که زودتر هم در کافه حاضر شده‌اند. منتظر می‌مانیم تا چند تماس تلفنی مهمی که دارند بگیرند و بعد صحبت‌های‌مان را شروع کنیم. مدیریت کافه بنا به گفته شهاب حسینی برعهده همسرش است. وقتی از او می‌پرسم که قصدش از برپایی این کافه چه بوده، در پاسخ می‌گوید: دلایل متعدد و مختلفی داشت. یکی این بود که دلم نمی‌خواست به لحاظ اقتصادی فقط به سینما وابسته باشم. داستان هم از آنجایی شروع شد که یک روز که همراه خانواده‌ام بودم تصادفی برای‌مان اتفاق افتاد که ممکن بود به قیمت خیلی بدی برای‌مان تمام شود. خدا را شکر این اتفاق نیفتاد ولی این حادثه من را به فکر فرو برد که اگر در آن لحظه اتفاقی می‌افتاد من عملا همه چیز را از دست می‌دادم، به‌خصوص خانواده‌ام خیلی به خطر می‌افتادند. از همان موقع ترجیح دادم به فکر یک حرکت بیزینسی باشم البته بیشتر به خاطر خانواده‌ام. اهل ریخت و پاش هم در زندگی نبودم و طی این سال‌ها همیشه سعی کرده بودم پس‌اندازی داشته باشم و با آن پس‌انداز هم توانستم سرقفلی نیمی از این کافه را که مشاهده می‌کنید، خریداری کنم.

از جنس کلبه
کافه هنر طراحی و دکوراسیون داخلی جالبی دارد که توسط شرکت ایران شف فرهاد زعفری اجرا و راه اندازی شده است

از جنس کلبه
نه می‌توانید بگویید شبیه خانه است نه‌می‌توانید صرفا به شکل یک کافه به آن نگاه کنید زیرا آمیزه‌ای از هر دوی این‌هاست! کافه از بیرون به شکل یک کلبه کوچک جنگلی است البته اگر با کمی دقت به اطرافش نگاه کنید متوجه قسمت دیگری در خارج کلبه می‌شوید که از چند صندلی و 2 آکواریوم بزرگ که ماهی‌های بسیار زیبایی هم دارند، درست شده که فضایی ساده اما دوست‌داشتنی را شکل داده است و بیشتر شبیه لوکیشن یک فیلم به‌نظر می‌رسد. آنقدر چیدمان و طراحی بیرونی و داخلی کافه زیبایی دارد که نتوان به سادگی از کنارش گذشت و از چگونگی‌اش نپرسید: طراحی این‌جا براساس آن چیزی که به ذهن من و همسرم رسید، انجام شد. از آنجایی که من عاشق چوبم ترجیح دادم از وسایل چوبی زیاد استفاده کنم تا کافه محیطی گرم و صمیمی همراه با انرژی خوبی داشته باشد. می‌دانم که اینجا خیلی پرفکت نیست اما دلم می‌خواست در عین حال یک سادگی‌ای هم داشته باشد. دوست داشتم فضای داخلی کافه مانند داخل خانه باشد. ایده بیرونی‌اش هم باز از خودمان بود که دوست داشتیم یک شکل کلبه مانند داشته باشد چون من عاشق چوب و جنگل هستم.

حسن بزرگ
وقتی با شهاب حسینی صحبت می‌کنید متوجه می‌شوید که بااهمیت‌ترین مسئله در زندگی برایش خانواده‌ای است که دارد و تمام تلاشش هم برای این است که آن‌ها راحت‌تر زندگی کنند! این ادعا زمانی خودش را به اثبات می‌رساند که از او می‌پرسم حسن بزرگی که برپایی این کافه برای او داشته چیست که در پاسخ می‌گوید: حسن بزرگی که این کار داشت این بود که باعث شد یک دغدغه اجتماعی برای همسرم به‌دلیل اداره کردن اینجا به‌وجود بیاید و خیلی از این اتفاق خوشحالم چراکه احساس می‌کردم به‌دلیل شرایط کاری من که مرتبا سر کار یا در سفرم، دچار نوعی افسردگی شده. خوشبختانه کار کافه باعث شد این شرایط بهبود پیدا کند و همسرم هم با نهایت دقت و اشتیاق این کار را پیگیری می‌کند.

پایگاه کوچک
کافه هنر شهاب حسینی توسط شرکت ایران شف طراحی و راه اندازی گردید.

اما ظاهرا یکی دیگر از دلایلی که باعث شده شهاب این کافه کوچک را راه‌اندازی کند این بوده که پایگاهی داشته باشد برای دیدار دوستان و دوستدارانش تا در فرصت‌هایی که دست می‌دهد بتواند با آن‌ها گپ و گفتی داشته باشد و از نظرات و انتقادات‌شان استفاده کند. تنها مسئله‌ای که در این میان او را ناراحت کرده دلخوری افرادی است که از او گله‌مند شده‌اند که چرا همیشه در کافه حضور ندارد؟ که به‌نظر می‌رسد خواسته غیرمنطقی‌ای هم باشد؛ «دوستان انتظار داشتند هر وقت به اینجا تشریف می‌آوردند، من در کافه حضور داشته باشم که چنین چیزی عملا شدنی نیست چراکه اگر وقت کافی هم برای این کار داشته باشم، کارم این نیست. من 15 سال زحمت کار سینما را نکشیده‌ام که در نهایت بخواهم کار کافه‌داری کنم. به‌طور کلی اگر فرصتی برای گپ و گفت و انتقاد پیش بیاید من همیشه خوشحال می‌شوم و استقبال می‌کنم.
یکی دیگر از اهدافم هم از ایجاد این کافه بنابر همان ضرب‌المثل فرانسوی است که می‌گوید: ایده‌های بزرگ همیشه از پشت میزهای کوچک کافه‌ها شکل می‌گیرد. هدفم این بود که در اینجا ایده‌های خوب و خلاق هنری شکل بگیرد.»

راضی هستید
اما شاید بد نباشد نگاهی هم به این مسئله داشته باشیم که کار کافه‌داری منفعت مالی هم برای این بازیگر خوب سینما و تلویزیون ما داشته یا نه؟ که در پاسخ به این سوال می‌گوید: واقعیت این است که این کار به‌دلیل موقعیت محلی‌ای که دارد و این‌که جای پر رفت‌وآمدی نیست درآمد آنچنانی برایم ندارد اما به‌دلیل این‌که لواسان محل زندگی‌ام است و خیلی دوستش دارم و از طرفی به خاطر این‌که همسرم بتواند مدیریتش را برعهده بگیرد، اینجا را انتخاب کردم وگرنه در حال حاضر کمکی به هزینه‌های زندگی‌ام نمی‌کند و از جیب هم برای این‌که صرفا چراغ اینجا روشن بماند، هزینه می‌کنم. فقط امیدوارم که این کار برای آینده و فرزندانم حرکت مفیدی باشد.

دور از هیاهو
«شاید اگر ما از همین فضا استفاده دیگری می‌کردیم مثلا به یک مغازه تبدیلش می‌کردیم از نظر مالی منفعت بیشتری برای‌مان داشت اما در حال حاضر من این کار را بیشتر دوست دارم و برایم مطلوب‌تر است.»دور از هیاهوی شهر و ناآرامی‌های زندگی چند ساعتی را در کافه هنر گذراندیم و حالا زمان آن رسیده تا از این محیط دوست‌داشتنی دل بکنیم و به همان هیاهو و دلمشغولی‌های زندگی باز گردیم. در آخر شاید بد نباشد که شما هم بدانید این کافه دوست داشتنی تا به حال میزبان استاد جمشید مشایخی و رضا صادقی در سالروز تولدشان بوده است تا با این کار بیشتر از قبل به هویت خود اعتبار بخشد

شما می توانید پاتوق و کافی شاپ هنرمندان و ورزشکاران را برای ما ارسال کنید و به این صفحه اضافه نمایید


اما اگر هنرمندان خارجی سراغ تاسیس رستوران های زنجیره ای می روند (مثل سیلوستر استالون و آرنولد شوارتزینگر)، اینجا امور شکمی بیشتر به عهدهء ورزشکاران گذاشته شده؛ مثل فرشاد پیوس و احمدرضا عابدزاده، که فروشگاه فست فوود دارند. فرشاد فلاحت زاده، که در کرج نان داغ- کباب داغ دارد. یا حسین رضازاده، که در گلشهر یک شعبه آیس پک به نامش ثبت شده و هنرمندها همیشه وجه لطیف و زیباشناسانه هر کاری را در نظر می گیرند. آن آرنولد و رامبو هم نه هنر دارند، نه مغز! خلاصه اگر «قدرت الله ایزدی» (رشید) بازیگر تئاترهای طنز و «پیتزا رشید» معروفش در اصفهان را نادیده بگیریم، می شود گفت اغلب هنرمندان از قانون بالا تخطی نکرده و اگر عشقی سراغ کار دیگری رفته اند، کافه داری را انتخاب کرده اند. اینکه گفتیم «عشقی» چون خیلی ها هم هستند که بر خلاف سوژه های این مطلب، فقط برای درآمد خوبش، چراغ خاموش کافه زده اند و صدایش را در نمی آورند؛ خوب، برای آن ها درآمد کافه به عشقش می چربیده لابد



کافه مشکی
به قول جوان های این دوره و زمانه، اسم خفنی دارد. چی را می گوییم؟ همین کافی شاپ «بلک شاپ»، که از اسمش پیداست مال «رضا صادقی» خوانندهء مشکی پوش است. بعد از به کرسی نشاندن اینکه «مشکی رنگ عشقه» و تب پیراهن مشکی و پرچم مشکی و کلی چیز مشکی دیگر، کافه مشکی هم لازم بود دیگر.
این کافی شاپ نبش خیابان «اوستا» (حوالی میدان شیخ بهایی) قرار دارد و خود استاد هم معمولاً شب ها در آن حضور پیدا می کرد؛ با هواداران گپ می زد و گاهی هم با آن عصا و اوضاع، باهاشان می رفت فوتبال. دوآتشه های شیفتهء او، می گویند دریبل هایش را موقع بازی باید دید. ما هم موافقیم، جداً باید دید.
اینکه از فعل ماضی برای این کافه استفاده می کنیم، دلیل دارد: بلک شاپ مدتی است بسته شده. اینکه چرا و آیا باز این پاتوق مشکی باز می شود یا نه، سوالی است که بر ما هم مجهول مانده. درباره کافی شاپ آقا رضا حرف و حدیث زیاد بود. شاید باور نکنید، اما بین ملت شایعه شد که مثلاً آب معدنی های این کافه هم مشکی اند. یا اینکه کنار تابلوی پروانه کسبش نوار سیاه رنگ زده اند، مثل عکس جوانان ناکام! اما تا آنجا که ما دیدیم، فقط رنگ میز و صندلی های بلک شاپ بلکی بود؛ مثل کافه تئاتر. گرچه اینجا هم مثل اغلب کافی شاپ های دیگر همه چیز نو و شیک انتخاب شده و از آن نوستالژی ناب و کم یاب خبری نبود.
به گفته نزدیکان صادقی، قرار است شعبه دوم بلک شاپ هم به زودی در جهانشهر یا عظیمیه کرج (که مشکی پوش آنجا کلی هواردار دارد) افتتاح شود. خوش به سعادت بچه های کرجی، البته در صورتی که عمر این یکی به کوتاهی شعبهء اول نباشد!

کافه خندان
به گفته «حمید خندان» خوانندهء پاپ، کافه «پاپ» با 135 متر وسعت، بزرگ ترین کافی شاپ مجوزدار و ثبت شده در تهران - بلکه کل ایران- است. او همچنین خودش را اولین خواننده ای می داند که کافه دار شده است: «بین بچه های همکار، من اولین کسی بودم که چنین کاری کردم. الان می بینید که خیلی های دیگر هم کافی شاپ زده اند یا در فکر تاسیس کافه هستند.»
بهمن سال 85 بود که کافه پاپ در خیابان شریعتی، کنار بیمارستان ایرانمهر کار خودش را آغاز کرد و از همان ابتدا می شد خیلی از چهره های آشنا را در آن ملاقات کرد. جدا از خود حمیدخان که معمولاً هر روز عصرها در کافه دیده می شود؛ کسانی مثل بروبچه های تیم والیبال هنرمندان (که خود خندان هم عضو فعال این تیم است)، ایرج نوذری، امیر نوری، حسین استیری، مهدی مقدم، پویا امینی، امین زندگانی و خانم ها آرام جعفری، نگار فروزنده، نگین صدق گویا، بهنوش بختیاری و... از پاتوق نشینان ثابت این کافه هستند و اغلب می شود چندتایی از آن ها را دید که دور هم جمع و به گفتگو مشغولند. به گفته صاحب کافه، اصلاً دلیل اصلی افتتاح اینجا همین نکته بوده: «راستش ما دنبال پاتوق مناسبی می گشتیم که در آن جمع شویم و همدیگر را ببینیم. گفتیم حالا که اینطور است اصلاً خودمان جایی را راه بیندازیم که مال خودمان باشد و تویش راحت باشیم. اینجا هم محل خوبی است و رفت و آمد به این منطقه راحت است و هم فضایش تقریباً آماده بود؛ برای راه اندازی کافه تغییرات کوچکی لازم داشت.»
وسعت این مکان و هنری بودن جو باعث شده که از کافی شاپ خندان (که خودش هم سابقهء بازیگری در یکی- دو کار سینمایی را دارد) به عنوان لوکیشن چند کلیپ موزیک، فیلم های نود دقیقه ای و حتی سینمایی استفاده شود. اگر از حمید خندان دلیل انتخاب این جای بزرگ را بپرسید، می گوید: «اصولاً از کار کوچک خوشم نمی آید. همیشه دوست دارم کارهای بزرگ انجام بدهم و وقتی خواستم کافی شاپم را راه بیندازم هم این در نظرم بود که باید کافهء من تک باشد.»
دکوراسیون پاپ شیک و باکلاس است. اغلب مشتریان هم از قیمت های این کافه راضی اند، البته به نسبت کافی شاپ های سایر هنرمندان که صورتحساب اغلب شان هوش از کله آدم می پراند!

کافه دوقلو
«حمید عسگری» از آن خواننده هاست که شانسش زد و کارش گرفت و در مدت کوتاهی به یکی از پر کارترین های موزیک پاپ مملکت بدل شد. بازار این برادر آنقدر داغ شد که حتی در جشنواره موسیقی فجر کنار قدیمی هایی مثل «خشایار اعتمادی» یا گروه باسابقه و محبوبی چون «آریان» برای او جا باز کردند. ضمن برگزاری کنسرت در شهرهای مختلف، کیش، همراه «محمدرضا گلزار» در دوبی و...
اما موفقیت های سریع عسگری به عالم موسیقی پاپ ختم نشد. او سال گذشته در بیزینس و کاسبی غیرهنری هم موفق بود و اخیراً زده روی دست رضا صادقی و موفق شده دو کافی شاپ بزند؛ یکی در شهرک غرب که اسمش «ناشناس» یا «بی نشان» یا مخفی یا نمی دانیم چی است، و دیگری در گوهردشت کرج قرار دارد و اسمش را گذاشته «راندوو». این یکی از آن جهت یادمان مانده که انصافاً اسم قشنگ و بامسمایی است: راندوو در زبان فرانسه یعنی: میعادگاه، محل قرار.
می گویند در همین مدت زمان کوتاه، این کافی شاپ های زنجیره ای حسابی کارشان گرفته و به پشتوانه شهرت و محبوبیت عسگری میان نوجوانان، درآمد خوبی نصیب او کرده است. ما که بخیل نیستیم، نوش جانش. به شرط اینکه دوباره کنسرت های بی کیفیت برگزار نکند!

کافه کافی شاپ
این یکی یک کافی شاپ کاملاً هنری است. به عبارت صحیح تر، راستش اصلاً کافه نیست! «کافی شاپ» اسم آلبوم پاپی است با صدای «سعید شجاعی» که همین چند ماه قبل منتشر شد.
عنوان آلبوم هم از آهنگی به همین نام گرفته شده که یک فرق اساسی با سایر تراک های کاست دارد؛ و آن اینکه به صورت دو صدایی و با همخوانی آهنگساز و تنظیم کنندهء کار یعنی «محمد پورجعفری» اجرا شده. درباره این آلبوم فقط می توانیم اضافه کنیم که ترانه هایش را خود خواننده گفته است. همین و تمام.
اما محبوبیت نام کافی شاپ را دست کم نگیرید. پیش تر، یک گروه 10 نفره پاپ با نام «وندا» (به خوانندگی امیر مددخانی و آرتام ضیایی) هم اسم اولین آلبوم شان را «کافی شاپ» گذاشته بودند. این آلبوم در تابستان سال 83 منتشر شد.

کافه مخفی
شایعه کافی شاپ دار شدن «بهرام رادان» زود رنگ واقعیت به خود گرفت. وقتی قضیه به مطبوعات کشیده شد و یک نشریه جوان پسند گزارشی در اینباره نوشت؛ دیگر همه مطمئن شدند که «آقا بهرام هم بعله»!
اسم این کافه «ویونا» است، از اواخر تابستان سال گذشته راه افتاده و در خیابان پاسداران قرار دارد. جزئیات آدرس را هم بنویسیم؟ اگر خیلی طالبید، توی کوچه «دشتستان دهم» می توانید پیدایش کنید. اما عزیزان زیاد ذوق نکنید؛ این کافه یک جای معمولی است مثل بقیه کافه ها، حالا گیریم که جزو شیک و پیک ها و چنین و چنان ها. اما کافی است بدانید حتی زمانی که کشیدن سیگار ممنوع نشده بود هم در این کافی شاپ دودی ها جایی نداشتند. آخر کافهء بی سیگار هم می شود؟ همان عبارت «کافی شاپ» بیشتر به همچین جایی می آید!
ضمن اینکه نه تنها خبری از خود رادان در این مکان نیست، بلکه از او هیچ تصویر و نشانه ای جز چند مجله که عکسش را روی جلد چاپ کرده اند، در این کافی نمی بینی. از این هم بالاتر، اگر از گردانندگان محل بپرسی: خودش کو؟ خودشان را به آن راه می زنند و می گویند: کی کو؟!
آن ها مدعی اند کافی شاپ به شخص دیگری تعلق دارد و فقط: «بهرام رادان زیاد می آید اینجا. همین!»
بر خلاف کافه های صالح علا و مستر بلک، در ویونا رنگ های روشن غالب اند و مثلاً دیوارها کرم و صورتی و این ها هستند. میز و صندلی ها هم به رنگ قهوه ای و خلاصه همه چیز مثبت پسند و قشنگ. چرا خمیازه می کشید؟ برویم سراغ بعدی... اما یک ثانیه صبر کنید! دوستان اشاره می کنند همین یک مدت پیش کافه ویونا از پاسداران به جردن منتقل شده. نگران وقتی که پای خواندن این قسمت گذاشتید نباشید؛ تنها تغییر همین جا به جایی جغرافیایی است و کافی شاپ مورد نظر درست همان شکلی است که قبلاً بود.

کافه فیلم
شاید از همان موقع ها که وقت های بیکاری اش را در «کافه شوکا» می گذراند، وسوسهء کافه داری به جانش افتاده بود. نمی دانیم. فقط می دانیم که حالا «علی مصفا» هم به جمع کافه دارها پیوسته است.
طبقه بالای «سینما جمهوری» جای دنجی هست که حالا به نام کافهء مصفا و همسرش «لیلا حاتمی» شناخته می شود. ماجرا از اواخر همین پاییز گذشته شروع شد. اما خبر راه افتادن کافه که در شهر پیچید، علی آقا صلاح دید در اینباره توضیحاتی بدهد: «این تریا در حقیقت کافی شاپ نیست. بلکه ما تصمیم گرفته ایم كه در طبقه بالای سالن سینما جمهوری فیلم های مستند و زبان اصلی نمایش بدهیم و در كنار این كار، كافه تریایی هم برای پذیرایی مهمانان و علاقه مندان در نظر گرفته ایم. اما تاكید ما بر كار فرهنگی است.»
به گفته مصفا قرار است نمایش این فیلم ها همراه با جلسات نقد و بررسی باشد و در هر جلسه میهمانان ویژه ای حضور داشته باشند. البته تا اینجا هم چند جلسه برگزار شده و گویا برنامه به همین روال ادامه دارد. این زوج هنرمند معتقدند: «محل این کافه جایی از شهر قرار گرفته كه می تواند مخاطب های جدید و علاقه مند به سینما را جذب كند، به خصوص كه هم به تئاتر شهر و هم به دانشگاه نزدیک است. امیدواریم با بیش تر شدن حركاتی از این قبیل، وضعیت سینمای ایران بهبود پیدا کند و سینماها با جذب مخاطبان جدید، جانی دوباره بگیرند.» خدا کند. فعلاً که با ممنوعیت استعمال سیگار در اماکن عمومی، خود کافی شاپ ها هم از رونق افتاده اند و دیگر به بهانه «قهوه و سیگار» نمی شود مخاطبی جذب کرد.
راستی، علی آقا و لیلا خانم اسم بامسمای «آنتراک» را برای پاتوق سینمایی شان انتخاب کرده اند.

کافه کتاب
زور نزن، ایتالیایی نوشتم! این نه اسم یک کافهء واقعی، بلکه عنوان اولین و تنها ترجمه فارسی از نوشته های «استفانو بننی»، نویسنده و روزنامه‌نگار ایتالیایی است که چندی قبل با ترجمه «رضا قیصریه» به بازار آمد.
«کافه زیر دریا» یک مجموعه داستان است که اکثر کارهای آن به طنز نوشته شده، اما کلاً همه جور سبک و زبانی را در آن می شود یافت کرد. یک داستان شاهکار هم دارد به اسم «امداد فوری و کیف آرایش» که قصهء عشق پسر و دختری است به همان نام ها که خواندید! البته برای گنجاندن این مورد در لیست کافه های هنرمندان، فقط به اسم این کتاب استناد نشده و دلیل محکم دیگری داشتیم. توجه کنید: این استاد بننی، کلی کتاب دیگر هم دارد که توی اسم همه شان واژه «کافه» هست. مثل: کافه ورزش، کافه کتاب، کافه رویا و...
ضمناً خود رضا قیصریه هم کتاب «کافه نادری» را نوشته تا ادلهء ما کامل شود. حالا که حرف کتاب شد این را هم بشنوید که اخیراً رمان «کافه پیانو» نوشتهء «فرهاد جعفری» صاحب نشریهء مرحوم «یک هفتم» هم به بازار آمده. کتابی که قهرمانان آن یک عدد راوی (لابد خود فرهادخان) و دختر خردسالش «گل گیسو» هستند!

کافه دیگران ابوالفضل پورعرب در شمال
تا آنجا که ما خبر داریم، «ابوالفضل پورعرب» هم از خیلی وقت پیش در شمال و نزدیک ویلایش یک جایی به اسم کافی شاپ داشت که توسط فرهاد زعفری شرکت ایران شف طراحی و اجرا شد


کافه هنر ، کافی شاپ شهاب حسینی و گفتگو با این سوپر استار
شاید اگر چشمان‌مان را بسته بودیم و جلوی کافه هنر بازش می‌کردیم لحظه‌ای این تصور برای‌مان به‌وجود می‌آمد که در جنگلیم و روبه‌روی یک کلبه ایستاده‌ایم؛ کلبه‌ای که زیبایی درونش کم از بیرونش ندارد. شاید تا به امروز بسیاری از دوستداران شهاب حسینی سری به این کلبه دوست داشتنی زده باشند و وقتی این توصیف را می‌خوانند، بدانند که از چه صحبت می‌کنیم. چند سالی می‌شود که شهاب کافه کوچکی را در لواسان، بلوار امام خمینی، مرکز خرید هدیش افتتاح کرده تا زمان‌هایی که زندگی و حواشی‌اش به او فرصتی می‌دهند به این مکان برود و ساعاتی را در کنار دوستدارانش سپری کند این کافه توسط فرهاد زعفری شرکت ایران شف طراحی و راه اندازی گردید.



منبع : سایت ایران شف اولین مرکز تخصصی راه اندازی رستوران و کافی شاپ در ایران
  • 11 فروردین 1395
  • نویسنده: iranchef
  • تعداد نمایش ها: 1384
  • نظرات: 0
چاپ

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر